مهاتما گاندی

مهاتماگاندی ، قهرمان استقلال هند در شهر Porbtandarدیده به جهان گشود. پدرش روحانی مسیحی عالی رتبه در شهر خود و متمول بود. گاندی لیسانس خود را در بریتانیا تحصیل کرد.
کد خبر: ۹۶۴۳۶

پس از تکمیل تحصیلاتش به هند بازگشت . سال 1893به آفریقای جنوبی سفر کرد و در آنجا شرایط سخت زندگی و کار هموطنان خود را از نزدیک دید. گاندی رهبری مبارزه برای بهبود حقوق سیاسی این اقلیت را به دست گرفت.
کمی بعد دستگیر و به وسیله مسوولان آفریقای جنوبی زندانی شد. با وجود این دست از مبارزه برنداشت. سال 1914، کارش را به عنوان وکیل در آفریقای جنوبی ترک کرد و به هند بازگشت تا مبارزه برای استقلال هند را آغاز کند.
وی کلیه اموال شخصی و میراث خود را در راه ترقی آرمانش هزینه کرد. با این هدف با اتحادیه مسلمانان هند نیز همکاری کرد. این سازمان توسط مسلمانان هند در سال 1906با هدف آزادی ملت خود از استعمار انگلیس ایجاد شد.
وی همچنین در خصوص آرمان معنوی وحدت هندو - مسلمان سخن گفت. گاندی هندیان را به ترک خدمت از سازمان استعماری ترغیب کرد و آنها را به سوی اعتراضات آرام و مبارزه منفی هدایت کرد.
تنها لباس وی در آن زمان به قطعه ای پارچه سفید که بدنش را می پوشاند منحصر می شد. اولین عکس العمل مقامات انگلیسی به تمسخر وی محدود شد؛ اما دیری نگذشت فهمیدند که وی حتی با قربانی شدن خود نیز آماده مبارزه است و می تواند میلیون ها انسان را برای مبارزه به حرکت در آورد. در نهایت ، تلاشهای او به بار نشست و هند به استقلال رسید.
هندوها او را مهاتما می خواندند که به معنی نعمت است. گاندی ، اسلام و قرآن را با توجهی موشکافانه مطالعه کرد. وی به یک ستایشگر مخلص دین اسلام تبدیل شد. وی در این خصوص نوشت که :«مسلمانان هرگز در دام تکبر نیفتادند، حتی در دورانی که در اوج عظمت و پیروزی قرار داشتند. اسلام انسان را به سوی ستایش خالق جهان سوق می دهد.
زمانی که غرب در ظلمت به سر می برد، ستاره درخشان اسلام که شرق را روشن کرده بود نور، صلح و رهایی را به جهان رنج کشیده ما به ارمغان آورد. اسلام یک دین ساختگی نیست.
چنانچه هندوها این دین را با احترام لازم مورد مطالعه قرار دهند، همان علاقه مرا در خصوص اسلام احساس خواهند کرد. کتابهایی که درباره زندگی پیامبر اسلام نوشته شده اند را خوانده ام.
این کتب سخت مرا تحت تاثیر قرار دادند تا حدی که وقتی مطالعه آنها را به پایان می بردم از پایان یافتن آنها احساس دلتنگی به من دست می داد. به این نتیجه رسیده ام که گسترش سریع اسلام از طریق شمشیر تحقق نیافته است.
بعکس ، بیش از هر چیز به دلیل خصوصیاتی چون سادگی شاخص آن ، منطق ، تواضع عظیم پیامبرش ص ، احترام به عهد و پیمان هایش ، اعتماد مطلق به خدا و... محبوب واقع شد.
این کیفیت ها و نه شمشیر بود که بر تمام مشکلات فائق آمد. اسلام زندگی به شیوه رهبانیت را الغا کرد. در اسلام واسطه ای بین انسان و خدا وجود ندارد. اسلام دینی است که از همان آغاز به استقرار عدالت اجتماعی دستور داد.
هیچ نهادی (یا کلیسایی) میان خالق و مخلوق وجود ندارد. هرکسی که قرآن بخواند دستورات خداوند را درک و اطاعت می کند. هیچ مانعی در رابطه میان الله و فرد در این زمینه وجود ندارد.
درحالی که در مسیحیت تغییرات زیادی ایجاد کردند، اسلام بکر باقی ماند. مسیحیت نیاز به روح دموکراتیک دارد. تجهیز این دین به روحی بیشتر دموکراتیک نیازمند افزایش آگاهی ملی مسیحیان و اصلاحات توام با آن است.»
گاندی اضافه می کند:«کسی گفته است که اروپاییان در آفریقای جنوبی از ورود و ظهور اسلام وحشت دارند، اسلامی که اسپانیا را متمدن کرد، که نور شعله خود را به مراکش افکند و به جهانیان مفهوم برادری را آموخت.
عجیب نیست که اروپاییان آفریقایی از ورود اسلام به آنجا وحشت داشته باشند. این امر می تواند مفهوم برابری سیاه و سفید را در آنجا تحکیم نماید. اگر برادری میان نژادها گناه است ، پس وحشت آنها موجه است.
اسلام برابری میان تمام نژادها را شامل رنگین پوستان تعلیم داد و معارف آن بر پایه های محکمی استوار است.»

مترجم: محمد قالیباف خراسانی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها