در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این اتفاق میتواند بیانگر اوج تنشهای رسانهای میان دو کشور توصیف شود. این اولین هجمه و انتقاد شدید روزنامههای مصری از عربستان به دلیل سیاستهای ریاض نیست. پیشتر در اکتبر گذشته نیز روزنامه الوطن مصر که به نزدیکی به نهادهای حاکمیتی معروف است، اعلام کرد عربستان از گروههای تروریستی و افراطی در منطقه حمایت میکند؛ واقعیتی که کمتر رسانه عربی در منطقه بصراحت آن را بیان میکند.
الوطن با تیتر «عربستان بهای حمایت از تروریسم و گروههای خشونتگرای مسلح را میپردازد»، نوشت: با روی کار آمدن سلمان، عربستان سیاستهایش تغییر کرده و بر خلاف دوره عبدالله بن عبدالعزیز، این کشور از تروریستها در منطقه حمایت میکند . این تنشها بین ریاض و قاهره در حالی است که تاکنون میانجیگریهای کویت و امارات نیز نتوانسته است از اختلافات دو کشور بکاهد و راه را برای همکاری و آشتی مجدد آنها فراهم آورد.
3 دلیل الانباء برای خیانت سلمان
روزنامه مصری الانباء در توضیح خائن شمردن پادشاهی عربستان سه دلیل را ذکر کرد:
1ـ به وصیتهای برادرش عبدالله بن عبدالعزیز، پادشاه سابق عربستان عمل نکرد و ارسال نفت به مصر را قطع کرد.
2ـ بیانیه اخیر شورای همکاری خلیجفارس را بدون توجه به خواست قاهره تدوین کرد .
3ـ شاه سعودی، مشاور ارشد خود را برای بازدید از سد النهضه در اتیوپی فرستاد و قول همکاری برای تکمیل ساخت این سد داد .
به نوشته این روزنامه، اختلافات مصر و عربستان در دوره ملک سلمان افزایش یافته است. مصر جز در حرکتی ظاهری، ائتلاف سعودی در یمن را همراهی نکرد و اکنون دیدگاهی کاملا مخالف با عربستان در پرونده سوریه دارد.
عمق اختلافات
اختلافات میان عربستان و مصر فراتر از سه موردی است که در روزنامه الانباء آمده بود. با کودتای عبدالفتاح السیسی علیه محمد مرسی رئیسجمهور منتخب مردم مصر در سال 2013، ملک عبدالله پادشاه عربستان ضمن سفری به قاهره از تحولات جدید این کشور با قدرت حمایت کرد. عربستان تعهد کرد نفت مصر را در آینده تامین کند؛ تعهدی که با بروز اختلافات بین ملک سلمان پادشاه کنونی مصر و عبدالفتاح السیسی متوقف شد . در عین حال مصر که توافق کرده بود دو جزیره خود به نامهای صنافیر و تیران را به عربستان واگذار کند، از این اقدام سر باز زد و این موضوع به مهمترین اختلاف دو کشور تبدیل شد.
یکی دیگر از زمینههای اختلاف دو کشور به بیانیه اخیر شورای همکاری خلیجفارس برمیگردد. مصر اصرار داشت در این بیانیه انفجارهای تروریستی اخیر در مصر بخصوص کلیسای قبطیهای مسیحی را که مصر عاملان آن را وابسته به قطر دانست، محکوم کند، اما در بیانیه پایانی شورای همکاری به این مساله پرداخته نشد.
اختلاف شدیدتری که روزنامه الانباء نیز به آن اشاره کرد، به سفر اخیر احمد الخطیب، یکی از مقامات بلند پایه سعودی به کشور اتیوپی برمیگردد. وی در این سفر ضمن بازدید از نحوه پیشرفت کار در ساخت سد النهضه ابراز امیدواری کرد این سد بزودی ساخته شود . برخی رسانهها از کمک چهار میلیارد دلاری عربستان به طرح تکمیلسازی این سد خبر دادند. مصریها احساس میکنند ساخت این سد به معنای قطع سهمیه آب آنها از رودخانه عظیم نیل است که تمام زندگی و حیات مصر به آن بستگی دارد .
عمق اختلافات مصر و عربستان به آنجا رسید که چندی پیش به محض ورود پادشاه عربستان سعودی به امارات، عبدالفتاح السیسی، امارات را ترک کرد. این اتفاق از چشم رسانههای جهان دور نماند و همگان متوجه شدند روز به روز فاصله میان دو کشور بیشتر میشود .
جنگ سرد ریاض و قاهره
بخشی از اختلافات مصر و عربستان اقتصادی است. برای مثال روز گذشته روزنامه القبس چاپ کویت نوشت، عربستان نسبت به قوانین سختگیرانه مصر برای ورود کالاهای سعودی اعتراض کرده است. مصر نیز در توجیه این کار گفته بود باید هر کالایی که وارد کشور میشود برند مشخص داشته باشد و اتخاذ چنین سیاستهایی برای سلامت شهروندان مصری ضروری است .
اما بخش بزرگتر این اختلافات به دیدگاههای متفاوت سیاسی طرفین برمیگردد. مصر هرچند به صورت ظاهری در ائتلاف عربستان علیه یمن حضور دارد، اما حاضر نشد نیرویی برای سرکوب مردم یمن بفرستد. همچنین مصر در تحولات سوریه، دیدگاههایش به روسیه نزدیک بوده و از دولت بشار اسد و ارتش این کشور حمایت میکند. مصر در شورای امنیت نیز حاضر نشد به قطعنامهای ضد اسد رای بدهد و همین موضوع اختلافات شدیدی را میان قاهره و ریاض دامن زد؛ تاجایی که ریاض یک بار میخواست این اختلافات را به اتحادیه عرب بکشاند، اما از بخت بد رئیس اتحادیه عرب، احمد ابوالغیط شخصیت مصری معروفی است که او هم علیه عربستان اظهاراتی کرد. نزدیکی گاه گاهی مصر به ایران هم بخش دیگری از اختلافات عمده قاهره با ریاض است .
فراتر از اینها به گفته کارشناسان، ریاض درصدد شکل دادن روند همگرایی شورای همکاری خلیجفارس و گسترش و بسط بلوکبندی جدید قدرت برای تبدیل شدن به هژمون بلامنازع در جهان عرب ـ سنی است؛ درحالی که مصر به لحاظ تاریخی احساس میکند رهبری جهان عرب را به عهده داشته است. به نظر میرسد این دو کشور به جای همزیستی، اکنون وارد یک جنگ سرد تمام عیار شده باشند؛ جنگ سردی که تازه شروع آن است و باید انتظار داشت برای سالهای دیگر ادامه پیدا کند.
رهبری اعراب ، ردایی گشاد بر تن شاهزادههای ریاض
جف بلنکفورت کارشناس مسائل خاورمیانه در آمریکا: پس از آنکه در نتیجه شورشهای کشورهای عربی رژیمهای سنتی در جهان عرب فرو پاشید وضعیت خاورمیانه به کلی دگرگون شد. رژیمهایی در این پروسه دچار تغییرات شدند که رهبری جهان عرب و داعیه سردمداری جامعه عربی را داشتند. پس از آنکه لیبی، مصر و به نوعی سوریه از این گردونه خارج شدند عربستان بر آن شد تا این جایگاه را پر کند، اما اپیزود بد این قصه آن است که قهرمان آن نه توان پر کردن چنین جایگاهی را دارد و نه اینکه جهان عرب برای او چنین منزلتی قائل است.
عراقیها با ریاض مشکلات عدیدهای دارند و تصور اینکه روزی سوریه بخواهد با عربستان
در خصوص حل مشکلات منطقهای شریک شود غیرممکنترین تصور ذهن بشری میتواند تلقی شود. ریاض در گذشته تلاش میکرد تا چنین چالشهایی را با دلارهای نفتی حل کند اما امروز جیب شاهزادهها خالی و البته دلشان پر است.
علاوه بر مسائل فوق باید به از هم پاشیدگی عربستان و بیاعتماد شدن جهان عرب به آن
به خاطر نزدیکی به تلآویو را هم اضافه کرد که این رویکرد در آینده میتواند ریاض را از گردونه کشورهای تاثیرگذار حتی در مقولات کم اهمیتتر از پروسه تصمیمگیری جهان عرب خارج کند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: