زمانی که به تحصیلات عالیه دست پیدا میکنند، هویت، اصل و اصالت و کل گذشته خود را فراموش میکنند و یادشان میرود چه کسی بودهاند و حالا چه کسی هستند. افرادی که به محض کسب تحصیلات عالیه و شغل و درآمد عالی خود را گم میکنند، دارای عقدههای روانشناختی هستند. یعنی در دوران مجردی موقعیت مادی یا اجتماعی مناسب برای ارتقای شغل یا تحصیل نداشتهاند. حال که این موقعیت را به دست آوردهاند، احساس میکنند دنیای جدیدشان با شرایط جدید تغییر کرده است.
اگر زن و مردی با تحصیلات عالیه به موقعیتهای اجتماعی بالایی دست پیدا کنند، اگر همسر خوبی باشند، طبعا زندگیشان به بهترین شکل ممکن خواهد بود. اما اگر این اندیشه منفی در ذهنشان متبلور شود که یک همسر با وجود داشتن تحصیلات عالیه نمیتواند وظایف و آیین همسری را بجا بیاورد، با این گونه تفکرات زندگی در ورطه سقوط قرار خواهد گرفت.
این گونه افراد بهتر است بین نگرش خود و دنیای گذشتهشان تعادل برقرار کنند. یعنی تحلیل درستی از شرایط داشته و به یک خودشناسی واقعی دست پیدا کنند.
باید این طور فکر کنند که هر آنچه به دست آوردهام را امکان دارد به یکباره از دست بدهم. بنابراین بهتر است افرادی که به موقعیتهای بالا دست پیدا میکنند، نیمنگاهی هم به گذشته خود داشته باشند تا موقعیت یا درآمد پایین همسرشان را به عنوان عاملی بد و زشت تلقی نکنند. زیرا این گونه تفکرات زندگی مشترک را به تنش میکشاند، باعث ایجاد احساس حقارت در همسر میشود، ممکن است همسر لجبازی کند، در مواردی دیده شده که تنشها به محافل خانوادگی کشیده شده است، عشق و علاقه در زندگی از بین میرود، بچهها نیز در این فضای ارتباطی آسیب دیده و دچار استرس و اضطراب میشوند. خشم، غم و احساس نارضایتی در زندگی مشکلاتی است که هم بچهها و هم زن و شوهر را در زندگی تهدید میکند. در نهایت و با ادامه این روند باید منتظر وقوع طلاق و از هم پاشیده شدن کانون گرم خانواده بود.
دکتر پرویز رزاقی/ روانشناس
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم