در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گرچه چهل و چهارمین رئیسجمهور تاریخ آمریکا در بیشتر بخشهای این سخنرانی از برنامههایی همچون مبارزه با تروریسم و نوع برخورد آمریکا با مناقشات بینالمللی تمجید کرد اما نگاهی اجمالی به کارنامه اوباما در برخی از این حوزهها نشان میدهد او نهتنها کارنامه قابل دفاعی ندارد، بلکه میراثی مبهم و تاریک از خود بر جای گذاشته است.
قولهایی که عملی نشد
اوباما در روزهای ابتدایی سال 2009 و در دومین روز کاری خود قول داد به سرعت برنامههای شکنجه سازمان سیا را متوقف کرده و زندان نظامی گوانتانامو در کوبا را تنها در عرض یک سال تعطیل میکند. تنها اقدام انجام شده در این زمینه این بود که شکنجهها به گفته مقامات آمریکایی پایان یافت اما تعقیب قضایی افراد مسئول در این پروندهها یا حتی ارائه گزارش در مورد آن به کمیتههای سنا هرگز عملی نشد. در نتیجه به جای جرم شناخته شدن شکنجه، اوباما در حالی کاخ سفید را ترک میکند که این پیام به سیاستمداران بعدی داده میشود که تحت تعقیب قرار دادن مسببان این گونه حوادث تقریبا غیرممکن است.
در مورد گوانتانامو نیز در ابتدای دوره ریاستجمهوری خود به قدری آرام و کند عمل کرد که کنگره توانست با اتخاذ سیاستهای لازم مانع از انتقال آنها به خاک آمریکا برای محاکمه شود. او در ابتدا سعی داشت متهمان حادثه 11 سپتامبر را در دادگاهی محلی در نیویورک محاکمه کند، اما اقدامات سریعتر کنگره موجب شد نه تنها چنین کاری عملی نشود بلکه آنها توسط کمیتههای نظامی در خود گوانتانامو محاکمه شوند. نقد دیگری که در این مساله به اوباما وارد میشود این است که گرچه او بتدریج تعداد این زندانیان را کاهش داد، اما اصرار او به نگه داشتن دهها نفر از این افراد باعث میشود ترامپ برای ادامه فعالیت این بازداشتگاه غیرقانونی کار چندان دشواری نداشته باشد.
در زمینه نظارت بر شهروندان نیز اوباما تقریبا سیاستهایی را دنبال کرد که جرج بوش آن را آغاز کرده بود. هنگامی که ادوارد اسنودن بخشی از این برنامهها را افشا کرد، رئیسجمهور آمریکا اصلاحاتی را در این زمینه کلید زد.
محدود کردن آژانس امنیت ملی آمریکا در ضبط مکالمات تلفنی و ایجاد شفافیت بیشتر در زمینه نظارت اطلاعات خارجی از جمله اقدامات او بود. اما نکته قابل تامل این است که بیشتر افشاگریهای اسنودن مبنی بر نقض حقوق شهروندی آمریکاییها مورد توجه و تفسیر قرار نگرفت.
دورویی در سیاستهای غرب آسیا
اوباما در سخنرانی سهشنبه شب با افتخار از دستاوردهای دولت خود در مناقشات بینالمللی و بخصوص منطقه غرب آسیا سخن گفت. اما آنچه کارشناسان و تحلیلگران بر آن تاکید دارند، سیاست دوگانه ایالت متحده در این منطقه است. برای درک بهتر این مساله کافی است نگاهی به سخنان او در دانشگاه قاهره در سال 2009 بیندازیم که از لزوم ایجاد دموکراسی در کشورهای این منطقه سخن گفت. اما چند سال بعد و با شروع انقلابهای مردمی در این منطقه شاهد بی تفاوتی دولت اوباما به سرکوبهای خشونتآمیز در کشورهایی همچون بحرین و مصر بودیم.
بهعنوان مثال جان کری، وزیر خارجه آمریکا از عبدالفتاح السیسی، رئیسجمهور مصر که با کودتا، دولت منتخب محمد مرسی را کنار زد، درخواست کرد که دموکراسی را در این کشور برقرار کند. همچنین با وجود برخوردهای خشن نظامیان مصر با معترضان خود، کمکهای نظامی پنتاگون نهتنها کاهش نیافت بلکه افزایش پیدا کرد. این دو رویی را میتوان در برخورد با مساله فلسطینیها نیز اشاره کرد. گرچه آمریکاییها طی یک ماه گذشته با عدم وتوی قطعنامه شورای امنیت علیه اسرائیل، انتقادات شدیدی از سوی دوستان صهیونیست خود شنیدهاند، اما دولت اوباما طی هشت سال گذشته بارها در لحظات حساس چنین قعطنامههایی را در محکومیت رژیم صهیونیستی وتو کرد. از سوی دیگر با وجود جنایات جنگی مختلف نظامیان صهیونیست در نوار غزه، کمکهای نظامی آمریکا به سران این رژیم سیر صعودی داشت.
مساله دیگر حمایت مستقیم آمریکا از ائتلاف نظامی عربستان در تجاوز علیه یمن بود که در نتیجه آن بارها غیرنظامیان هدف قرار گرفتند. با افزایش تعداد کشتههای غیرنظامیان و بیشتر شدن صدای انتقادها، فروش بمبهای خوشهای به رژیم عربستان تا حدودی متوقف شد، اما ارسال دیگر تجهیزات نظامی همچنان ادامه دارد. در مورد سوریه نیز حمایتهای گهگاهی از گروههای به اصطلاح میانهرو نقش زیادی در شکلگیری و گسترش گروههای سرشناس تروریستی در این کشور و عراق داشت.
مساله دیگری که اوباما در برخورد با تروریسم روی آن تاکید فراوانی داشت، حملات پهپادی در برخی از مناطق است. اما انجام اینگونه حملات در کشورهایی همچون یمن و سومالی که نیروهای نظامی آمریکا حضور نداشتند، نقض آشکار حقوق بینالملل بهشمار میرود. در کنار این مورد، باید به کشته شدن غیر نظامیانی اشاره کرد که بهواسطه حملات اشتباهی این پهپادها جان خود را از دست دادند.
سیاستهای بینتیجه در آسیا
دولت باراک اوباما طی هشت سال گذشته بارها تلاش کرد با فشار به شورای امنیت، قطعنامههای بیشتری علیه کرهشمالی وضع کند. آنها بهدنبال این بودند که با این سیاستها، پیونگ یانگ ملاحظات هستهای خود را کنار گذاشته و پای میز مذاکره بنشیند. اما نتیجه این سیاستها این شد که اوباما در حالی کاخ سفید را ترک میکند که آزمایشهای هستهای کرهشمالی و احتمال انجام آن در آینده به بالاترین سطح خود رسیده است.
یکی دیگر از کشورهای منطقه آسیا که شاهد چنین سیاستهایی بود، میانمار است. پس از انتقال نسبی قدرت از نظامیان به مردم، مقامات واشنگتن با خوشحالی از تحقق دموکراسی در این کشور منطقه شرق آسیا،سخن به میان آوردند. اما نظامیان این کشور نقش بسزایی در سرکوب مسلمانان روهینگیا در شرق میانمار دارند که این روزها به هیچوجه شرایط مساعدی را تجربه نمیکنند. در مواجهه با چین نیز بسیاری از کارشناسان آمریکایی به این مساله اذعان دارند که اوباما در بسیاری از جنبههای اقتصادی و سیاسی میدان عمل را به پکن واگذار کرد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: