شهادت تاریخ در پیشگاه اکنون

جزو اسناد وزارت خارجه ایران نامه ای هست به تاریخ 24ذیقعده 1384 از سلطان مراد میرزا حسام السلطنه که در آن روزگار والی فارس بود.
کد خبر: ۹۹۰۲۷
در این نامه آمده است : «جهاز دودی انگلیس مقابل بندر لنگه لنگر انداخته و می گویند که نفرات انگلیسی لنگه را ماخوذ نگه داشته اند که چرا شما به بحرین کمک داده اید».
حسام السلطنه می گوید: «نداشتن کشتی و اسباب بحریه دولتی در خلیج فارس اثرش این است که به رعیت و اهالی بندردولق قاهره شاهنشاهی این قسم تحکمات می نمایند و از بس رعایای آن حدود از ما یاس دارند که به ما هیچ اظهار نمی کنند و ناچارند که رضای بالیوز را به هر طور هست به عمل آورند. این بالیوز که من دیده و می بینم عما قریب بحرین را تصاحب خواهد نمود.»
فراوان فراوان اسناد و مدارک مستحکم تاریخی در اثبات مالکیت ایران در جزایر سه گانه خلیج فارس موج گواهی تاریخ را بر این واقعیت به اکنون می رساند.اینک گوشه دیگری از این اسناد را پیش روی دارید.
چنان که از نوشته بر می آید دولت ایران در سال 1280که قاسمی ها خود را آلت دست انگلیسی ها ساخته بودند ناراحت بوده و عزل حکومت را به یک آدم لایق قابل اطمینان موردنظر قرار داده بود.
دستور ناصرالدین شاه در این باب که لازم نیست حاکم عرب باشد نشان می دهد اعتبار و احترام یکصد ساله قاسمی ها نزد دولت ایران از میان رفته بود و بالاخره دولت ایران درسال 1304حاجی محمد مهدی را به حکومت لنگه منصوب می کند و شیخ قاسمی را دستگیر و به تهران تبعید می کند.
جالب توجه است که در این جریانات شیخ ابوظبی، قوای ایرانی را برای برانداختن قاسمی ها از لنگه کمک می کند.

اسناد اداره محرمانه حکومت هندوستان
تفضیل اقدامات دولت ایران برای عزل قاسمی های بندرلنگه و تجدید قدرت و نفوذ در شیخ نشین ها در مجموعه ای به نام خلاصه جریانات مربوط با سواحل ایران و جزایر 1854تا 1904برمبنای اسناد اداره سیاسی و محرمانه هندوستان فراهم آمده ، موجود است.
در فصل چهارم این مجموعه زیر عنوان اقدامات مختلف برای استقرار نفوذ ایران در خلیج فارس آمده است: «سال 1987-88به لحاظ اقداماتی که از سوی دولت ایران در اجرای یک سیاست تهاجمی به منظور استقرار نفوذ خود به جای موقعیت ممتاز انگلستان در خلیج فارس انجام گرفت ، حایز اهمیت است.
این اقدامات را صدراعظم امین السلطان در تهران و سرتیب حاجی احمدخان که مدتی نایب الحکومه بوشهر بود و یک بازرگان ثروتمند ایرانی به نام ملک التجار که مدتی مسوولیت بنادر و امور گمرکی را به عهده داشت. رهبری می کردند.»
درسال 1887نماینده بریتانیا اطلاعاتی دریافت کرد که سرتیپ حاجی احمدخان به ابوظبی و دیگر نقاط خلیج سفر خواهد کرد. نماینده بریتانیا شک برد که این سفر فقط برای بازدید از دوستان قدیم نیست به همین دلیل دستور داد حرکات وی را زیر نظر بگیرند.

کوشش برای تشکیل یک اتحادیه منطقه ای از سوی ایران
این که احمدخان چه مطالبی را با شیوخ عمان درمیان نهاد معلوم نشد، زیرا وی از آنها قول گرفته بود که موضوع را از مقامات بریتانیا محرمانه نگه دارند.
معذالک شیخ دوبی قضیه را به اطلاع سلطان مسقط رسانید و معلوم شد موضوع مذاکرات پیشنهاد برای ایجاد روابط سیاسی نزدیک تری میان شیوخ مستقل عمان و دولت ایران بوده تا به این وسیله خود را از سیطره بریتانیا برکنار نگه دارند.
از این نکته مسلم است که مسوولان حکومت ایران در این هنگام این سودا را در سر می پروراندند که در برابر موقعیت بریتانیا تفوق سیاسی ایران را در سواحل و جزایر اطراف خلیج فارس تامین کنند.
بریتانیا در برابر این اقدام ایران ، شیوخ مزبور را به تعهداتی که در برابر بریتانیا داشتند متوجه کرد؛ همچنین در اسناد محرمانه دولت هند درباره وقایع حکومت لنگه به شرح حوادث بین قاسمی ها پرداخته شده است.

دور دوم مناقشات 1904
مجموعه اسناد سیاسی سری ، مستقیم با جزایر تنب و ابوموسی ارتباط دارد. دربند 214آن درباره مساله حاکمیت جزایر سیری تنب و ابوموسی در مباحثات سال 1903-5آمده است : «در ژانویه 1903کلنل کمبال گزارش داد که برخی تجار علاقه مندند از جزیره ابوموسی به عنوان پایگاه برای کشتی های شرکت دریانوردان ایران و بمبئی استفاده شود نماینده سیاسی مقیم بریتانیاپیشنهاد کرد که شیخ شارجه در ابوموسی متصرف می باشد و باید پرچم خود را به عنوان مالکیت جزیره در آنجا برافروزد.

نصب پرچم ایران در ابوموسی و تنب
گزارش اسناد سری در بندهای 215و 216ادامه می دهد: «در آوریل 1904مقامات گمرکی ایران پرچم شیخ را از جزایر ابوموسی و تنب پایین کشیده به جای آن پرچم ایران را برافراشتند و تعدادی از پاسداران را در هر دو جزیره به مراقبت گماشتند.
نایب السلطنه هند در تلگراف مورخ 13آوریل 1904به وزیر خارجه بریتانیا پیشنهاد کرد که یک کشتی توپدار همراه نماینده ای از شیخ شارجه پرچم ایران را از محلی که در آن نصب است ، پایین بیاورد و پرچم شیخ شارجه به جای آن برافروزد و گماشتگان ایرانی را از آن جزایر به ساحل ایران انتقال دهد.
وزارت خارجه در این باره از سرهاردینگ نظرخواهی کرد. او عقیده داشت پیش از اجرای پیشنهاد نایب السلطنه باید به دولت ایران فرصت داده شود تا بدون اعمال زور پرچم خود را از آنجا پایین بیاورد. وزارت خارجه نیز با این نظر موافقت کرد.
بنابراین سرهاردینگ با آقای نوز به عنوان شکایت از عمل اداره گمرک ایران مذاکره کرد. اقای نوز در پاسخ گفت : این دستور در اجرای نظر مشیرالدوله بوده است که نسبت به استقرار قدرت دولت در جزایر تنب و سیری و ابوموسی اقدام کنند، همچنین معلوم دارند که دولت انگلستان در باسیدو چه کاره است؛»
همچنین در بند 217اسناد سری آمده است : راجع به تنب و ابوموسی گزارش آقای دامبرین حاکی از آن است که وقتی او به آن جزایر رفته پرچم عربی در اهتزاز بوده و او به رغم اعتراض گماشته شیخ شارجه آن پرچم را برداشته و پرچم ایران را نه در جای آن بلکه در محلی مجاور نصب کرده است.
در جزیره سیری اصلا پرچمی نبوده و او پرچم ایران را بدون هیچ گونه مانع برافراشته و هیچ کس به نمایندگی از شیوخ عرب به او اعتراض نکرده است».

مفهوم استاتسکو از نظر بریتانیا
پرچم ایران از این جزایر به بهانه حفظ استاتسکو در تاریخ 14ژوئن 1904برداشته ، ولی چندی نگذشت که پرچم شیخ شارجه در آنجا نصب شد. دولت ایران که این عمل را مخالف تفاهم فیمابین می دانست اعتراض کرد.
عین الدوله صدراعظم این موضوع را باهاردینگ در میان گذاشت و او پاسخ داد که این موضوع از نظر بریتانیا با حفظ استاتسکو مغایرت ندارد، زیرا چیز تازه ای اتفاق نیفتاده است ، بلکه عربها پرچم خود را در همان جا که پیش از جریانات اخیر وجود داشت ، نصب کرده اند.
هاردینگ در این مذاکره یادآور شد که پرچم ایران نیز در جزیره سیری به رغم ادعایی که راجع به مالکیت آن وجود دارد در اهتزاز است و بریتانیا آن را نادیده می گیرد اما اگر ایران مساله تنب و ابوموسی را دنبال کند، بریتانیا هم دعوی راجع به سیری را که مالکیت ایران بر آن رسما و عانا مورد قبول بریتانیا قرار نگرفته است مطرح خواهد کرد.
در سال 1904پرچم ایران در جزایر تنب و ابوموسی توسط ماموران بلژیکی اداره گمرک برافراشته می شود ولی این بار نیز ایران در مقابل تهدید انگلیس پرچم خود را پایین می کشد به این شرط که مذاکره برای حل اختلاف آغاز شود و طرفین تاحصول نتیجه مذاکره از نصب پرچم در این جزایر خودداری بکنند، علی رغم این توافق در ژوئیه همان سال شارجه پرچم خود را به اهتزار درمی آورد و بریتانیا به اعتراض های ایران وقعی نمی نهد.
اعتراضات از سوی ایران طی سالهای 1905، 1912و 1913میلادی تکرار می شود و هربار واکنشی جز سرسختی و لجاجت از سوی بریتانیا پدید نمی آید.

ادامه اختلافات در دوران رضاشاه
درسال 1923حاجی معین التجار بوشهری درصدد بهره برداری از خاک سرخ ابوموسی و بحرین است و به دولت ایران فشار می آورد تا اختلاف خود را با بریتانیا در برابر جامعه بین الملل مطرح کند. دولت انگلیس به وزیرمختار خود دستور می دهد حوادث سال 1904را به مقامات ایرانی یادآور شود و تاکید کند بریتانیا در صورت لزوم باردیگر به همان اقدامات دست خواهد زد.
دولت ایران 10روز پس از دریافت پیام مذکور ادعای خود را برجزایر ابوموسی و تنب مورد تاکید قرار می دهد. این یادداشت موجب عصبانیت وزیر مختار انگلیس شد که همراه نامه شدیداللحنی به دولت ایران پس فرستاده شد.
در پاییز 1925مدیر کل گمرکات فارس قایقی برای بازرسی وضع معادن خاک سرخ ابوموسی به آن جزیره می فرستد. بریتانیا به این عمل اعتراض می کند و ایران پاسخ می دهد که ابوموسی جزو قلمروی حکومتی فارس است. باز تهدید به اعزام کشتی جنگی تکرار می شود.

مخاطرات راه حل های نظامی و قضایی از نظر بریتانیا
در همین سال مقامات بریتانیا احتمال دادند که ایران با توسل به قوای نظامی درصدد اشغال جزایر برآید یا بخواهد اختلاف خود را با بریتانیا در این باره در جامعه ملل مطرح کند؛ بنابراین لندن امکان عملی اقدامات نظامی ایران و همچنین پیامدهای احتمالی مراجعه امر از طرف ایران به جامعه ملل را مورد بررسی قرار می دهد.
وزارت امورخارجه بریتانیا برآن است که تصرف جزایر از طرف ایران وضع بریتانیا را از نظر حقوقی تضعیف خواهد کرد، بنابراین توصیه می شود اگر بناست که قضیه به جامعه ملل ارجاع شود باید بریتانیا پیشقدم و سعی شود این امر پیش از آن که ایران به اشغال جزایر دست بزند، صورت گیرد.
چنین برمی آید که از نظر حقوقی اقدامات ایران در مورد جزایر 2بار- بار اول در 1888و بار دوم در 1928جدی گرفته شده و وزارت خارجه بریتانیا را به دست و پاانداخته تا اسناد و مدارکی برای اثبات مالکیت و سبق تصرف شیوخ فراهم آورند.
در هر دوبار حکومت هندوستان از حکام شارجه و راس الخیمه خواست تا اسناد و مدارکی را در این باره جمع آوری کنند. حاصل این کوششها اسنادی است که متن آنها در کتاب آقای ولید حمدی نقل شده است که ما به بررسی آن می پردازیم.
در مذاکرات بین تیمورتاش و شیخ شارجه وی پیشنهاد می کند تا انگلیس پای خود را بیرون بکشد تا طرفین خودشان بدون دخالت دیگران به مذاکره بپردازند. تیمورتاش می گوید شیخ شارجه از تنب به عنوان پایگاهی برای قاچاق استفاده می کند و نفعی دیگر در آنجا ندارد.
در مراحل بعد بریتانیا درباره امکان خرید ابوموسی یا اجاره آن سخن به میان می کشد، اما کنسول انگلیس می گوید که این راه عملی نیست و حاکم راس الخیمه که فکر می کند پول زیادی از بابت چراغ دریایی تنب عاید او خواهد شد به این معامله تن درنخواهد داد.
گفتنی است که مطابق گزارش همین مقام انگلیسی در آن زمان سکنه تنب منحصر به 4خانواده ایرانی و سکنه دائمی ابوموسی منحصر به 2ایرانی و 3بلوچ و 2عرب بود، اما زمستان که می رسید تعداد عربهای تنب به 25و تعداد عربها ابوموسی به 50نفر افزایش می یافت و همه این عرب ها پس از موسم زمستان آن جزایر را ترک می کردند و به مراکز صید مروارید می رفتند و از قول تیمورتاش تعداد ایرانی ها در تنب 30نفر و ابوموسی 10نفر است او کل جمعیت را 60نفر برآورد می کرد.
از جالب ترین اسناد درخصوص این مذاکرات ، نامه مورخ 5دسامبر 1930مربوط به هاول نامی ، وزیر مختار انگلیس است که در این نامه به پشت گرمی و نرمش تیمورتاش اشاره شده و از سوی دیگر پیش بینی کرده که تیمورتاش ممکن است از صحنه سیاست ایران خارج شود و نتوان پشت پرده، جریان مذاکرات را هدایت کند.
این اتفاق سال 1933افتاد، اما نامه وزیر مختار مورخ 5دسامبر 1930است. ایا دست اندرکاران سیاست بریتانیا از دو سال و نیم پیش حدس می زدند که چه سرنوشتی در کمین وزیر دربار مقتدر رضا شاه است؛

کوشش بریتانیا در ادامه وضع موجود
در هرحال اسناد وزارت خارجه بریتانیا از آن نشان دارد که هیات وزیران آن کشور در نوامبر 1928با توصیه کمیته فرعی خلیج فارس مبنی بر مداخله نیروی دریایی بریتانیا در صورت اقدام ایران برای اشغال تنب و ابوموسی موافقت کردند، ولی در 11ژانویه 1934دستور داده شد از هر گونه تحرکی در تهران خودداری شود و هدف آن باشد که وضع موجود هر چه بیشتر طولانی تر ادامه یابد.
اما در دستور مورخ 1934.9.13 فرمانده کل قوای هند شرقی نیروی دریایی بریتانیا را مکلف کرد از هر گونه تجاوز ایران بر جزایر ابوموسی و تنب جلوگیری کند.
اما از جمله اقدامات نیروی دریایی ایران در این ایام به پیاده کردن عده ای مامور در تنب و بازپرسی از نماینده شیخ در آن جزیره در تاریخ 26آوریل 1934و نیز پیاده کردن تعداد دیگری مامور در تابستان سال 1933و توقیف یکی از قایقهای متعلق به دبی از طرف ناوایرانی پلنگ در 28آگوست 1934، پیاده شدن عده ای دیگر از ماموران ایرانی از ناوچارک در تنب و بازپرسی از نماینده حاکم راس الخیمه در 13سپتامبر 1934اشاره می شود.

دهن کجی های شیخ راس الخیمه
در پایان سال 1934میلادی ماجرای دیگری پیش می آید. حاکم راس الخیمه در 29دسامبر سا ل 1934دستور می دهد پرچم او از جزیره تنب برداشته شود.
حاکم راس الخیمه معتقد بود انگلیسی ها می باید از بابت فانوس دریایی که در تنب نصب کرده بودند، پولی به او بپردازند و به منظوراعمال فشار دستور داده بود تا پرچم او را درتنب پا یین بکشند.
نماینده شیخ در تنب در آن هنگام گفته بود که «حالا با ید هر دولتی که زور بیشتر دارد بیاید و پرچم خود را نصب کند».
نماینده سیاسی بریتانیا احتمال می داد که حاکم راس الخیمه در تبانی با دولت ایران دست به این کار زده باشد، لذا به یکی از کشتی های جنگی انگلیس دستور داده می شود تا از جزیره تنب پاسداری کند و مواظب اوضاع باشد.
آن گاه درصدد برمی آیند که پرچم شارجه را به جای پرچم راس الخیمه در تنب نصب کنند. بنابراین به شیخ راس الخیمه یک ماه مهلت می دهند تا علم خود را در تنب برافرازد و وعده می دهند در آن صورت پرداخت مال الاجاره از بابت فانوس دریایی را مورد بررسی قرار خواهند داد.
در عین حال به شیخ اخطار می شود که هر گاه در ظرف مهلت مقرر در این باره اقدام نکند پرچم یکی دیگر از شیوخ قاسمی در آنجا برافراشته خواهد شد. در تاریخ 24مارس 1935نماینده سیاسی بریتانیا در خلیج فارس نامه ای به حاکم شارجه می فرستد و از او می خواهد تا پرچم خود را طبق شرایطی که از سوی بریتانیا مقرر شده است ، در جزیره تنب نصب کند و این درخواست در تاریخ 10آوریل 1935به اجرا گذاشته می شود.

ابوموسی در برابر بحرین
مقارن همین ایام وزیر امور خارجه ایران ، باقر کاظمی در ضمن مذاکره با وزیر مختار بریتانیا پیشنهاد می کند بریتانیا دعاوی ایران را در مورد شط العرب و جزایر تنب و ابوموسی بپذیرد و در مقابل دولت ایران از دعاوی خود نسبت به بحرین و نیز مخالفت و اعتراض درخصوص معاهده نامه های بریتانیا با حکام سواحل جنوبی خلیج فارس دست بردارد.
این پیشنهاد طی مذاکرات دیگری نیز که در خلال ماه می آن سال جریان یافت تکرار می شود، اما نتیجه مثبتی به بار نمی آورد.

زینب کامرانی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها