دو فرایند متفاوت - یک پارادوکس

آنچه در بررسی روند پیشرفت تمدنهای بشری هویداست ، وجود رابطه ناگسستنی این پیشرفت ها با انرژی است. اکنون وارد قرن 21 شده ایم. اساس تحول و پیشرفت در این قرن بر پایه چه انرژی خواهد بود؛
کد خبر: ۹۵۴۳۱

پاسخ روشن ، انرژی ای است که کمترین خطر و بیشترین مزایا را داشته باشد؛ زیرا امروزه بزرگترین تهدیدات امنیت ملی براساس میزان خطری که جان انسان ها را تهدید می کند، تعریف می شوند که مهمترین آنها آلودگی محیط زیست است ، چون سرعت و میزان تلفات در این باره بسیار بالاست . به همین دلیل ، رویکرد نوین کشورهای بزرگ را به انرژی هسته ای ، علی رغم هزینه بالای آن در دهه های 70 و 80 ، می توان نگرانی آنها از بارشهای اسیدی آن دوره دانست که تداوم آن می توانست خطر بزرگی برای محیطزیست باشد. از همین رو ، چشم انداز انرژی جهان ، نشانگر افزایش جایگاه انرژی هسته ای در سبد انرژی جهان است . مزایای فراوان منبع جدید انرژی تا آنجاست که قدرتهای بزرگ را وادار کرده است آن را با فشار آوردن به کشورها ، در انحصار خود قرار دهند. از جمله این مزایا عبارتند از: قابلیت رقابت :
نیاز به پیشرفت فناوری با حجم بالای انرژی و ضرورت دستیابی به این انرژی برای تسریع در روند پیشرفت با توجه به محدودیت منابع نفتی و گسترش تقاضای جهانی در کنار افزایش قیمت نفت ، زنگ خطر جهان بدون نفت را به صدا درآورده است ، مضافا این که درباره منابع نفتی برخی معتقدند نقطه اوج تولید زودتر از نقطه میانه مصرف منابع نمایان خواهد شد بنابراین با توجه به عمر کوتاه نفت ، ضرورت استفاده از انرژی هسته ای افزایش یافته است زیرا این انرژی قابلیت رقابتی بسیار بالایی با سایر انرژی ها دارد.
دوام : سوخت هسته ای در کنار ذخیره سازی آسان دوام بسیاری دارد. به عنوان مثال یک ناو هواپیمابر هسته ای هر 25 سال یکبار سوخت گیری می کند ، در صورتی که کشتی های دیگر هر هفته باید سوخت گیری کنند.
خودکفایی : اگر سوخت هسته ای بازیافت شده و اورانیوم و پلوتونیوم به دست آمده از طریق چرخه سوخت مجددا به رآکتورها بازگردانده شوند ، برق هسته ای به یک انرژی با منبع داخلی تبدیل و باعث افزایش خودکفایی کشورها می شود. موارد فوق بخش کوچکی از مزایای این انرژی است . از آنجا که سند چشم انداز 20 ساله ، هدف کشور را رسیدن به جایگاه قدرت اول منطقه ترسیم کرده ، چشم پوشی از این انرژی یا پذیرش هرگونه تعهدی که مانع توسعه توانایی ایران در زمینه فناوری هسته ای صلح آمیز شود ، خلاف منافع درازمدت ملی کشور و مغایر با رسیدن به این جایگاه است بنابراین می بینیم در اظهارات غربی ها حق داشتن این فناوری برای کشور ما زیر سوال نمی رود و بهانه آنها انگیزه کشور ما در داشتن این فناوری است که از نگاه آنها سلاح هسته ای است . این کشورها بخوبی می دانند که فناوری این دو یعنی نظامی و غیرنظامی کاملا با هم متفاوت است و دلیل ما گزارش مجمع انرژی هسته ای بریتانیا در سال 2005 است که برای توصیه دولت انگلیس به افزایش سهم انرژی هسته ای در سبد انرژی ها برای این کشور تهیه شده ، در آنجا اعلام می دارد . رابطه میان استفاده از علوم هسته ای برای انرژی و تسلیحات رابطه پیچیده ای است . هر دو مبتنی بر شکاف هسته ایست اما سوخت هسته ای با مواد قابل کاربرد در تسلیحات کاملا متفاوت است و تبدیل یکی به دیگری یک فرآیند صنعتی دشوار است . این گزارش می افزاید: تمام کشورهایی که اقدام به توسعه تسلیحاتی هسته ای کرده اند ، این کار را مجزا از برنامه انرژی هسته ای انجام داده اند ، به همین دلیل آژانس از زمان تاسیس تاکنون موفقیت زیادی در جلوگیری از تسلیحات هسته ای داشته است . اکنون یا باید بپذیریم که فرآیند دستیابی به فناوری نظامی و غیرنظامی یکی است که در این صورت ، موجودیت ان.پی.تی و آژانس زیر سوال می رود و مغایر گزارش کارشناس مجمع انرژی هسته ای بریتانیا و دیگر مجموعه های تحقیقاتی غربی است و یا اینکه بپذیریم فشار غرب بر ایران سیاسی می باشد. در ثانی اگر این دو یکی است ، مجاز شمردن دستیابی اعضا به فناوری هسته ای که شعار اصولی آژانس بین المللی انرژی هسته ای است از ابتدا اشتباه بوده است اما با توجه به تکرار مکرر این شعار اصولی از سوی قدرت های بزرگ مسلط برآژانس باید این گونه نباشد. در غیر این حالت ، باید پذیرفت فرآیند دستیابی به فناوری این دو یکی نیست و پیشگیری از گسترش تسلیحات از طریق نظام بازرسی امکان پذیر است که در آن صورت ، آیا دلیل مخالفت با فناوری هسته ای ایران که ضرورت اساسی برای پیشرفت کشور محسوب می شود جز این که سیاسی باشد دلیل دیگری دارد؛

مجتبی قائمی مهر
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها