در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
یک صبح دیگر، وقتی کرکره دکه را بالا دادند، وقتی روزنامههای صبح، داغداغ از چاپخانه به دستشان رسید، باز هم یک تیتر دیگر همانجا میخکوبشان کرد؛ پلمب چند دکه مطبوعاتی متخلف. رد خبر را گرفتند که به همان قانون قبلی رسیدند؛ قانونی که میگفت نباید روزنامهفروشها، سیگار و مواد دخانی بفروشند. قانونی که از پایین بودن سرانه مطالعه در کشورمان خبر نداشت، قانونی که حساب سرعت این روزهای دنیای مجازی و جولانش را در دنیای خبررسانی نکرده بود و نمیدانست داخل خیلی از خانهها، روزنامههای صبح جایشان را به اخبار تلگرامی دادهاند.
یک صبح تازهتر، وقتی آلودگی هوا امان تهرانیها را بریده بود، پای حرفهای یکی از آنها نشستم، یکی از دکهداران مطبوعاتی همین شهر شلوغ؛ روزنامهفروشی که میگفت 80 درصد درآمد او همکارانش از فروش سیگار است، که اگر سیگار نفروشند حتی نمیتوانند اجاره چند میلیون تومانی کیوسک روزنامهفروشیشان را بدهند. جوانی که دوست داشت یک بار، یک مسئول ـ یکی از همانهایی که هر روز تیتر خبرها میشودـ پای حرفهای او و دیگر همکارانش هم بنشیند. جوانی که دلش میخواست یکبار مسئولان نیمهخالی لیوان را هم ببینند، لیوانی که نیمه پرش به سلامت جسم خیلیها میرسد و نیمه خالیاش، سفره بعضیها را کوچک و کوچکتر میکند... آدمهایی مثل همان جوان روزنامهفروش.
مینا مولایی
جامعه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: