jamejamonline
استان ها عمومی کد خبر: ۹۶۶۵۲۵   ۱۹ آبان ۱۳۹۵  |  ۰۴:۴۱

گرگر؛ نامی است غیرمانوس برای خیلی از هموطنان، اما آشنا و دلهره‌آور برای برخی از روستانشینان استان‌های لرستان و کهگیلویه و بویراحمد؛ روستاییانی که برای عبور از رودخانه‌های خروشان راهی جز نشستن روی گرگر ندارند؛ وسیله‌ای که نامش با قطعی انگشتان گره خورده و در نبود پل و راه ارتباطی و البته بی‌توجهی مسئولان در عمل به وعده‌هایشان برای ساخت پل، همچنان به فعالیت خود ادامه داده و هر روز انگشتی از انگشت‌های روستاییان محروم را به یغما می‌برد.

چشم حریص «گَرگَر» به انگشت روستاییان

به گزارش جام‌جم و به گفته مسئولان کشور، شش روستای حاشیه رودخانه در کشور وجود دارد که به دلیل نبود پل روی بخشی از این رودخانه‌ها، ساکنانشان از قدیم برای رساندن خود به آن سوی رودخانه و ارتباط با سایر روستاها و شهرها از وسیله‌ای آهنین و دست‌ساز ـ چیزی شبیه یک تله‌کابین ابتدایی؛ سوار روی یک سیم فلزی با دو قرقره در دو سویش ـ به نام گرگر استفاده می‌کنند. اگر از ترس سوار شدن بر گرگر و گذر از روی امواج خروشان و سهمگین رودخانه هم که بگذریم، باز مشکلی باقی است؛ مشکل و بیمی بزرگ‌تر که بلای جان روستاییان محروم شده و آن این‌که گرگر خوره انگشتان دست است و براحتی انگشت قطع می‌کند؛ انگشتان دست اهالی روستای ابراهیم‌آباد لرستان و چند روستای دیگر در استان کهگیلویه و بویراحمد را، و البته روستاهایی که همچنان از دید مسئولان و رسانه‌ها پنهان مانده است.

روستای انگشتان قطع شده

ابراهیم‌آباد؛ روستایی در بخش معمولان شهرستان پلدختر استان لرستان است که درست روبه‌روی شهر معمولان در آن سوی رود خروشان کشکان واقع شده و سال‌هاست که ساکنانش از کودک و دانش‌آموز گرفته تا پیر و جوان و زن و مرد، برای رساندن خود به آن سوی رود؛ به مدرسه، بازار، محل کار و رتق و فتق امور روزانه‌شان، از گرگر استفاده می‌کنند. البته یک پل تاریخی یک کیلومتر پایین‌تر از روستا وجود دارد، اما دور است و راه آسان‌تر، عبور از عرض رودخانه با هر وسیله ممکن از جمله همین گرگر است که چون با دست به حرکت درمی‌آید، گاه انگشتی لای قرقره‌هایش جامانده و قطع می‌شود.

تاکنون یک‌چهارم از جمعیت 120 نفری ابراهیم‌آباد، انگشتان خود را بین سیم فلزی و قرقره‌های این هیولای ترسناک جا گذاشته‌اند؛ اتفاق تلخ و دردناکی که به مهاجرت نیمی از خانوارهای ساکن این روستا منجر شده و آنها که مانده‌اند، از روی اجبار و نداشتن تمکن مالی بوده است.

البته مسئولان به فکر افتاده‌اند؛ آن‌هم از ده سال پیش؛ اما تمام فکر و همت و تلاششان تا به امروز و پس از ده سال تنها به نصب پایه‌ها و ستون‌های یک پل در رودخانه منتهی شده و هنوز خبری از عرشه پل که بتواند اهالی را به آن سوی رودخانه برساند، نیست.

حمیدرضا کاظمی، نماینده مردم پلدختر در مجلس در این‌باره به جام‌جم می‌گوید: دلیل تکمیل نشدن این پل و به درازا کشیده شدن ساخت و سازش، تخصیص ندادن بودجه و اعتبار قابل توجه در طول ده سال گذشته بوده تا کار را یک‌سره کند و به پایان برساند.

اعتباری وجود ندارد

به گفته وی، شاید اگر همان طرح اولیه، یعنی ساخت یک پل عابر اجرایی می‌شد، تاکنون پل ساخته شده بود، گرچه همان هم یک میلیارد تومان اعتبار می‌خواست، اما حال که برنامه‌ریزی‌ها تغییر کرده و قرار شده پل ماشین‌رو ساخته شود، چند برابر اعتبار می‌خواهد که فعلا وجود ندارد.

عباس محمودی، بخشدار معمولان هم می‌گوید: هم‌اکنون پایه‌های پل روستای ابراهیم‌آباد که 104 متر طول، 12 متر عرض و پنج پایه بتونی دارد، آماده است و فقط نصب عرشه آن باقی مانده که به‌دلیل نبود اعتبار ‌روی پل نصب نشده است و اگر امسال هم این اعتبار تخصیص نیابد، با توجه به نزدیک شدن به فصل بارندگی، آب رودخانه بالا آمده و اجازه ادامه فعالیت را نخواهد داد.

موانع برچیدن گرگرها

و اما پنج روستای دیگر که مردمانش از سال‌های دور برای عبور از رودخانه، به گرگر متوسل می‌شدند، در کهگیلویه و بویراحمد قرار دارند. حسین میرشفیع، معاون وقت راه روستایی وزارت راه و شهرسازی کشور در اواخر اسفند 93 در گفت‌وگو با جام‌جم وعده داد که مشکل همه این روستاها تا پایان سال حل شود؛ وعده‌ای که پیشتر پایان سال 91 برای آن اعلام شده بود.

شیرمحمد راستا، معاون ساخت و توسعه راه‌های استان کهگیلویه و بویراحمد حالا و پس از گذشت چند سال از وعده‌های به سرانجام نرسیده، به جام‌جم می‌گوید: از پنج روستای استان که گرگر تنها وسیله عبورشان از روی رودهای «مارون» و «بشار» بود، دو روستای «گاودانه» در شهرستان کهگیلویه و «برآفتاب جلاله» در شهرستان دنا، پل‌هایشان ساخته شد و مورد بهره‌برداری قرار گرفت؛ گرچه پل «برآفتاب جلاله» که ماشین روست، هنوز برای خودروها قابل استفاده نیست، چون جاده پس از پل هنوز ساخته نشده و قرار است امسال ساخته شود.

به گفته وی، کار احداث پل در دو روستای «موگر» در شهرستان لنده و «سه گدار» در شهرستان کهگیلویه نیز هنوز به پایان نرسیده و عملیات احداث پل در روستای «بید انجیر» در شهرستان چرام هم هنوز آغاز نشده است.

این مسئول عمده دلایل به تعویق افتادن چندساله ساخت و تکمیل این پل‌ها را اولا نبود اعتبار و در ثانی تردید برای نوع ساخت و طراحی آنها می‌داند، زیرا روستاییانی که ابتدا فقط پل عابری بی‌خطر جایگزین گرگر می‌خواستند، در سال‌های اخیر جز به ساخت پل ماشین‌رو راضی نیستند و همین سردرگمی و چند برابر شدن تغییر پل عابر به ماشین‌رو، کار احداث و تکمیل آنها را با مشکل مواجه کرده است.

وعده‌های بی‌سرانجام

گرگرها که تعدادشان بی‌شک بیش از آن چیزی است که در این گزارش آمده و در بسیاری از روستاهای بی‌نام و نشان کشور تنها امید روستاییان برای عبور از رودهای خروشان است، درحالی همچنان سایه ترس و نگرانی را بر سر هموطنانمان انداخته‌، که تاکنون بارها درموردشان اطلاع‌رسانی شده است. خبرها منتشر و گزارش‌ها نوشته شده، فیلم‌ها ساخته و پخش شده است. حتی مسئولان اول کشوری از آنها بازدید داشته و وعده سروسامان دادن آنها را داده‌اند، با این حال همچنان شاهدیم که در روستایی چون ابراهیم‌آباد لرستان، با گذشت ده سال از آغاز احداث یک پل، فقط چند پایه آن در زمین فرورفته است و بس...

فاطمه مرادزاده

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
رحلت عالم بلاد

رحلت عالم بلاد

دهه ۶۰ بود. واکسن فلج اطفال درست اثر نکرد. پاشنه‌های نوجوان روستایی به سختی به زمین می‌رسید.