دستهای زیادی رو به آسمان بلند است، سلامت آتشنشانان و نجات آنها از فاجعه پلاسکو دعای بسیاری از ایرانیان است؛ افرادی که حادثه ساختمان پلاسکو روی قلبشان سنگینی میکند و دنبال یافتن پاسخی قانع کننده برای این پرسش هستند: چرا چنین حادثههایی بموقع پیشگیری نمیشوند؟
پلاسکو اولین حادثهای نیست که در گلوی بیشتر ایرانیان بغض میشود، کافی است تقویم حادثه را کمی مرور کنید، آن وقت است که به حوادثی مانند آتش گرفتن ساختمان تولیدی پوشاک در خیابان جمهوری میرسید که اواخر دی 92 اتفاق افتاد و در جریان آن دو نفر از کارگران برای نجات جان خود از پنجرههای ساختمان پایین افتاده و جان باختند یا اگر کمی به عقبتر و سال 83 برگردیم، به حادثه ریزش ساختمان سه طبقه بانکی در شهرک اکباتان بر میخوریم، حادثهای که نفس خیلیها را برای نجات جان 57 نفری که گرفتار شده بودند، در سینه حبس کرد.
بحران آموزش
با این حال پلاسکو ثابت کرد مدیریت بحران کشور از حوادثی که جان، مال و امنیت روانی شهروندان را به بازی میگیرد درس نمیگیرد به همین خاطر حادثهها یکی پس از دیگری تکرار میشوند با این تفاوت که شدتشان بیشتر میشود.
آنچه قربانی میشود مال، جان و امنیت شهروندان است؛ شهروندانی مانند آتشنشانان که به دل آتش میزنند تا ندانمکاری برخیها را جبران کنند، اما این تلاش به قیمت جان آنها تمام میشود و نگرانکنندهتر این که آن طور که باید از این فداکاریها درس گرفته نمیشود، زیرا حوادثی مانند پلاسکو دیر یا زود به فراموشی سپرده میشود و دوباره عدهای به خاطر کسب سود بیشتر قوانین را زیر پا میگذارند.
به همین خاطر برخی کارشناسان بر این نکته تاکید میکنند که شهروندان، مدیران و امدادگران ما بدرستی برای مدیریت بحران آموزش ندیده اند؛ زیرا مسئولان تجهیزات لازم را برای آتشنشانان فراهم نمیکنند، برخی شهروندان در مواقع بحرانی مانع فعالیت امدادگران میشوند و برخی از امدادگران نیز اصول ایمنی را هنگام مدیریت حوادث رعایت نمیکنند.
گرفتار آوار و آتش
تاکنون آمار دقیقی از افرادی که زیر آوار پلاسکو محبوس شدهاند منتشر نشده، اما محمد باقر قالیباف، شهردار تهران میگوید: تلاش همکارانم در آتشنشانی تخلیه ساختمان بود و احتمال این که غیر از آتشنشانان کسی زیر آوار باشد، خیلی کم است.
به گفته او، 20 تا 25 نفر از آتشنشانان زیر آوار گرفتار هستند که تلاشها برای نجات آنها ادامه دارد.
قالیباف از همکاری خوب همه مسئولان از جمله ناجا، آب و برق و گاز قدردانی کرد و توضیح داد: سازه 15 طبقه فلزی در ارتفاع یک ساختمان سه طبقه فشرده شده و جدا کردن سازهها و همچنین خارج کردن محبوسشدگان در زیر آوار کار سختی است اما این اقدام بدون هیچ وقفهای ادامه خواهد داشت.
امیر محمودزاده، رئیس پژوهشگاه مهندسی بحرانهای طبیعی نیز درباره علت وقوع چنین حوادثی در تهران به خبرگزاری صدا و سیما میگوید: مدتهاست در کشور نگاه علمی و پژوهشی به حوزه مدیریت بحران نداشتهایم و علت حادثه نبود ساختار علمی و عملیاتی در مدیریت بحران کشور به طور کلی است که حالا این نگاه در تهران بیشتر از دیگر نقاط کشور ملموس است.آن طور که او توضیح میدهد، در این حادثه بیشتر تماشاگر داشتیم تا طراح و فرمانده و برنامهریز و بیشتر کسانی که در این حادثه جانشان را از دست دادند، تاوان کمکاریهای علمی، تحقیقاتی و اجرایی و تکنولوژیکی را دادند.
فاجعه با مرگ زمان
مرور حوادثی که در جریان آن صدمات مالی و جانی زیادی به کشور تحمیل شده، ثابت میکند که در چنین مواقعی از زمان بدرستی استفاده نمیشود.
رئیس پژوهشگاه مهندسی بحرانهای طبیعی نیز چنین نظری دارد، او میگوید: ما زمان را که مهمترین پارامتر در مدیریت بحران است، ساعت اولیه حادثه از دست دادیم . محمودزاده میافزاید: علتی که ساختمانهای قدیمی دچار حادثه میشوند این است که ما یک پلیس بازرسی و کنترل بر روی ساختمانهای قدیمی نداریم و اکثر ساختمانهای قدیمی قبل از ضوابط سازمان نظام مهندسی ساختمان به بهرهبرداری رسیدهاند و اکنون در دوران بهرهبرداری، نظارتی بر عملکرد آنها نیست.
حادثه پلاسکو زنگ خطری جدی است برای مسئولان و شهروندان که نسبت به مدیریت بحران غافلند و تصور میکنند چنین حوادثی فقط برای دیگران رخ میدهد. نگاهی به حادثه پلاسکو ثابت میکند که آموزش شهروندان و مسئولان در این زمینه الزامی است، زیرا پلاسکو تنها یک ساختمان در دل شهر بود و اگر در جریان حادثهای مانند زلزله بخشی از شهر آسیب ببیند، با شرایط کنونی نمیتوان به نجات شهروندان امیدوار بود.
خلأ قانونی برای پلمب ساختمانهای ناایمن و فرسوده
بیش از پنج دهه از عمر ساختمان ویران شده پلاسکو میگذرد؛ آواری که حالا به نماد ناایمنی شهر تهران، بدل شده است. ابوالفضل قناعتی، عضو هیات رئیسه شورای شهر تهران در گفتوگو با جامجم، یکی از مهمترین علل وقوع حادثه «پلاسکو» را خلا قانونگذاری کارآمد برای پلمب چنین ساختمانهای فرسودهای میداند و میگوید: برای پلمب محلهای ناایمن و فرسوده در فضاهای شهری، نیاز به قوانین سختگیرانهتری داریم، اما هماکنون متاسفانه در این زمینه خلا قانونی داریم و افراد با سوءاستفاده از همین خلاهای قانونی، مانع از پلمب واحدهای تجاری ناایمن میشوند.
به گفته قناعتی، الان پاساژ علاء الدین در تهران هم وضعیتی به مراتب بدتر از مجتمع پلاسکو دارد و حدود سه سال است که برای پلمب این مجتمع تجاری هم اقدام شده، اما هر بار مالکان واحدهای تجاری این مجتمع، با استفاده از خلاهای قانونی مثل انتقال پرونده به دادگاه تجدیدنظر و... وقت میخرند و مانع از پلمب ساختمان میشوند.
نداشتن متولی واحد شهری هم موضوع دیگری است که به اعتقاد این عضو شورای شهر در بروز حادثه پلاسکو، نقش جدی داشته است. قناعتی تاکید دارد که نبود مدیریت یکپارچه شهری موجب شده که برخی افراد از این مساله سوءاستفاده کنند؛ در حالی که اگر مجموعه مدیریت شهری فقط در حیطه اختیارات یک نهاد باشد و دایره اختیارات آن نهاد هم به شکلی باشد که بتواند پس از هشدار دادن، ساختمان ناایمن را ببندد، آن وقت دیگر این مالک واحد ناایمن است که باید به دنبال فک پلمب مغازه اش باشد، اما متاسفانه الان برعکس است؛ یعنی مغازههای ناایمن باز هستند و در طول زمان رسیدگی به حکم پلمب در دادگاه، افراد میتوانند همچنان در واحدهای تجاری فرسوده خود مشغول به کار باشند.
مهدی آیینی
جامعه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم