اعدام شیخ نمر، ادامه تجاوز به مردم یمن و مداخله ریاض در امور کشورهای مختلف که حتی خشم مصر، متحد پیشین این کشور را نیز بهدنبال داشته، از بحرانآفرینیهای بیسابقه این خاندان در تحولات منطقهای به شمار میرود.
وحید احمدی سفیر اسبق ایران در مغرب و کارشناس مسائل سیاسی تاکید دارد که با توجه به بحرانهای بینالمللی و رقابتهای داخلی شاهزادگان، عربستان هم اکنون وضعیت مناسبی ندارد و با این وضعیت حکومت آلسعود به سقوط نزدیکتر خواهد شد. وی در گفتوگو با جام سیاست در این زمینه به سوالاتمان پاسخ داد که در ادامه میخوانید.
عربستان با هزینه دلارهای نفتی تلاش کرده با همراهی برخی کشورها و سازمانهای بینالمللی از برجسته شدن اقدامات ضدحقوق بشری خود جلوگیری کند. این روند تا چه زمانی قابل ادامه است؟
عربستان سعودی در عرصههای مختلف سالهای سال است که سرمایهگذاری کرده و بخشی از این سرمایهگذاری در قالب رقابتهای منطقهای، تحریک و حمایت از قدرتها محسوب می شود. ریاض تمایل دارد در منطقه نقش بازی کند و اثرگذار باشد که از بارزترین این رفتار، حضور و تربیت تروریستهای سعودی وگروههای تکفیری و افراطی،در کشورهای مختلف خصوصا در منطقه میتوان نام برد. البته سعودیها خصوصا در یکی دو سال اخیر در عرصه عراق، لبنان، سوریه و یمن با شکست جدی روبهرو شدند که دراین ماجرا سعودیها در واقع هم سرمایه خود را از دست دادند و هم به اهدافی که دنبال میکردند نتوانستند دست پیدا کنند؛ در نتیجه در راستای خصومتها و دشمنیهایی که داشته و دارند به دنبال حرکتهای ایذایی یا به تعبیری رسیدن به بخشی از اهدافشان از طریق مباحث حقوق بشری از طریق مجامع بینالمللی هستند. البته برای اولین بار در ادبیات سیاسی سازمان ملل توسط دبیرکل آن رسما اعلام کرد که در جریان گزارشی مرتبط با یازده سپتامبر، سعودیها در حملات به برجهای دوقلو در یازده سپتامبر نقش داشتند، اما بعد دبیرکل تاکید کرد که به دلیل تهدیدات از ناحیه سعودیها و مشکلات و مسائل مالی و فشار عربستان ناچار شده این گزارش را اعلام نکند. هرچند این گزارش رسما عنوان نشد، ولی رسوایی بزرگی برای مجامع بینالمللی شد.
مقامات عربستان با سیاستهای جدید خود عملا شکاف عمیقی میان ریاض و کشورهایی مثل ایران و روسیه و سوریه ایجاد کردند، این شکافها در تحولات منطقه چه تاثیری میگذارد؟
آنچه مسلم است امروز برخی از کشورهای اثرگذار منطقه مانند ایران، روسیه و حزبالله توانستهاند موفقیت خود و حاکمیتشان را در منطقهای به دنیا اعلام نمایند لذا دنیا نیز ناچار شده آن را بپذیرد. سعودیها با همراهی آمریکاییها و برخی قدرتهای منطقهای مثل ترکیه به دنبال این بودند که ظرف سه الی چهار ماه، حکومت سوریه را ساقط کنند و حکومت دلخواه خود را روی کار بیاورند اما دیدیم، پس از گذشت شش سال، نه تنها این اتفاق نیفتاد بلکه امروز سوریه با قدرت ایستاده و حتی دشمنان این کشور قانع شدند که باید بشار اسد در مصدر قدرت باقی مانده تا یکپارچگی سوریه محفوظ بماند. در جریان تحولات سوریه، آمریکا و کشورهای ایادی منطقهای، مثل ترکیه، قطر و خصوصا عربستان سعودی با هزینههای گزاف تلاش بسیاری را برای حمایت از گروههای مخالف حکومت اسد به خرج دادند، اما نهایتا سیاست های آنان با شکست روبهرو شد و متوجه شدند که حرفی برای گفتن ندارند، لذا از باب ناچاری مجبور شدند تغییر وضعیت بدهند و مانند ترکیه به دنبال آبروی ریختهشده و جبران مسیر اشتباهی که رفتند بر آیند تا بتوانند به حفظ منافع خود بپردازند. سعودیها هم در این جریانات به دلیل حضور یک مشت سیاستمدار تازهکار که از حداقل سواد وتجربه برخوردار بودند ابلهانه رفتار کردند و با روشی که در پیش گرفتند باید منتظر تغییرات جدی در اوضاع داخلی خود به دلیل سیاستهای نامطلوبشان باشند. قطعا آلسعود اگر با این وضعیت پیش برود به اعتقاد من با توجه به مشکلات داخلی و رقابتهای داخلی شاهزادگان وضعیت مناسبی نخواهند داشت و این وضعیت آنان را به سقوط نزدیکتر خواهد کرد.
با توجه به اینکه اتفاقاتی بین ایران و عربستان افتاده از شهادت شیخ نمر تا قطع ارتباط میان دو کشور بر سر مناسک حج، آینده روابط دو کشور را چگونه میبینید؟
اولویت اول جمهوری اسلامی ایران داشتن بهترین رابطه با کشورهای منطقه و همسایگان، و عربستان سعودی به اعتبار وجود حرمین شریفین و به اعتبار یک کشور اسلامی است اما آنچه تاکنون نتوانسته وضعیت روابط شکننده دو کشور را بهبود ببخشد، رفتار نسنجیده حاکمان سعودی خصوصا طیف جدیدی است که بر سر قدرت قرار گرفتهاند. حاکمان کم تجربه سعودی به دنبال توسعه دیدگاههای خود هستند چون بعد از انقلاب اسلامی بحث موازنه قدرتهای منطقه به نفع ایران چرخید وعربستان با حمایت غرب هنوز نتوانسته است حرف اول را در منطقه بزند. لذا امروز قدرتهای حامی عربستان که در راس آنها آمریکا قرار گرفته است ناتوانتر از این هستند که بتوانند در منطقه جایگاه و حمایتهایی را از کشوری مثل عربستان سعودی به لحاظ وضعیت داخلی و مشکلات اقتصادی که پیش روی این کشور است داشته باشند. عربستان سعودی هم اکنون به لحاظ اقتصادی با چالشهای جدی روبهرو شده ودر داخل کشور نیز با رقابتهای داخلی و رفتار نسنجیده حاکمان سعودی روبهرو است بنابراین چنین وضعیتی با توجه به مشکلات یمن وحوادث منطقه نمیتواند ادامه یابد فلذا در آینده منطقه و آینده این کشور، تحولات و دگرگونیهایی را شاهد خواهیم بود.
آینده روابط ایران و عربستان را چگونه تحلیل میکنید؟
جمهوری اسلامی ایران به اعتبار حرمین شریفین و به عنوان یک کشور اسلامی، خواهان ارتباط خوب با سعودیهاست ولی این ارتباط مشروط بر این است که سعودیها نیز دست از افراطیگری، حمایت از تروریست و دخالت در کشورهایی مثل بحرین و حمله به مردم بیدفاع یمن بردارند. جمهوری اسلامی ایران اگر سعودی دست از رفتارهای لجوجانه و خصمانه خود بردارد نسبت به ارتباط دو کشور خوش بین است و از آن حتما استقبال خواهد کرد ولی تا وقتی روند رفتاری سعودیها با این کیفیت دنبال شود بعید میدانم رابطه دو کشور بهبود پیدا کند.
لذا تا روند به این سبک و سیاق است و مسئولین سعودی از رفتارهای خصمانه و دشمنی خود نسبت به جمهوری اسلامی و دخالتی که در کشورها دارند مثل حملات به یمن و دخالتها در بحرین صرفنظر نکنند به نظر من نمیتوان آینده مناسبی برای روابط دو کشور تصور کرد.
بحث روابط مقامات آمریکایی و عربستان را با توجه به روی کار آمدن دونالد ترامپ چگونه تحلیل می کنید؟
آمریکاییها به دنبال ردپا و جای پا در منطقه هستند و آنقدر عاقل هستند که با وضعیتی که مسئولین فعلی عربستان سعودی دارند تخممرغهایشان را در سبد های منطقه بگذارند. لذا در برخی اظهارنظرهای مقامات آمریکاییها در دو سه ماهه اخیر اگر نگاهی کنید میبینید که به نوعی برخی مطالب در لفافه مطرح میشود. آمریکاییها وضعیت عربستان را شکننده میدانند چون هم اکنون سعودیها به دلیل خاستگاه تروریستی، در افکار عمومی شرایط خوبی ندارند و به عنوان تهدید، برای جامعه جهانی مطرح می شوند لذا آمریکاییها نمیتوانند خیلی صریح و واضح مثل گذشته با این کشور ارتباطات داشته باشند. با روی کار آمدن فردی مثل ترامپ میتوان گفت که شاید سیاستهای آمریکا به صورت جدی تغییر پیدا کند، اما نباید از یاد ببریم که سیاستهای خارجی ایالات متحده در واقع از مراکز خاصی هدایت میشود و خیلی وجود فرد نمیتواند علیرغم چیزی که در شعارهای تبلیغاتی عنوان شده اثرگذار باشد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم