انتقام دریاچه از حاکم ظالم

قصه‌هایی که درباره جاذبه‌ها از سوی مردم محلی نقل می‌شود ریشه در باورهای آن منطقه دارد. به این مفهوم که بسیاری از آنها در طول تاریخ سینه به سینه نقل شده‌اند و بسیاری‌شان چندان مستند نیستند، اما آن‌قدر شیرین است که بخواهیم آن را نقل کنیم. یکی از آن روایت‌های شیرین از دریاچه زریوار مریوان است. دریاچه‌ای که از زیبایی‌هایش بسیار گفته‌اند و بسیاری به وسوسه دیدنش راهی این خطه از ایرانزمین شده‌اند.
کد خبر: ۹۶۳۵۵۲

علاقه مردم نازنین کرد به این دریاچه بر هیچ‌کسی پوشیده نیست که اگر نبود جای تعجب داشت. در افسانه‌های محلی مردم این منطقه معروف است که زیر دریاچه زریوار شهری غرق شده وجود دارد. در این افسانه‌ها آمده دریاچه زریوار در گذشته‌ها وجود نداشته و به جای آن شهری باستانی به نام زریبار قرار داشته است. در این روایت‌ها علت اصلی غرق شدن و فنای شهر زریبار را نفرین یک درویش نسبت به‌جور و ستمی می‌دانند که به او وارد شده است. نقل است حاکم شهر زریبار، مرد ستمگری به نام فیله‌قوس بوده است. روزی مردی درویش اهل کردستان سوار بر مرکب خود به همراه همسرش از کنار این شهر می‌گذشتند که از سوی ماموران فیله‌قوس بازداشت می‌شوند. ماموران وی را به زور به شهر می‌آورند و مورد شکنجه و آزار و اذیت قرار می‌دهند.

سپس او را زیر ضربات شلاق به بیگاری می‌گمارند. در زیر بار کارهای سنگین، دم الاغ درویش که در واقع تنها سرمایه او هم بوده کنده می‌شود. در این میان، زن درویش که حامله بوده، فرزندش سقط می‌شود. درویش که یکباره هر آنچه داشته را از دست رفته می‌بیند، نزد حاکم رفته و از او دادخواهی می‌کند، اما حاکم بی‌توجه به درویش، عمل مامورانش را نه‌تنها تائید می‌کند، بلکه درویش را مورد استهزا قرار می‌دهد. درویش که دیگر تاب و تحملی نداشت، دلشکسته به بالای کوهی در شرق شهر می‌رود. در آنجا با خدای خویش شروع به راز و نیاز می‌کند و از دست فیله‌قوس به بارگاه خداوند پناه می‌برد؛ مردم شهر و فیله‌قوس را نفرین می‌کند و می‌گوید سرم را از سجده برنمی‌دارم تا شهر را با آب یکسان و این قوم ظالم را نابود نکنی. در آخر نیز چنین می‌شود و شهر در زیر آب غرق می‌شود. همچنین گفته می‌شود قبر درویش هنوز هم در پای کوه نظاره‌گر دریاچه فعلی زریوار است.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها