امینی در میان مخاطبان تلویزیون، بیشتر با ساخت سریال اولین شب آرامش شناخته میشود و مطلبی نیز با فیلمنامه سریال ستایش به خاطر میآید؛ آثاری که در برقراری ارتباط با مخاطب در زمان خود نسبتا موفق عمل کردند. همکاری این دو نفر و اسامی بازیگران پیشکسوت و جوان در سریال ماه و پلنگ، وسوسه تماشا را صد چندان میکند. داستان یک خطی آن نیز بدیع و شنیدنی است؛ غرور ماه و خواهش پلنگ وحشی برای دست یازیدن به آن و به خاک نشاندنش.
داستان شیطان و طریق رخنهاش در هر یک از کاراکترها و آزمایش آنان در آزمون دروغ، صداقت، بخشش، کینه و بدگمانی. خط اصلی قصه و عوامل، همگی نشان از ظرفیت بالای سریال برای جذب و پایبندکردن بیننده دارد، اما با نگاهی به ماحصل کار بهتر میتوان به بار نشستن این تلاش را به قضاوت نشست. ماه و پلنگ، نخستین ضربه را از دو دستگی فضای حاکم بر فیلمنامه میخورد. هر چه از گرههای نخستین ماجرا و شخصیتهای خانواده حاج صنعان دور میشویم، لحن فیلمنامه تغییر میکند و دیگر از منطق روایی در متن و بازیهای روان و جذاب در اجرا خبری نیست؛ دیالوگهای دور از ذهن و گلدرشت برخی کاراکترها در شرایط رئال و همچنین بازی سرد چند بازیگر به این شرایط دامن میزند.
همین موضوع از عیار اثر میکاهد و بر چندپارگی آن میافزاید. این تغییر لحن بخصوص با ورود شخصیت محسن و شوخیهای کهنه و گاه عجیب او بیشتر به چشم میآید که نه در تعدیل تلخی رویداد محوری موثرند و نه لبخندی به لب مینشانند؛ بلکه از یکدستی کل اثر بیرون میزنند. پیگیری ماجرا با شخصیتهای جدید و نمایش تاثیر سوء گناه در زندگی آنان، برای مخاطبی که سر نخ قصه را با شخصیت حاج صنعان و خانوادهاش در دست گرفته، ترفندی نو در شیوه روایت و فرم است، اما به نظر میرسد این شکستگی نسبی زاویه دید نتوانسته، یکپارچگی اثر را حفظ کند. خلق و ورود آدمهای جدید به قصه موجب شده، برخی شخصیتها در دل پیچیدگیها به فراموشی سپرده شوند و بند ارتباط مخاطب با آنان چند قسمت یکبار گسسته و از نو بنا شود.
ماه و پلنگ، از جایی به بعد میان دو ژانر در رفت و آمد است و در آخر، نه این میشود و نه آن. ویژگیای که مطلقا به بافت قصه و به نقطه شروع، بیارتباط و ورای اقتضای آن است. نمونهای از آن را میتوان در تفاوت فضای کمدی ـ عاشقانه و حتی فانتزی در ارتباط میان ملکا و محسن در مقایسه با تلخی سرد کتایون دانست و همان گونه که اشاره شد، این اختلاف به بهانه تفاوت شخصیتها و شرایطشان بیننده را قانع نمیکند بلکه او را سرگردان و مدام از حال و هوای تراژدی به کمدی پرتاب میکند. در آخر باید افزود که ماه و پلنگ هر چه دارد، از سوژه نو آن و گاه دیالوگهای آهنگین و پرطمطراق حاج صنعان و بازی دستهای از نقشآفرینانش نظیر داریوش ارجمند و علی شادمان است که توانسته بینندگان خود را تا به آخر همراه سازد. مابقی گویی سر جای خود قرار نگرفتهاند. بازیگران جوانی که پیش از این در دیگر آثار، بازیهای قابل قبولی از خود ارائه دادهاند، در این اثر ستارههایی کمفروغند که با وجود تلاششان نتوانستهاند در القای حس کینه، خشم، انتقام و حتی بذلهگویی موفق عمل کنند و به باور هرچه بیشتر شرایط چیده شده فیلمنامه یاری رسانند.
نوشین مجلسی - جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم