در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
نگارنده از این ساختمان از سال 49 خاطره دارد. سالی که هنوز سردر سوخته سینما (تهران) بود، سینمای قدیمی که سال 48 سوخته بود. ساختمان 17 طبقهای که بالایش رستورانی داشت با غذاهای خوشمزه و در همکف ساختمان قهوهخانهای بود، تمیز با غذاهای ارزان؛ قهوهخانهای که پاتوق خیلیها بود، خیلیها که شعر مینوشتند، قصه مینوشتند که من اولین فیلمنامهام را در سال 53 در این قهوهخانه نوشتم.
بعد از انقلاب موقعیت ساختمان فرق کرد که با تعطیل شدن سینماها و رستورانهای خیابانهای لالهزار و استانبول دیگر ساختمان محل تفریح نبود. تهران بزرگ شده بود و محلهای تفریح نیز جابهجا. دیگر معلوم بود این ساختمان مثل ساختمان سینما «ارم» (سهیلای سابق) فرسوده است و باید تعطیل شود.
هفته پیش که از مکان فیلمبرداری فیلم در خیابان «سخایی» بالا میآمدیم، ناخودآگاه ساختمان فرسوده «پلاسکو» را دیدیم و نمیدانیم چرا جمعی که در ماشین بودیم، قدیمی بودن ساختمان و فرسودگی آن مورد توجه ما قرار گرفت. در آن روز نمیدانستیم که هفته بعد این ساختمان فرو میریزد. از این ساختمانهای قدیمی باز هم در شهر هست. این ساختمانهای قدیمی باید تعطیل شوند و در اختیار میراث فرهنگی قرار گیرند که معماری قدیمی تهران باقی بماند و دیگر مردمی زیر آوار نمانند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: