حتی توکل واثقی، کارشناس مسائل آموزشی به جامجم گزارش میدهد که با موسسان مدارسی آشناست که به خانههای دانشآموزان سرمیزنند و خواهش میکنند پدر و مادرها بچهها را در مدرسه آنها ثبتنام کنند؛ نوعی دوره افتادن برای جذب مشتری.
با این که مرضیه گرد، رئیس سازمان مدارس غیردولتی مرداد سال گذشته اعلام کرده بود که فقط 11 هزار و 847 مدرسه غیردولتی در کشور فعال است و به حسب ظاهر نیز این رقم بسیار کوچکتر از آمار 105 هزار مدرسه است که در کشور فعالیت دارد ولی مدارس غیردولتی بیش از آنچه نیاز بوده، رشد کردهاند؛ این را صندلیهای خالی بسیاری از مدارس غیردولتی ثابت میکند.
به گذشته نه چندان دور هم که برگردیم گفتههای وزیر برکنار شده، علیاصغر فانی، در اینترنت قابل بازیابی است که از رشد مدارس غیردولتی در سالهای اخیر انتقاد کرد. حالا این رشد که روزی سیاستی در جهت برونسپاری و کاهش هزینههای دولت در بخش آموزش و پرورش و حتی تلاش برای کیفیتبخشی به خدمات آموزشی بود، بلای جان شده است، هم برای مردم، هم برای موسسان مدارس غیردولتی و هم برای ادارات آموزش و پرورش که ظاهرا تحت فشارند.
دلایل نامعقول برای یک رشد
بعضی مدارس با 30 نفر میچرخند، بعضی با 25 و20 نفر، تعدادی هم با 15دانشآموز. محمد الهی، کارشناس آموزش و پرورش که سالها بازرس مدارس غیردولتی نیز بوده وضعیت برخی مدارس را اینطور توصیف میکند تا خواننده خودش دستگیرش شود اوضاع از چه قرار است. توکل واثقی هم این وضع را تائید میکند و به صندلیهای خالی بیشمار در برخی مدارس غیردولتی اشاره میکند که معضلی است به نوبه خودش.
الهی نیز به صندلیهای خالی در مدارس غیردولتی شمال شهر تهران اشاره میکند که آن را از تبعات فراوانی این مدارس میداند. او توضیح میدهد اگر آن دسته از مدارس مشهور و اسم و رسم یافته را که مشتری برایش صف میکشد، کنار بگذاریم اکثر قریب به اتفاق غیردولتیها روی لبه تیغ حرکت میکنند.
این اوضاع نابسامان بهانهای بود تا دو هفته پیاپی برای گفتوگو با مرضیه گرد، رئیس سازمان مدارس غیردولتی و بررسی دلایل این وضع و احیانا راهکارهای حل این مشکل به انتظار بنشینیم؛ البته به علت آنچه مشغلههای فراوان وی نامیده شد، این گفتوگو میسر نشد.
این سکوت اما پیگیریهای ما را به جایی رساند که حقایقی را فاش کرد، مجموعهای از توجیهات و اشکالات را که در طول سالهای گذشته، حتی هم اینک باعث رشد بیضابطه مدارس غیردولتی شده است. وقتی توکل واثقی، کارشناس مسائل آموزشی اشاره کرد که مدتهاست تاسیس مدرسه غیردولتی به عنوان یک شغل قلمداد میشود و افرادی که تخصصی در حوزه تعلیم و تربیت ندارند براحتی مجوز میگیرند؛ فقط کافی بود که شخصی مسئول آن را تائید کند که این اتفاق افتاد.
دیروز مرادعلی بیرانوند، مسئول مدارس و مراکز غیردولتی استان لرستان، استانی که در غرب کشور جزو سه استان دارای بیشترین مدارس غیردولتی و بیشترین جمعیت دانشآموزی در این مدارس است در گفتوگو با ما توضیح داد یکی از دلایل رشد بیرویه مدارس غیردولتی در کشور، فارغالتحصیلان بیکار و افراد فاقد شغل هستند که آموزش و پرورش را برای صدور مجوز تحت فشار میگذارند.
او حتی به شورای اشتغال استان اشاره کرد که یک چشمش به آموزش و پرورش است تا با صدور مجوز تاسیس مدرسه غیردولتی اشتغالزایی کند؛ البته به زعم او اشتغالزایی ناپایدار.
مجموع این فشارهاست که مقاومت آموزش و پرورش را در مکانها و زمانهایی شکسته و رشد بیضابطه مدارس غیردولتی را سبب شده، رشدی که حالا بیش از هر زمانی تبعات آن لمس میشود.
کیفیت فدای ملاحظات
قانون تاسیس مدارس غیردولتی را که مرور کنیم در بخش مربوط به شرایط اختصاصی موسس، یک گره وجود دارد. قانون فعلی که فعلا ملاک کار است و تا تصویب نهایی قانون جدید در شورای نگهبان اعتبار دارد، دیپلم را برای صدور مجوز برای موسسان مدارس غیردولتی کافی میداند که بیرانوند بخشی از مشکل ازدیاد مدارس غیردولتی را به این تکه از قانون مرتبط میداند.
در قانون جدید البته شرط داشتن دیپلم به لیسانس ارتقا یافته ولی تا این تغییر، تصویب نشود وضع همانی است که تاکنون بوده، این که هر فردی به شرط داشتن دیپلم آستین بالا زده و برای تاسیس مدرسه غیردولتی درخواست دهد.
این معضل و آن نگاه اشتغالزا به مدرسه را که کنار هم بگذاریم، فدا شدن کیفیت برای برخی ملاحظات رو میشود تا آنجا که محمد الهی از بازرسیهایش میگوید که بخشی از مدارس غیردولتی را در حالی دیده که برای کاستن از هزینهها و سرپا ماندن، دیپلمهها و دانشجویان و حقالتدریسها را با حداقل مزد به خدمت گرفتهاند و از سر و ته خدمات آموزشی زدهاند.
پایان خصوصیسازی (که البته آموزش و پرورش آن را مشارکتهای مردمی مینامد) نباید این گونه میشد. مدارس غیردولتی آمده بودند تا بارمالی آموزش و پرورش را کم کنند و با ارائه خدمات آموزشی و پرورشی برتر به بالارفتن سطح سواد دانشآموزان کمک کنند، اما حالا خیلیهایشان درگیر مشکلات شخصیاند، حتی یک جور رقیب برای هم شدهاند، تا آنجا که اگر لازم بدانند مشتری مدرسه رقیب را به سمت خود میکشند.
مریم خباز
جامعه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم