در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
یعنی خارج از تجربه تاریخی که با انگلیس چه قبل از انقلاب و چه بعد از پیروزی انقلاب داشتیم همیشه شاهد چنین عملکردی از انگلیس بودهایم، بنابراین رفتار انگلیسیها سابقه تاریخی دارد، ولی همیشه جمهوری اسلامی ایران متناسب با عملکرد آنها عمل نکرده و عکسالمعلهای منطقی نشان داده است. در مورد اخیر و در واکنش به اظهار نظر نخستوزیر انگلیس در جریان جلسه شورای همکاری کشورهای حاشیه خلیجفارس نیز وزارت خارجه با احضار کاردار این کشور، نسبت به این مواضع عکسالعمل نشان داده است. البته شاید قاطعانهترین موضعی که اتخاذ شد موضع تقلیل سطح روابط به کاردار بود که این بار تعدادی از نمایندگان مجلس با ارائه و تهیه طرحی خواستار کاهش سطح روابط تا کاردار شدند. واقعیت این است که اظهارات نخستوزیر انگلیس هیچ تناسبی با سطح روابط در حد سفیر ندارد و اگر انگلیس بخواهد این سیاست را در قبال جمهوری اسلامی ایران ادامه دهد مجلس یک بار دیگر در جهت تنزل سطح رابطه اقدام خواهد کرد، اما باید ببینیم مسیر کار به کجا منتهی خواهد شد.
بنابراین در تحلیل مناسبات تهران و لندن باید این واقعیت را مدنظر قرار داد که یا رابطه بین دو کشور نباید وجود داشته باشد یا رابطه باید متناسب با رفتار آنها باشد. معمولا در شرایط خوب روابط در سطح سفیر است، اما اگر بنا باشد مقامات یک کشور، کشور دیگر را متهم به انواع اتهامات کنند، نباید مناسبات در این سطح حفظ شود. این بار هم از همین قاعده استفاده میشود. منتها باید دید که مسیر کار به کجا منتهی خواهد شد.
نکته مهم درباره اظهارات اخیر خانم ترزا می این است که ادعاهای او نه فقط تناسبی با حقوق بینالملل و عرف دیپلماتیک ندارد، بلکه فرافکنی کاملا آشکار است. انگلیس و تعداد دیگری از دوستان آمریکا که به وجود آورنده داعش و دیگر گروهکهای تروریستی در منطقه هستند، در حوادث حلب نشان دادند که به چه میزان نسبت به سرنوشت تروریستها حساس هستند. در شرایطی که ما شاهد هیچگونه عکسالعملی در برابر کشتار مظلومانه مردم یمن نبودیم، در این مدت چه از طرف آمریکا و چه از طرف همپیمانان دیگرشان شاهد موضعگیریهایی با هدف فضاسازی هستیم تا عمق جنایتی که اینها مرتکب شده و میشوند در منطقه مستتر و مکتوم باقی بماند.
در برابر این اقدامات، تهران البته باید واکنش در سطوح مختلف نشان دهد. بهکارگیری ابزارهای فرهنگی مانند ساخت فیلمهای روشنگرانه میتواند مطلوب باشد. در این بخش اقداماتی صورت گرفته و عملکرد انگلیسیها چیزی نیست که دنیا از آن مطلع نباشد. اما همه میدانیم کسانی که قدرت را امروز در اختیار دارند و در دنیا در جایگاه شورای امنیت سازمان ملل قرار گرفتهاند همین کشورها هستند. این کشورها براحتی نقض حقوق بشر میکنند و البته خودشان را بزرگترین حامی حقوق بشر معرفی میکنند که این تناقض آشکار است. البته با نگاه به این دوگانگی قطعا نسلهای بعد از انقلاب از عمق این جنایتها مطلع شدهاند.
نکته مهم دیگر اینجاست که نمیتوان برای رسواسازی پارادوکسهای موجود در مواضع مقامات انگلیس، منتظر کنوانسیونهای بینالمللی ماند. کسانی که در واقع بهوجود آورنده یا امضاکننده این کنوانسیون هستند به آن عمل نمیکنند و در پی اقدام آنان اتفاق خاصی هم در دنیا نمیافتد. ما کنوانسیون نقض حقوق کودک را در جهان داریم، اما چند هزار کودک در جنایت عربستان در یمن جان خود را از دست دادند، ولی هیچکس این جنایت را پیگیری نکرد چون قدرت در اختیار این کشورهاست و براحتی حقوق ملتها را نقض کرده و حتی حقوق بشر را پایمال میکنند. این کشورها تعهدات بینالمللی را نقض میکنند و هیچ اتفاقی هم نمیافتد جز اینکه تنها صدای اعتراض ملتها و کشورهایی مستقل و آزاد مثل جمهوری اسلامی ایران در این زمینه شنیده میشود.
بنابراین برای ما تنها ابزاری که در برابر پروژه ایرانهراسی انگلیس باقی مانده، کاهش سطح روابط بخصوص در بعد اقتصادی است که با چنین اهرمهایی باید اصلاح روابط صورت گیرد. چراکه به هر میزانی که عکسالعمل جدیتر باشد میتواند تاثیرگذارتر باشد.
دکتر علاءالدین بروجردی - رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: