در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش جامجم، اوایل سال 85 مردی با پلیس شهرستان رباط کریم تماس گرفت و از درگیری میان یک جوان ایرانی با یک مرد افغان خبرداد. ماموران با حضوردر محل حادثه که کارخانهای در جاده ساوه بود ، مشاهده کردند مرد افغان که نگهبان کارخانه بوده زخمی شده و جلوی اتاقک نگهبانی کارخانه کناری افتاده است. مرد زخمی که ماشاءالله نام داشت بهدلیل شدت خونریزی در بیمارستان فوت کرد.
همزمان با تشکیل پرونده قضایی، دوستان مقتول که شب جنایت در خانهاش بودند، شناسایی و به پلیس آگاهی فراخوانده شدند. با تحقیق از این افراد مشخص شد آنها همراه یک پسر ایرانی به نام مرتضی برای مصرف موادمخدر به اتاقک نگهبانی ماشاءالله رفته بودند که پسر ایرانی مرتکب قتل شده. او میخواسته پولهای مرد نگهبان را سرقت کند که موفق نشده بود. با توجه به اظهارات شاهدان ماجرا، جوان ایرانی تحت تعقیب پلیس قرار گرفت و چند روز بعد از حادثه در مخفیگاهش شناسایی و دستگیر شد. او با انتقال به پلیس آگاهی در بازجویی ابتدا ادعا کرد مقتول قصد آزارو اذیت او را داشته که با وی درگیر شده و برای نجات خود او را کشته اما زمانی که با شاهدان جنایت روبهرو شد، اعتراف کرد به قصد سرقت پولهای مقتول به اتاق نگهبانی رفته اما با مقاومت مقتول ناکام مانده است. متهم پس از بازسازی صحنه قتل روانه زندان شد . او پاییز سال 92 در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران محاکمه و به قصاص، پنج سال حبس و 74 ضربه شلاق محکوم شد. اما با توجه به اینکه اولیایدم و وکیلشان در دادگاه حاضر نشده بودند، رای صادره نقض و متهم دوباره محاکمه شد. اینبار وکیل اولیایدم در دادگاه حاضر شد و گفت اولیایدم به جای قصاص دیه میخواهند که حکم صادره در شعبه 11 دیوانعالی کشور تائید و پرونده به شعبه چهارم دادسرای امور جنایی تهران ارسال شد. چندی پیش خانواده قاتل شناسنامه و مدرکی از ثبت احوال به اجرای احکام ارائه کردند که نشان میداد او در زمان وقوع جنایت زیر 18 سال بوده که پرونده وی به دیوانعالی کشور ارسال شد و قضات پس از بررسی موضوع، نظر دادند او باید دوباره محاکمه شود .
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: