حکایت عجیبی است. حالا دیگر زمانی شده که باید با یادآوری جایزهای که 12 سال پیش گرفته ایم خوش باشیم. خیلی وقت است همه چیز را از فوتبال ایران گرفتهاند. نگاهی به قهرمانی تیمهای عربی در لیگ قهرمانان باشگاههای آسیا و هر سال برنده شدن یکی از بازیکنان عرب به عنوان بهترین بازیکن آسیا نشان از این دارد که نهتنها در قدرت و لابیگری در فوتبال آسیا کاری انجام ندادهایم، بلکه قدرتی که داشتیم را هم از دست دادهایم. بارها در کنفدراسیون فوتبال آسیا تصمیمات ضدایرانی گرفته شده است و چون کرسیای آنجا نداشتهایم حقمان را خوردهاند.
البته به تمام اینها هم که اشاره کنیم ایراد اصلی از خودمان است. جدا از قدرت نفوذ اعراب در تشکیلات فوتبال آسیا نباید پیشرفت و زیرسازیهایی که آنها در فوتبال کردهاند را از یاد برد. اگر عمر عبدالرحمان برای دومین بار توپ طلای آسیا را میبرد بدون شک و جدا از لابیهایی که برایش کردهاند خودش هم چیزی در چنته داشته که توانسته به این عنوان برسد.
فوتبال ایران، ستارههای زیادی دارد که هر کدام میتوانند توپ طلای آسیا را از آن خود کنند؛ اما تا وقتی قدرت سیاسی و نفوذ در دل کنفدراسیون فوتبال آسیا نباشد نهتنها اتفاقی نمیافتد، بلکه حق ایران را هم براحتی میخورند. مثل مراسم امسال بهترینهای آسیا که نامزدی از ایران در آن حضور نداشت (بعد از اعتراض مهدی تاج، نام فوتسالیستها در آن قرار گرفت) و فدراسیون فوتبال مجبور شد این مراسم را تحریم کند. فعلا باید با همین تجدید خاطرهها خوش بود تا شاید در آینده اتفاقهای دیگری بیفتد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم