دژالموت فراموشخانه تاریخ

قلعه الموت ، دژ مشهور و افسانه ای حسن صباح ، عمده ترین مرکز فعالیت فرقه اسماعیلیه که طی سده ها مورد توجه مورخان ، جهانگردان و نویسندگان بوده با 2163 متر ارتفاع از سطح آبهای آزاد بر فراز صخره ای با شیبهای تند و پرتگاه های عمیق
کد خبر: ۹۵۲۱۲
و هولناک در دامنه جنوبی کوههای البرز در شمال استان قزوین و در روستای گازرخان الموت واقع شده است.
این دژ که با شماره 7252در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است ، مقر حسن صباح فرمانروای فرقه اسماعیلیان در دوره سلجوقی بود و یکی از مهمترین کانون های تاریخی ، فرهنگی ایران از سده سوم هجری تا دوره صفویه به شمار می رود.
منطقه الموت به لحاظ قابلیت های زیست محیطی ، وجود غارهای طبیعی ، بافت کوههای آن به عنوان پناهگاه طبیعی ، رودخانه و چشمه های فراوان که سبب آبادی روستاها، ایجاد مزارع برنج و باغات میوه شده و نیز وجود حیوانات وحشی قابل شکار همچون کل ، بز، گراز و خوکهای وحشی به همراه انواع پرندگان همچون عقاب ، هما، کبک ، تیهو و... احتمال زیست انسان در این منطقه را افزایش داده است.
قلعه الموت نیز به دلیل همین ویژگی های اقلیمی و آب و هوایی منطقه در این قسمت ساخته شده است. واژه الموت از دو جزئ ترکیب شده است. جز اول اله و جز دوم اموت ، که جزئ اول به معنای عقاب است.
اله هنوز در زبان مردم رودبار الموت و اهالی گیلان و مازندران به معنای عقاب به کار می رود. جز دوم این ترکیب یعنی اموترا بیشتر مورخان مصدر آموختن دانسته اند.
می گویند زمانی یکی از امیران دیلم هنگام شکار عقابی را به پرواز درآورد. عقاب بر آن صخره نشست و امیر آن مقام را شایسته ساختن دژی دید و قلعه ای مستحکم بر آن بلندی بنا کرد و به این دلیل نام دژ را اله آموختگذاشت که به مرور زمان و بر اثر کثرت استعمال به الموت تبدیل شد.
پژوهش های باستان شناسی در این قلعه به منظور دستیابی به ناشناخته های تاریخی آن در قالب «پروژه فرهنگی تاریخی» از سال 79به صورت جدی به سرپرستی خانم دکتر حمیده چوبک آغاز شده و همه ساله طی فصل کاری بخشهایی از این دژ افسانه ای مورد کاوش قرار می گیرد تا اطلاعات نهفته درباره آن روشن شود.
چوبک ، دژ حسن صباح را از مشهورترین قلاع اسماعیلیه در ایران می داند که بر خلاف شهرت زیادش از نظر دانسته های علمی بسیار ناشناخته است. به گفته این باستان شناس ، این قلعه غیر از تخریب های تاریخی در اثر یورش مغول و فرسایش طبیعی طی تاریخ از سوی قاچاقچیان آثار تاریخی نیز مورد تعرض قرار گرفته است.
وی در خصوص پیشینه پژوهشی که در این قلعه صورت گرفته است می گوید: این دژ نخستین بار از قسمت شمالی و توسط ایوانف شرق شناس روسی تبار، پژوهشگر برجسته تاریخ مذهب اسماعیلیه در سال 1336و با به دست آوردن مجوز از اداره باستان شناسی ایران مورد کاوش قرار گرفت و او مطالب و نوشته هایی را در زمینه این کاوش در کتاب «دژ الموت و لمبسر» به چاپ رسانید.
پیتر ویلی دومین شرق شناس خارجی بود که کاوشهایی را در سال 1960میلادی برابر با 1340هجری شمسی در سطح قلعه باتلای این دژ انجام داد. از آن سال تا سال 1378این قلعه به حال خود رها شد.
در این سال برای نخستین بار هیات باستان شناسی ایرانی به سرپرستی خانم فاطمه کریمی از باستان شناسان سازمان میراث فرهنگی وقت کشور در بخش شمالی قلعه بالا به مدت 30روز به کاوش پرداخت که ماحصل آن آشکار شدن بخشی از معماری مسکونی دژ بود.
مدیر پروژه الموت در خصوص معماری این قلعه با اشاره به این که این اثر تاریخی از دو قسمت دژ بالا و پایین تشکیل شده است گفت : مطالعات صورت گرفته بیانگر آن است که دژ بالا با توجه به نوع فضاها و اتاقها به عنوان بخش سکونتی و استقراری مورد استفاده قرار می گرفته و دژ پایین به منزله بخش بیرونی دژ اصلی و بخش حاشیه ای و برون شهری به فعالیت های صنعتی و کارگاهی اختصاص داشته و شبکه راهها و دسترسی های این قلعه در پستی و بلندی های این بخش شکل گرفته است.

یادگار 4 دوره
دکتر چوبک با دستیابی به دیوارهای حفاظتی و نگهدارنده و بخشهای مختلف در دژ پایین 4 دوره ساختاری را در این قلعه مشخص کرده است.
به گفته این پژوهشگر باستانشناس تکه سفالینه های به دست آمده از این دژ تاریخی متعلق به سده پنجم تا سده هفتم (دوره اسماعیلیه)، دوره صفویه و قاجاریه است.
با توجه به شناسایی مسیر سنگ فرش از دژ پایین به سوی دژ بالا، ورودی اصلی دژ نیز در این سمت بوده و در بخش زیرین آن شواهدی از دوره های قدیمی تر (سلجوقی - ایلخانی) مشاهده شده است.
ایمن سازی ، حفاظت و خوانا کردن و شناسایی دوره های زیستی ، ساختاری و معماری قلعه با کاوش در مسیر راه قدیمی قلعه پایین به منظور دستیابی به مسیر، راه و در اصلی قلعه ، کاوش و خاک برداری در جهت مشخص شدن دیواره های پیرامون قلعه و تهیه نقشه قلعه ازجمله اهدافی بود که در فصل سوم کاوش دنبال شد.
در این فصل 800مترمربع از دژ بالای قلعه به عنوان بخش اصلی و زیستگاهی ، بافت معماری شامل بارویی با دیوار سنگی به طول 18متر در شمال ، دیواری به طول 60متر در شرق منتهی به نیم برجک پشتیبانی در گوشه شمال غربی و 2برج پابرجا و مشخص در دوسوی جنوب غرب و جنوب شرق دیوار جنوبی شناسایی شد.
مدیر پایگاه پژوهشی الموت درخصوص تامین آب دژ که براساس گفته های اهالی و نوشته های موجود از چشمه و نهرهای دوردست تامین می شده گفت: هیات باستان شناسی با کاوش در مخزن بزرگ ذخیره آب به طول 45/11، عرض و ارتفاع 4متر با حدود 2/183 مترمکعب گنجایش و شناسایی غلام گردشی با راهرویی مسقف روی ستونهای چهار قلوی آجری در پیرامون آن پی برده است که دژنشینان از راه جمع آوری بارشهای برف و باران در آب انبارهای بزرگ سرپوشیده یا روباز که در سطوح مختلف قلعه در صخره کنده شده آب مصرفی خود را تامین می کردند.
وی در ادامه با تاکید بر این که منطقی ترین و آسان ترین راه تامین آب در منطقه ای که میزان بارندگی بالایی دارد جمع آوری آب سالم از آبهای بارش در مخازن سرپوشیده است ، می افزاید: در صورت تامین آب از منابع دوردست ، دشمن برای تسلیم دژنشینان که سالیان دراز در مقابل حمله سلجوقیان و مغولان دفاع کردند براحتی می توانسته با بستن راه ورودی آب به دژ آنها را وادار به تسلیم کند.
کشف مخازن و انبارهای کوچک و بزرگ مواد غذایی و آذوقه با پلکان هایی در صخره برای دسترسی ، قطعات شکسته آجرهای قالبی وتراش و تزیینات کاشی لعابدار فیروزه ای به شکل ستاره ای و صلیبی بعضا با نقوش جانوری ، نوشته و کاشی های زرین فام مشخصه سده هفتم هجری مربوط به آخرین دوره اسماعیلیان در الموت پیش از یورش هلاکو در سال 654هجری قمری گویای معماری با شکوه دژ در دوره فرمانروایی اسماعیلیان در این قلعه و نشانگر وجود کاخ واره هایی در شان فرمانروایی مقتدر سیاسی و مذهبی است.

قلعه یا زندان
چوبک درخصوص تغییرات صورت گرفته در این قلعه در اثر حملات ، مرور زمان ، بلایای طبیعی و حفاران غیرمجازمی گوید : این دژ 4ساختار معماری را پشت سر گذارده و آنچه امروز باقی مانده ، محصولی از دخل و تصرفات معماری دوره های یاد شده است.
به گفته او معماری دوره حسن صباح بیش از باقی اشکال معماری در این قلعه جلوه گری می کند و از آنجا که این دژ در دوره های بعد کاربرد متفاوتی نداشته و تنها در دوره صفویه به عنوان زندان مورد استفاده قرار گرفته ، به شکل قلعه آسیبی وارد نشده است.
کشفیات فصول مختلف کاوش در این دژ افسانه ای ، از بقایای معماری گرفته تا مواد فرهنگی گویای رازآلودگی زندگی حسن صباح و یارانش در این قلعه است.
این قلعه مقر فرماندهی بوده که روزگاری صدها هزار نفر از پیروان فرقه اسماعیلیه در سراسر خاورمیانه چشم و گوش به این منطقه داشتند.
وجود 50دژ مستحکم این فرقه در منطقه الموت ، شیوه های زیستی ، افسانه های حشاشین و پیروان مطیع ، فداییان از جان گذشته و شاید رهبری صباح سبب شد تا اسماعیلیان بیش از 170سال در منطقه الموت حکومتی در دل حکومت سلجوقیان ایجاد کنند.
در برخی کتب از حسن صباح به عنوان دانشمندی سخن رفته است که به انواع علوم زمان خود همچون طب و داروسازی ، معماری و نجوم واقف بوده است. از دکتر چوبک می پرسم آیا به کشفیاتی که بتواند تاییدی بر این گونه نوشتارها باشد در طول پژوهش های باستان شناسی در قلعه دست یافته اند؛
وی با اشاره به شناسایی راههای ارتباطی قلعه پایین به قلعه بالا و بقایایی از معماری دوره صفویه ازجمله اصطبل در فصل چهارم کاوش ، از کشف تعداد زیادی تکه های فلز که یکی از آنها فلز نسبتا مدور و صافی بود که طی تحقیقات ، اسطرلاب بودن آن محرز شد خبر داد و افزود: با کشف این اسطرلاب می توان بر فرضیه ستاره شناس بودن حسن صباح صحه گذاشت.
این قلعه بیش از یک سده و درست 136سال پس از مرگ حسن صباح به دست مغولان فتح شد که دلیل آن دستیابی یاران هلاکو به درهای ورودی قلعه بوده است.
حمیده چوبک مدیر پروژه الموت در این زمینه گفت : طی فصول گذشته پلکان ورودی قلعه و اصطبل آن از سوی هیات باستان شناساسی کشف شد. کشف این پلکان ها نمای قلعه را به نقاشی مینیاتوری از قلعه که در کتاب جوامع التواریخ آمده نزدیک تر کرد.
طبق نقاشی های کتاب یاد شده ، دژ باید پلکانی داشته باشد که اسبان بتوانند از طریق آن به قلعه وارد شوند. با کشف این پلکان مشخص شد یاران حسن صباح با معماری خاصی (پله پله ای) که وی در سطح دره ایجاد کرده بود، می توانستند تا بالای قلعه رفته و وارد شوند.
دستیابی به ورودی بالای قلعه از نتایج دستاوردهای فصل پنجم کاوش در این بنای تاریخی است. در این فصل با کاوش در بخش جنوبی قلعه بالای دژ، سردر عالی آجری با تزیینات پرکار آجری مربوط به دوره اسماعیلیه کشف شد. آثار سردر و ستون ها همراه با قطعات تزیینی و کاشی های زرین فام ، نشانگر آن است که دژ حسن صباح دژی در خور فرمانروایان بوده است.
مدیر پروژه الموت با بیان این که این سردر در اثر یورش مغول و بخشی از آن توسط کاوشهای غیرمجاز در سالهای گذشته تخریب شده است اظهار داشت: سردر، ستونها و تزیینات موجود در آن ، نمایانگر معماری رسمی استاندارد سده های 5تا 7هجری در دوران اسلامی است که نشانه های آن در مدرسه حیدریه و مسجد جامع قزوین و مسجد جامع اصفهان و دیگر بناهای این زمان همسری می کرده است.

اولین بستر طبیعی - تاریخی کشور
کاوش در لبه های شرقی و غربی دژ بالا در فصل پنجم منجر به شناسایی گذرگاهی به طول 25متر شده است. این گذرگاه در بخش شرقی با شیبی از شمال به جنوب در دل صخره ای تراشیده شده است.
در شرق این گذرگاه همچنین 6اتاق صخره ای که تا پرتگاه شرقی امتداد داشت شناسایی شده که به گفته چوبک می تواند اتاقهای نگهبانی بخش شرقی بوده باشد.
شناسایی 3اتاق در لبه پرتگاه غربی در بخش پایین پرتگاه که با ورودی به هم راه داشته و می توانسته محل زیست و انباری برای نگهبانان بخش غربی دژ باشد از کشفیات دیگر این قلعه اسرارآمیز است.
مدیر پروژه الموت با توجه به متغیر بودن هوای دره الموت و لزوم حفظ یافته های باستان شناسی اظهار داشت : در راستای برنامه ساماندهی و پژوهشی قلعه الموت طرح حفاظت و مرمت معماری این قلعه از سال 81آغاز شده است. با اجرای این طرح فضاها و حجمهای به دست آمده تا حد امکان خوانا شده و از تخریب طبیعی و انسانی آن جلوگیری می شود.
تثبیت آثار معماری در معرض خطر که در حین کاوشهای باستان شناسی به دست می آید، بخش دیگری از عملیات حفاظت را تشکیل می دهد.
حمیده چوبک با بیان این که مرمت 2هزار مترمربع از 10هزار مترمربع فضای قلعه الموت به پایان رسیده گفت : ساماندهی کامل این دژ در صورتی که بودجه و اعتبار و امکانات لازم در جهت گسترش پایگاه الموت فراهم شود دست کم به 10سال زمان نیاز دارد.
در سال 1382ثبت منطقه الموت به عنوان اولین بستر طبیعی - تاریخی کشور در فهرست میراث جهانی مطرح شد.
این منطقه منحصربه فرد با بقایای 23قلعه تاریخی و 7دژ اصلی قابل بحث و پژوهش که نام آورترین آنان قلعه الموت و لمبسر است ، تنوع گونه های جانوران وحشی و پرندگان و نیز گونه های مختلف گیاهی ، چندین دره و دریاچه اوان می تواند به عنوان یکی از میراث های طبیعی تاریخی کشور در فهرست میراث جهانی قرار گیرد.
2سال پیش مدیر اداره میراث فرهنگی وقت استان قزوین از همکاری اداره محیط زیست استان و جهاد سازندگی و تکمیل پرونده دره الموت خبر داده بود.
دژ تاریخی و افسانه ای الموت ، مقر حسن صباح فرمانروای فرقه اسماعیلیان ، پایگاه اصلی نزاریان الموت در ایران و دره الموت به عنوان یکی از مهمترین دارالهجره های اسماعیلیان در جهان می تواند در فهرست میراث جهانی قرار گیرد. امروز را دریابیم ، فردا خیلی دیر است.

زیور موسوی خویی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها