در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
یک اوراقچی ساده ساکن آبادان که اصالتی بختیاری دارد، بهطور اتفاقی متوجه یورش شبانه عراقیها از سمت بهمنشیر میشود و تمام مسیر 9 کیلومتری تا مقر سپاه آبادان را با دوچرخه پا میزند تا خبر را به نیروهای خودی بدهد و در جریان همین اتفاق به شهادت میرسد و غمانگیز این که در بهشت زهرای تهران و به عنوان یک فرد ناشناس دفن میشود.این قصه دستمایه فیلمنامهای میشود نوشته همایون شهنواز کارگردان دلیران تنگستان و البته کارگردانی شهرام اسدی سازنده اثر بینظیر عاشورایی یعنی «روز واقعه» که در این فیلم رندانه شب واقعه را روایت میکند. با توجه به عواملی که در فیلم حضور دارند میشد بهواسطه سوژه بینظیر و داستان زیبای دریاقلی با اثری بهیادماندنی روبهرو شویم که این اتفاق نیفتاده است.
شب واقعه با وجود شروع خوبش، هر چه پیش میرود ریتمش کند میشود. قصه بیبی که شیرزنی بختیاری بوده و در نبرد با انگلیسیها کشته شده و علیرغم اینکه میتوانست ارتباط موازی و زیبایی با داستان اصلی داشته باشد با تکرار تصویر او که در آتش میسوزد نهتنها کمکی به داستان نمیکند، بلکه از یک جایی به بعد همانند خندههای جوانک سیهچرده توپ فوتبال به دست، اعصاب خرد کن هم میشود و در نهایت با سکانسی ضعیف از درگیری بیبی با انگلیسیها و آن هم به صورت اسلوموشن به پایان میرسد، حال آنکه قرار بوده دریاقلی و شخصیتش بهواسطه نسبتش با بیبی، دلاور و با شرف ترسیم شود، اما در اینجا به شکلی بیمنطق روی جنبههای منفی شخصیتی او تاکید میشود .دریاقلی سورانی قصه آدمهای معمولی اول جنگ است که به دلیل قرار گرفتن در شرایط خاص آن روزها تبدیل به دلاورانی میشوند که میتوانند یکتنه یک شهر را نجات دهند. این آدمهای عمدتا خاکستری بر اثر دیدن شرایط متحول میشوند حال آنکه در این قصه برای شخصیت دریاقلی یک عقبه افتخارآمیز ترسیم شده، بدون آن که به این قصه به شکل درستی پرداخته شود.
مهمترین ویژگی شب واقعه را در دو نکته میتوان بیان کرد: نخست بازی حمید فرخنژاد در نقش دریاقلی به استثنای صحنههای درگیری که با توجه به آشنایی به گویش و فرهنگ مردم آبادان بهترین انتخاب بوده است، دومین ویژگی این فیلم طراحی صحنه خوب آن است که کمپانی دریاقلی و محل زندگی او و آبادان روزهای اول جنگ را به زیبایی نشان میدهد و بیننده میتواند کاملا در آن حال و هوا قرار گیرد. این طراحی البته در صحنههای مربوط به درگیری با تدوینی که بیسلیقه انجام شده به چشم نمیآید، زیرا در این سکانسها به کرات از نماهای تکراری یا مشابه هم استفاده میشود که به لحاظ میزانسن هم دچار اشکالات جدی است. قصه دریاقلی سورانی داستان مردی است که با هوشمندی یک شهر را از اشغال دشمن نجات میدهد. این تقابل یک نفر با دشمن به خودی خود درامی فوقالعاده در خود نهان دارد، اما در شب واقعه اصرار بیدلیل کارگردان به نمایش قصههای جانبی بیربط و تصویر لادن مستوفی باعث میشود ریتم کار افت کند و در پایان هم قصه نه با درام که با یک کپشن درباره سرانجام دریاقلی به پایان برسد. شب واقعه نمونه خوبی از نوع نگرش سینمای ما به قهرمانان جنگی است که معمولا در هزار توی نهادهای تصمیمگیرنده و بازیهای اداری گیر میکنند و در نهایت آثاری ساخته میشوند که در حد متوسط صرفا میتوانند طرح موضوع کنند و همدلی خاصی با مخاطب به وجود نمیآورند.
مجتبی نوایی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: