در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در عین حال، انتقادات و نگرانیهای فراوانی نسبت به توسعه این عرصه در ایران وجود دارد و بسیاری از خلأ مفاهیم و پیامهای فرهنگی در عناوین بومی ما ابراز نارضایتی کردهاند. این هفته، سراغ هادی اسکندری، مدیر بخش فرهنگی بنیاد ملی بازیهای رایانهای رفتهایم تا بلکه پاسخی برای این منتقدان یافته و به برخی ریشههای غیبت پیامها و آموزههای فرهنگی در بازیهای بومی پی ببریم.
پیش از هر چیز بگویید از زمانی که مسئولیت مدیریت فرهنگی بنیاد را به عهده گرفتهاید چه اقداماتی کرده و چه کارهایی را در نظر دارید انجام دهید؟
از زمانی که این مسئولیت را به عهده گرفتهام، دو مساله داشتهام. یکی بحث فرهنگ مصرف بازیها بوده و دیگری بحث تولید بازیهایی که بحث فرهنگ در آنها پررنگتر باشد. همیشه به گیم بهعنوان یک محصول فرهنگی - صنعتی نگاه کردهام؛ نه فقط یک محصول صنعتی. جدا از بحث تولید بازیهای فرهنگی، فرهنگ مصرف هم از دغدغههای اصلی من بوده است.
میتوانید بیشتر راجع به این فرهنگ مصرف توضیح دهید که چطور هنوز به فرهنگ لازم نرسیدهایم؟
ما در بحث مصرف عواملی داریم. متاسفانه همیشه با افراط و تفریط عمل کردهایم. بعضیها زندگیشان گیم شده و برخی دیگر کلا صنعت گیم را کوبیده و آن را کاری بیهوده میدانند. قطعا هیچکدام ایدهآل نیست. بحث اینجاست که کی، چقدر و تحت چه شرایطی بازی کنیم. قدیمها همراه گیمها، دفترچههایی عرضه میشد که توصیههای زیادی بابت استراحت پس از فلانقدر بازی یا مناسب بودن یا نبودن بازی برای مخاطب داشت. مثلا عناوینی که تغییر ناگهانی رنگ و نور دارند، از لحاظ پزشکی برای بعضی از افراد مناسب نیست. متاسفانه خلأ این موارد در فرهنگ ما وجود دارد. این فقط یکی از مسائل فرهنگی ماست.
نکته دیگر، نگرش اطرافیان به موضوع گیم است. در آمارها میبینیم که درصد بالایی از والدین در کشورهای غربی، هنگام خرید بازیهای ویدئویی فرزندان را همراهی میکنند. متاسفانه این در کشور ما بندرت رخ میدهد. یکی دیگر از مسائل، انجام ویدئوگیم همراه فرزند است که واقعا پیوند والدین و فرزند را تحکیم میکند. این چیزی است که نتیجهاش را با دختر خودم مشاهده کردهام. این هم در کشور ما خیلی کم اتفاق میافتد. در کل، مسائلی هست که ما خیلی ساده میگیریم، اما واقعا تاثیرگذار هستند. برای من سوال است که چرا در جواب مسائلی مانند «گسست نسلی» بازیهای ویدئویی را بهعنوان یک ابزار کارآمد در نظر نمیگیریم؟
به نظر شما چرا والدین ما مساله بازی همراه فرزند یا نظارت بر سرگرمی او را جدی نمیگیرند؟
جواب دادن سوال با سوال خوب نیست، اما من از شما میپرسم «اصلا چه کسی گیم را جدی میگیرد»؟ هیچکس در فضای جامعه ما به گیم، چه از نظر فرهنگی، چه اقتصادی یا ابعاد دیگر جدی نگاه نمیکند. همه با اسم «بازی» به آن اشاره میکنند و طبعا جدیاش نمیگیرند. ما در بحث اسباببازی یا بازیهای فیزیکی در کوچههایمان هم جدی نیستیم. سابقه ورود بازیهای رایانهای به ایران کم نیست، اما هنوز نگرش همین است.
نکته جالبی بود. سیستم آموزشی ما واقعا توانسته افرادی را تربیت کند که به ذات محتوای مصرفی خود اهمیت دهند؟
یکی از مسائلی که در جهان جدی بوده و تازگی در ایران هم به آن پرداخته میشود، «سواد رسانهای» است. البته ما عمدتا فقط لفظ آن را به کار برده و ابزار خاصی در اختیار کاربر نگذاشتهایم؛ در صورتی که این را میتوانیم بهصورت تشکیل کارگاه یا اطلاعرسانی تقویت کنیم. در عین حال، طبق تحقیقات فردی من بحث «سواد گیمینگ» در حال حاضر بسیار داغ شده است. این که به مخاطب یاد بدهیم چه بازی کند و چطور، در قالب همین مساله مطرح میشود که امیدواریم بتوانیم اطلاعرسانی لازم را داشته باشیم.
چه کاری میتوان کرد که مردم در هر زمینه فرهنگی، بخصوص در حیطه گیم، فراتر از مصرفکننده بودن و رفتن به سمت آنچه فقط تبلیغات زیادی دارد، با تحقیق، عناوین فاخر را انتخاب کنند؟
نمیتوان از همه انتظار داشت مخاطب فرهیخته داشته باشند. مخاطبان اغلب رسانهها، عام هستند. حتی در بحث کتاب هم اغلب مخاطب عام داریم.
که مثلا با فوت نویسنده برای خرید کتابهایش یورش میآورند!
کلا به دلیل اتفاقی خاص به یک عنوان خاص جلب میشوند، با اینکه از قشر کتابخوان همیشه بهعنوان فرهیخته یاد میشود. به نظر من، این سوال که «چطور میتوان مخاطب عام را کنترل کرد؟» سوال بهتری است. ما وقتی گیم را به رسمیت شناخته و مجاری مشخصی برای آن تعیین و سعی کنیم فرهنگ مناسب داشته باشیم، برای مخاطب عام یک سری راهبرد تعریف کردهایم. در این همه سال که از ورود گیم به ایران میگذرد چقدر به مجلات تخصصی گیم بها دادهایم؟ چرا پس از این همه سال یک مجله تخصصی باقی مانده و با سختی به کار خود ادامه میدهد؟
چنین وضعیتی، بازیکن را در معرض جریانها و جوهای عامیانه قرار میدهد. اگر بشنود همه Call of Duty بازی میکنند، به سمت آن میرود. همه از Witcher تعریف کنند، خود را درگیر آن میکند. این مخاطب کاری ندارد Dark Souls به درد من نوعی میخورد یا نه. مرجعی ندارد که نظرش را با آن بسنجد.
البته جو عناوینی مانند Dark Souls واقعا باارزشتر از Call of Duty است.
بله. اما چقدر دوام دارد؟ اتفاقا همین باعث سرخوردگی مخاطب میشود. تجربه او از Dark Souls باعث میشود بیشتر از قبل به Call of Duty بپردازد. به نظر من نبود نگاه جدی بین متولیان امر باعث شده به گیمرها به چشم یک توده نگریسته شود که هر از گاهی با موجی جهت میگیرند. تلاشی برای ساخت یک مرجع مناسب برای آنها صورت نگرفته است. مثلا شما بهعنوان فردی که در این حیطه خبرنگاری میکند، چه آیندهای برای خودتان تصور میکنید؟
من که قید آینده داشتن این حیطه را زدهام! تنها دلیل فعالیتم در این حیطه هم دلبستگی به این عرصه و قلم است، نه چیز دیگر.
دقیقا. وقتی این صنعت در ایران به رسمیت شناخته نمیشود، با کمال احترام نسبت به تمام فعالان این حیطه، قطعا منتقد هم وقت لازم را برای بهبود خود پیدا نمیکند. از جایی به بعد، با سختیهای زندگی و خرج و مخارج روبهرو شده و علاقهاش را کنار میگذارد. ما اصلا منتقدی داریم که ده سال نقد گیم نوشته باشد؟
بنده یکیشان هستم!
(میخندد) بسیار خب. چند نفر این طوری داریم؟ این در حالی است که در سینما، با اینکه شرایط ایدهآلی ندارد، افرادی را داریم که سالهاست کارشان نقد فیلم است و فقط از این راه ارتزاق میکنند. وقتی چنین شرایطی در ایران نیست، بعید است به سطح نقدهای خارجی برسیم. در حالی که بعضی از منتقدهای خارجی حتی مشهور هم میشوند. قطعا هرقدر شرایط برای این افراد فراهم باشد، سطح نقدها نیز بالاتر خواهد رفت.
این روزها، بعضیها به صنعت گیم ایران حمله میکنند که «چرا بازی ایرانی- اسلامی نداریم؟» از نظر شما چنین انتقادی، وقتی از سوی کسانی مطرح میشود که مجبور نیستند چند سال زمان و سرمایه زندگی خود را وقف تولید گیم کنند، چقدر قابل احترام است؟
وجود چنین انتقاداتی را ضروری میدانم تا بعضی چیزها را فراموش نکنیم. در این باره که چرا باید از سازندهای که دغدغههای متنوع مالی و زمانی دارد، توقع دغدغه فرهنگی داشته باشیم موافقم.
به نظر میآید در حال حاضر قشر گیمساز در موضع ضعف قرار دارد و زور بعضی منتقدان به سازندگان میچربد.
به نظرم مشکل ما این است که منتقد ما فقط منتقد نیست، گاهی سیاستگذار است. اینجا خطرناک میشود یا اگر نقدی روی سیاستگذار اثر بگذارد خطرناک است. گزارشهایی را میبینیم که از سوی تصمیمگیران منتشر میشود و ارجاعاتش به بلاگهای یک منتقد است، نه اسناد موثق. اگر بتوانیم این را حل کنیم که البته به خودی خود یک مساله فرهنگی است، اوضاع بهتر میشود.
بتازگی بنیاد تاکید خاصی روی حمایت از عناوین ایرانی- اسلامی دارد. خیلیها مایل هستند بدانند تعریف بنیاد از عنوان ایرانی- اسلامی چیست؟
در بحثهای آداب و رسومی و فرهنگی دو خاستگاه داریم. برخی هنجارها ایرانی هستند و بعضی اسلامی. قطعا کسی انتظار ندارد از این موارد فهرستی ارائه کنیم، چون طیف وسیعی را شامل میشود، اما بهعنوان مثال مسائلی مانند «رفتار گرم با خانواده» یا آنچه در مدل اسلامی به آن «صله رحم» میگوییم در هر دو فرهنگ ایرانی و اسلامی پررنگ است. کلا مقصود ما هر پدیده فرهنگی و اجتماعی است که بهعنوان هنجار تعریف شده باشد.
بهطور کلی هنر ما حتی سینما واقعا در بحث خلاقیت کاستیهایی دارد. حتی سینمای فاخر ما واقعا تا حد زیادی دچار سیاهنمایی شده است. بندرت فیلمی میبینیم که مثبت باشد و پیام اخلاقی واقعی به همراه داشته باشد. حال، سوال این است که بنیاد یا هر نهاد دیگری مانند آموزش و پرورش، قدمی در راه بارورسازی خلاقیت یا کشف خلاقیت برداشته یا میخواهد بردارد؟
دانشکده علمیکاربردی بنیاد که تعطیل شده است. تنها کانال آموزشی بنیاد هم فعلا انستیتوی بازیسازی است که روی بحث فنی تاکید دارد. آموزشهایی که شما میگویید، خیلی کلان است و قطعا به آموزش و پرورش، وزارت علوم یا حتی صدا و سیما بازمیگردد. خلاقیت چیزی است که باید از ابتدا در افراد بارور شده و ما فقط میتوانیم ابزار فنی را به آنها ارائه کنیم.
اغلب بازیسازهای تحت آموزش ما بیست و چند سال سن دارند. این سن دیگر زمان کاشت بذر فرهنگ نیست. ما در دورههای چهار ترمی انستیتو که شاید بعضی از متقاضیها همان را هم به پایان نبرند، قادر نیستیم خلاقیت را آموزش دهیم. این کار به عهده متولیان دیگری است که بتوانند چنین امری را بهصورت بلندمدت پوشش دهند.
بهعنوان فردی که خودش گیمساز بوده، میتوانید نمونهای از یک عنوان ایرانی- اسلامی را مثال بزنید؟
به نظر من یک عنوان ایرانی- اسلامی قرار نیست چیز عجیب و غریب و کاملا بیبدیل باشد. همان که یک بازی به شما آموزش نظم را بدهد از نظر من ایرانی- اسلامی است.
پس مقصود بنیاد، بیشتر انتقال اخلاق است.
دقیقا. من کاری ندارم در فضای دفاع مقدس این پیام رسانده شود یا در دنیای خیالی با مثلا یک سری توپ پلاستیکی. اگر یک عنوان دفاع مقدس، فقط این اسم را یدک کشیده و در باطن تنها خشونت را ترویج کند، واقعا فرقی با Call of Duty ندارد. متاسفانه بعضی از آثار دفاع مقدسی ما اینچنین هستند.
اما وقتی به چرایی و چگونگی ماجرا بپردازیم که چرا به آن «دفاع مقدس» میگوییم، اوضاع خیلی فرق میکند. حتی اگر یک بازیساز بیاید و دنیای یک سری توپ پلاستیکی را به تصویر بکشد که آجرهایی متخاصم به آن یورش بردهاند و بتوانید مفهوم دفاع مقدس را در همین قالب برسانید، برای من مقبولتر است.
نظر همه منتقدان این نیست...
مواردی بوده که مثلا یکی از دست اندرکاران از سازنده انتظار داشته که چون بازیاش به موضوعی خاص میپردازد، حتما باید روی سربند شخصیت اصلی فلان پیام درج شود. البته این غلط نیست، اما نکته اینجاست که چون ابزار درست شناخته نشده، افراد همچنان درگیر مسائل سطحی هستند. از نظر من گیم با شعر فرق دارد، قرار نیست فقط الفاظ در آن به کار برود. با نقاشی فرق دارد که باید حتما نمادها در آن استفاده شود. با فیلم فرق دارد که حتما باید آن را تماشا کرد و… .
پیام اصلی از راه تعامل در گیم است که انتقال مییابد...
دقیقا! اگر قرار بود این تعامل وجود نداشته باشد، فرق گیم با رسانههای دیگر چه بود؟ اگر بخواهم بازی ویدئویی بسازم، باید همان کاری را کنم که در آن اتفاق میافتد. فیلمسازی و برنامه تلویزیونی هم به همان ترتیب. اگر برنامهای تلویزیونی با شرکت دو کارشناس بسازم، اگر از المان تصویر به مقدار لازم بهره نگیرم، در اصل ظرفیت تلویزیون را با یک برنامه رادیویی خراب کردهام. در جشنواره امسال این مساله را مد نظر داریم. عنوانی که از اول تا آخرش شعار و بیانیه باشد راه به جایی نمیبرد. شما وقتی عنوان Brothers را بازی میکنید، مفهوم ارتباط دو برادر را «بازی» میکنید. نه اینکه فقط دوستی آنها را تماشا کنید. شما آن برادرها هستید و دوستیشان را درک و خلقش میکنید. هر گیمی از این حالت فاصله بگیرد به ورطه ابتذال میافتد. اگر من بتوانم تجربه از دست دادن فرزند را در گیم بازی کنم، خیلی متفاوتتر از تماشای آن در فیلم خواهد بود. چنین چیزی تجربه شخصی فرد میشود.
هر عنوانی بتواند با چنین قابلیتی یکی از هنجارهای ایرانی- اسلامی را منتقل کرده و این عنوان در خور آن باشد، برگزیده ما خواهد بود.
ما معتقدیم تولید بازیهای ارزشی و ایرانی- اسلامی باید بهصورت خودجوش و با همت و دغدغه تیم سازنده تولید شود، چراکه در غیر این صورت نمیتوان انتظار یک اثر فاخر را داشت. امیدواریم صنعت گیم در ایران جدی گرفته شود.
سیاوش شهبازی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: