فیلم یک اثر روانشناسانه در حوزه کودکان است که میخواهد با قرار دادن یک کودک در میان موقعیتی حساس واکنش او را نشان دهد. یحیی کودکی که مجبور میشود مدتی با عمهاش زندگی کند با شنیدن حرف بچههای همسایه و رفتارهای مشکوک عمه پی به حقایقی تلخ در زندگی او میبرد. این آگاهی باعث میشود او در موقعیتی خاص به پلیس زنگ بزند و عمهاش را لو بدهد. این قصه تا این جا میتوانست بستر بسیار مناسبی برای یک فیلم اجتماعی و حتی کودکانه باشد حال آن که در طول روایت قصه یحیی این اتفاق نمیافتد.
فیلم ویژگی خاصی در بازیها با وجود حضور فاطمه معتمد آریا و حتی کارگردانی ندارد و علیرغم دکوپاژهای خوب در یک خانه قدیمی که عمده داستان در آن میگذرد در صحنههای بیرونی یک دستیاش را از دست میدهد و سعی میکند با گذاشتن شخصیتی همچون لیلا قصهای فرعی و ممنوعه خلق کند که در سطح میماند. گذشته کاراکترها، انگیزهها و دلایل همگی با دیالوگ گفته میشود و اساسا کنش تصویری وجود ندارد و همین نکته باعث میشود در بسیاری از سکانسها فیلم بیشتر شنیدنی باشد.
یحیی سکوت نکرد بخوبی میتواند بحران جدی سینمای کودک و نوجوان را به تصویر بکشد. جایی که عملا فیلمی برای این قشر وجود ندارد و اگر هم درباره کودکان فیلمی ساخته میشود حاصل برای آنها غیرقابل نمایش است، زیرا هر آن چه که میتواند باعث درجه بندی سنی یک فیلم شود در این اثر وجود دارد.
یحیی سکوت نکرد جهانی خلق میکند که بیشتر به قصههای کوتاه شباهت دارد و میتوانست با وسعت بخشیدن به کاراکترها و داستانش، کودک را در موقعیتی اخلاقی برای لو دادن عمه یا ادامه زندگی با او قرار دهد و الزام آن دانستن این موضوع توسط یحیی است که پدر بازنمیگردد، اما فیلمساز این موقعیت و چالش را از دست میدهد و در پایان با نریشنی بیدلیل قصهای را که نتوانسته روایت کند به فیلم الصاق میکند. نریشنی مبتنی بر افشای حقایقی که از جرم عمه نمیکاهد و صرفا پشیمانی یحیی را نشان میدهد و اگر قرار بر آموزش سکوت نکردن و شجاعانه رفتار کردن همانند عنوان فیلم وجود دارد به کلی با این پایانبندی اشتباه این اتفاق نمیافتد. سکوت یا افشای حقیقت بحران این روزهای جامعه است و این فیلم نمیتواند گامی برای حل این مساله باشد.
بهمن صفایینیا
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم