در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش جامجم، عصربیست و دوم اردیبهشت سال 92مردی با مرکز فوریتهای پلیسی 110 شهرقدس تماس گرفت وازدرگیری میان دو مرد مقابل یک بنگاه ملکی خبر داد. ماموران با حضور در آنجا مشاهده کردند صاحب بنگاه با ضربه چاقو زخمی و ضارب نیز متواری شده است. جستوجوها برای دستگیری ضارب ادامه داشت تا این که ساعاتی بعد از این حادثه، مرد زخمی به دلیل شدت خونریزی فوت کرد .
جستوجوها ادامه داشت تا این که چند روز بعد قاتل دستگیر شد و به افسر تحقیق گفت: مدتی پیش خانهام را از طریق مرد بنگاهداری اجاره دادم. پس از مدتی متوجه شدم مرد مستاجر افراد غریبهای را به خانه میآورد و همین باعث مشکلاتی برای همسایهها شده است. وی افزود: ابتدا همسرم نزد بنگاهدار رفت تا درباره مشکل پیش آمده حرف بزند که موفق نشد و با هم جر و بحث کردند. سپس من به سراغ بنگاهدار رفتم تا او مرد مستاجر را از خانهام بیرون کند که با هم درگیر شدیم و نتوانستم خودم را کنترل کنم و با چاقویی که همراه داشتم، او را زخمی و فرار کردم. باورم نمیشد او فوت کند. از آن موقع دچار عذابوجدان شدهام و از کاری که کردهام، پشیمانم.
متهم پس از بازسازی صحنه قتل، روانه زندان شد. پرونده وی نیز با صدور جلب به دادرسی به شعبه 113 دادگاه کیفری استان تهران ارسال شد. عامل این جنایت در جریان جلسه دادگاه قتل را پذیرفت و با ابراز پشیمانی، از اولیای دم درخواست بخشش کرد. قضات دادگاه وارد شور شدند و او را با توجه به درخواست اولیای دم به قصاص محکوم کردند. رای در دیوان عالی کشورتائید و به اجرای احکام دادسرای جنایی تهران ارسال شد. با توجه به ابراز ندامت متهم، واحد صلح و سازش دادسرابرای جلب رضایت اولیای دم وارد عمل شدند. بعد ازتشکیل جلسه و گفتوگو با اولیای دم دیروز توانستند رضایت آنها را جلب کنند. اولیای دم برای رضای خداوند بدون هیچ قید و شرطی قاتل فرزندشان را بخشیدند تا او راه جدیدی در زندگیاش پیش بگیرد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: