این گونه مجموعه های طنز عمدتا در لوکیشن محدود و با کاراکترهای مشخص ساخته میشود و البته در میان همین گونه مجموعهها گاه اتفاقات خوبی از جهت اقبال مخاطب افتاده است.
به خاطر بیاوریم در اواخر دهه 70 شمسی مجموعهای همچون زیر آسمان شهر با کاراکترهای ماندگارش به درجهای از استقبال مخاطبان تلویزیون رسید که سری دوم و سوم آن نیز ساخته شد که ای کاش قسمتهای دیگر با همان وسواس سری اول و نیازسنجی مخاطب ساخته میشد. در سالهای گذشته هم با همین رویکرد سری طنزهای آیتمی خنده بازار توانست با خلاقیتهای متنی و عبور از تابوهای غیررسمی به مجموعهای پربیننده تبدیل شود و حالا همان تیم تهیه مجموعهای را روی آنتن دارد که گرچه از خلاقیتهای خنده بازار فاصله دارد، اما سعی کرده در قالب یک داستان جمع و جور سراغ معضلات اجتماعی برود.
با توجه به مشکلات فراوانی که فیلمسازان و تلویزیون برای نشان دادن مشاغل داشته و همواره درگیر اعتراض و سوءتفاهم برای اصناف بودهاند، این بار شغل کاراکتر اصلی و پدر خانواده تهیهکننده تلویزیونی است که به علت اوضاع نابسامان مالی و توقف پروژهاش به همه عوامل مقروض است. بهرام گردآوری سعی میکند با گرفتن یک پروژه جدید اعتبار و آبرویش را نزد دیگران بخصوص همسرش باز یابد. همسر او آشپزی ماهر و کدبانوست و پسرش پویا که دانشجوست بسیار به اینترنت و بازیهای کامپیوتر علاقهمند است. خواهر بهرام که دامپزشک است همراه همسر بیکارش در همان شهرک جیم که بهرام و خانوادهاش ساکن هستند زندگی میکنند و در این میان یکی از دوستان بهرام به همراه همسر و خانوادهاش هم در همین شهرک سکونت دارند. طبق روال مجموعههای اینچنینی تمام داستانهای هر قسمت حول محور این چند خانواده چرخد که گاه به صورت جداگانه روایت میشود و گاه کل کاراکترها درگیر مشکل یا موضوعی مشترک هستند.
خانواده همه چیز است
شهرک جیم یک مجموعه خانوادهمحور است که در تصویر کردن خانوادههای ساکن شهرک صرفا خانوادههای بدون مشکل را هدف قرار نداده است. بهرام و شوهر خواهرش به دلیل بیکاری مدتهاست در تنگنای مالی قرار دارند، اما همسران آنها و پویا فرزند بهرام به جای موضعگیری منفی در این باره با پدر خانواده و همسر همراه و همدل هستند و این کانون گرم خانوادگی باعث میشود انگیزه و امید سرپرست خانواده برای مبارزه با مشکلات دوچندان شود.
شهرک جیم به رغم این که از لایههای رویی طنز و کمدی برخوردار است، اما در زیر متن خود به ترسیم یک جامعه هدف در طبقه متوسط شهری میپردازد که اتفاقا دوستداشتنی است.خواهر بهرام بهرغم بیکاری همسرش خم به ابرو نمیآورد و سعی میکند به او کمک کند و مسلما نمایش چنین کاراکتری در شرایطی که بسیاری از جوانان این روزها به دلیل همین مشکلات به فکر جدایی میافتند، نکته ارزشمندی است.
تلویزیون خودش را نقد میکند!
شهرک جیم به وضوح یک خودانتقادی شجاعانه تلویزیون از چرخه پردردسر برنامهسازی و بروکراسی در ساختار اداری این مجموعه است که در قسمتهای ابتدایی حجم زیادی از هر قسمت را تشکیل میدهد. بحثهایی همچون جابهجاییهای مدیریتی، حامیان مالی و اسپانسرینگ برای برنامهها و کمبود بودجه مواردی است که بهرام گردآوری به عنوان یک تهیهکننده باسابقه با آن درگیر است و جالب اینجاست که بدون هر گونه ممیزی و پنهانکاری این اشکالات در این مجموعه به نمایش درمیآید و از این جهت میتوان امیدوار بود این نکته هم باعث اصلاح ساختار و رفع مشکلات برنامهسازی و هم به یک رویه مثبت در تلویزیون تبدیل شود تا به جذب مخاطب بیشتر کمک کند. شهرک جیم در همه قسمتها ارجاعهای مشخصی به برنامههای تلویزیونی و حتی تهیهکنندگانی دارد که در این سالها با همه گرفتاریها، کماکان به این رسانه وفادار ماندهاند.
بیژن بنفشهخواه، سوسن پرور و امیر کربلاییزاده
شهرک جیم از بازیگران طنز تلویزیون فعال در این سالها استفاده میکند. نکته جالب استفاده از سه کمدینی است که در دو سال گذشته و به واسطه برنامه خندوانه در ذهن مردم به عنوان کمدین برتر حضور دارند.
بیژن بنفشهخواه که از یک خانواده کاملا هنری میآید، سالهاست به عنوان بازیگر طنز در مجموعههای تلویزیونی حضور دارد و اینجا هم به نوعی قهرمان قصهای است که بنایش بر شوخی با زندگی معاصر شهری در تهران گذاشته شده است. سوسن پرور و امیر کربلاییزاده با وجود سالها حضور در تئاتر و حتی برنامههای تلویزیونی در یکی دو سال گذشته تبدیل به چهرههای محبوب کمدی تلویزیون شدهاند که به نظر میرسد در شهرک جیم از آنها استفاده حداکثری نشده و میتوانست این اتفاق به شکل ایجاد یک سه ضلعی بین آنها و بده بستانهای کلامی و موقعیتی بیفتد که صرفا بین بنفشهخواه و کربلاییزاده در برخی لحظات به وجود میآید.
اعتیاد به شکلات!
شهرک جیم برای عبور از خط قرمزهای تلویزیون و وفاداری به رویکرد اجتماعی خود تمهیدات بامزهای دارد. به عنوان مثال در یکی از قسمتها به جای سیگار و اعتیاد بهرام و دوستانش از شکلات استفاده میکند و حتی بازیگران شکلات را به شیوه سیگار در دست میگیرند و تمام ارجاعات به شکلات و دیالوگها بیننده را به هدف اصلی میرساند و باقی ماجرا که تمهید هوشمندانهای است و اتفاقا در این مجموعه چند نمونه از آن وجود دارد. این نکته در مجموعه خنده بازار هم وجود داشت و به همین دلیل علاوه بر نداشتن بدآموزی برای کودکان به اهداف خود دست پیدا میکند.
شهرک جیم با وجود ریتم کندی که میتوانست سریعتر باشد، از آن نوع مجموعههایی است که میتواند در تمام طول سال و با یک برنامهریزی مشخص و با توجه به تولید سبک در کنداکتور شبکههای تلویزیونی وجود داشته باشد و علاوه بر ایجاد لحظاتی مفرح، بدون هر گونه پیچیدگی محتوایی پیامهای اجتماعی را به مخاطب انتقال دهد.
یک سرگرمی برای همه
شهرک جیم در دسته برنامههایی قرار دارد که هدفگذاری مخاطب را روی عموم مردم گذاشته و به گروه خاصی از بینندگان تلویزیون تعلق ندارد و از این لحاظ میتوان آن را به ژانر سرگرمی متعلق دانست که از مهمترین گونههای برنامههای تلویزیون است و اتفاقا با وجود ظاهر ساده برنامهریزی پیچیدهای میطلبد. به نوعی که از گروه سنی کودک تا کهنسال را باید پوشش داد. این نکته از آن جهت مهم است که ساعت پخش این مجموعه از بهترین و پرمخاطبترین زمانهای کنداکتور شبکه است و به نظر میرسد برنامهریزی ابتدایی نیز برای دیده شدن توسط طیف وسیعی از بینندگان برنامههای تلویزیون اتفاق افتاده است.
شهرک جیم البته میتوانست از امکانات و زمان فوقالعاده پخش استفاده حداکثری داشته باشد که در حال حاضر اتفاق نیفتاده و شاید مهمترین دلیل آن میتواند، جوانی کارگردانش باشد.کارگردانی که با وجود استفاده از بازیگران حرفهای و کمدینهای امتحان پس داده درگیر مشکلی به نام ریتم است که به نظر میرسد میتوانست با کوتاه کردن پلانها آن را حل کند. شهرک جیم با تمام کاستیها و قوتهایش میتواند تجربه خوبی برای ساخت آثار مشابه در حوزه برنامهسازی ارزان و باکیفیت برای تلویزیون باشد.
محمدمهدی خادم حسینی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: