در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مدیریت سبز، از آن واژگانی است که بتازگی بسیار تکرار میشود و ناظر بر یک رویکرد مدرن است که بر یکپارچگی اجتماعی، اقتصادی و محیط زیستی تاکید دارد، و البته مثل بسیاری دیگر از حرفهای خوب، بیشتر در حد همان حرف خوب متوقف میشود.
از منظر کارشناسی، راهبری مبتنی بر رویکردهای دوستدار محیطزیست و توسعه فرآیندها، یادگیری، هدایت، نوآوری و مشارکت پایدار اجتماعی از طریق مسئولیتپذیری، مفاهیم بنیادین مدیریت سبز قلمداد میشوند که در صورت برنامهریزی صحیح و هدفمند، علاوه بر گسترش و تضمین سلامت عمومی، موجب کاهش هزینهها، افزایش تولید و پایداری ثروت ملی نیز میشود.
انرژی، آب، صدا، هوا، تنوع زیستی، حمل و نقل، فضای سبز، پسماند، ایمنی، بهداشت و مقولههای بسیار دیگری بهصورت مستقیم و غیرمستقیم در این حوزه قرار میگیرند.
گرچه مشکلات زمان اجرا، میتواند هر فرآیندی را از یک رویکرد پویا به یک نقطه ایستا و از یک محرک به یک ترمز تبدیل کند و مدیریت سبز هم از این آفت درامان نیست، اما تجربه نشان داده است در تصمیمات کلان ملی، هر گاه جامعه هدف و مشارکتکنندگان اصلی احساس کنند از منافع آن بخصوص مزایای قابل حصول در کوتاهمدت برای خودشان یا بلند مدت برای فرزندانشان برخوردار میشوند، با اشتیاق بیشتری استقبال میکنند.
کوتاه سخن آن که، میشود انبوهی از آیین نامهها و دستورالعملهای مستند و مستدل علمی در زمینه اهمیت و لزوم مدیریت سبز در ایران آماده و منتشر کرد، اما بهنظر میرسد تا زمانی که نتوانیم مردم را بهصورت ملموس با مزایا و منافعی که از آن خواهند بُرد آشنا کنیم، نمیتوانیم به برداشتن گامهای موثر امیدوار باشیم و مثل همان واژگان اتاق فکر و خرد جمعی و اقدامات راهبردی تنها از تکرار ترکیب «مدیریتسبز» سرخوش میشویم.
دکتر اصغر محمدی فاضل
کارشناس محیطزیست
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: