در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش جامجم، نه صدر و ذیل مجلس برایشان مهم است و نه هیچ آداب وترتیب دیگری. یکی یکی با روی گشاده و لبخندی عمیق بر لبهایشان وارد سالن میشوند و هر جا که شد مینشینند. میگویند خودشان و اجدادشان یک عمر هر جا رفته اند ساز زدهاند و آنقدر با جان و دل نواختهاند که خورشید از شادی کل بکشد و موسیقی آنها و طبیعت را به هم گره بزند. بزرگان موسیقی نواحی استان لرستان در کنار نسلهای جوانتر این موسیقی دو شب گذشته را در ویژه برنامه «خنیاگران سرزمین مادری» که از سوی معاونت هنری سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران در فرهنگسرای ارسباران برگزار میشد حضور پیدا کردند و از موسیقی لرستان گفتند و نواختند.
بزرگانی که البته با همه کم و کاستیهایی که برای موسیقی بومی در کشورمان وجود دارد، هیچ گلایهای ندارند و جوانترهایی که فقط یک آرزو دارند؛ نواختن ساز بیآن که با موانع نادرستی در راهشان مواجه شوند. آنها نه از پول و کمک هزینه حرفی میزنند و نه از این که دولت باید سالن در اختیارشان بگذارد و... نوازندگان و خوانندگان موسیقی نواحی آنقدر بیتوقع هستند که ناخودآگاه ذهنم برود به جمله زیبای سهراب محمدی، یکی از بخشیها (لقب نوازندگان دوتار در شمال خراسان و ترکمن صحرا)ی تاثیرگذار کرمانج در یکی از مصاحبههایش. وقتی از او پرسیدم چه توقعی دارد و بیمه یا حقوق ماهانه بیشتری میخواهد، گفت: بخشی، دستش به زمین و سرش به آسمان است. کشاورزی میکند و به امید خدا پیش میرود. از کسی توقعی ندارم.
این نوازندگان کم توقع خواستههایی دارند؛ خواستههایی که البته هیچ کدام رنگ مادی به خود نمیگیرد و کاملا به موسیقی بازمی گردد. مجید عموزاده، متولد دره شهر استان ایلام است. او این روزها در دانشگاه تهران در حال تحصیل در رشته موسیقی است و با یک ساز محلی به این برنامه آمده است. او سازی به نام بلوئور یا نی پیشه را نواخت؛ سازی که میتوان آن را یک فلوت بومی دانست که چوپانان برای چریدن و حرکت دادن گوسفندان آن را مینوازند. او میگوید: این ساز تقریبا شبیه شمشال کردهاست و فقط فاصلهبندیاش متفاوت است.
نمیتوانیم سنتهایمان را فراموش کنیم
عموزاده هم مثل اغلب لرها از کودکی و نوجوانی سراغ موسیقی رفته است. او در این باره توضیح میدهد: من از 13 سالگی سراغ موسیقی رفتم. این ساز را چوپانان در صحرا میزدند. وقتی صدایش را شنیدم عاشقش شدم و رفتم سراغش.
او درباره مشکلاتی که نوازندگان موسیقی نواحی دارند، میگوید: بزرگترین مشکل این است که نمیتوانیم موسیقیمان را به گوش همه برسانیم. آقای ایرج رحمانپور قرار بود در شهر ما اجرایی داشته باشند. من سه ماه این موضوع را پیگیری کردم که بتوانیم اجرایی برای ایشان بگذاریم، اما آخرش هم نتوانستیم. اگر به موسیقی استان لرستان نگاه کنیم میبینیم مسئولانش اهل هنر هستند و همکاری میکنند، اما در ایلام اینطور نیست. میگویند دوست نداریم!
این نوازنده ادامه میدهد: اوضاع موسیقی در ایلام خوب نیست. ما هیچ توقعی نداریم و از پس زندگیمان برمی آییم. حمایت خاصی هم نمیخواهیم. فقط میخواهم از مسئولان خواهش کنم شرایطی فراهم کنند که بتوانیم با خیال آسوده ساز بزنیم و صدای سازمان را به گوش همه برسانیم.
او میافزاید: مسئولان کشوری و استانی باید مراعات ما را بکنند. نمیتوانیم سنتهایمان را فراموش کنیم. اگر امروز این همه موسیقی در جامعه وجود دارد که مسئولان با آن موافق نیستند، دلیلش حذف موسیقیهای خودی و میدان ندادن به آنهاست. اگر موسیقی نواحی را آزاد بگذارند و برایش برنامهریزی داشته باشند میتواند تمام ایران را به خود جذب کند.
عموزاده میگوید: از صدا و سیما خواهش میکنم موسیقی محلی پخش کند و روی این موسیقی کار کند، چون مردم بشدت از این رسانه تاثیر میگیرند. ضمن این که قبول دارم برای نشان دادن ساز مشکلات زیادی هست، اما این همه نی و فلوت در سراسر ایران داریم که فکر نمیکنم محدودیتی برای معرفیشان باشد. من امشب سازی را نواختم که 99 درصد مردم غیرلر آن را نمیشناسند و این اتفاق خوبی نیست. او در پایان سخنانش اظهار میکند: چند سالی در عروسیها ارگ زدند، اما حالا دوباره دارند برمیگردند به سرنا و دهل خودمان. همین موضوع نشان میدهد لرها موسیقی را میخواهند. البته مطمئن هستم همه مردم ایران را میتوان به سمت موسیقی نواحی جلب کرد. بگذارید بنوازیم تا این موسیقی فراموش نشود و ما هم فراموش نشویم.
کمانچه در عروسی
درویش رضا منظمی، از بزرگان و پیشکسوتهای موسیقی لرستان است. وقتی از او میپرسم موسیقی برایش از کجا شروع شده ابتدا سراغ اصالتش میرود و میگوید من لک هستم. میدانی لک چیست؟ میگویم بله لکها لر کرد هستند. خوشحال میشود که نسل جوان در تهران هنوز این موارد را میداند و شروع میکند به توضیح دادن. او میگوید: من بچه دهاتم. گاوچران بودم. در یک عروسی صدای کمانچه را شنیدم و از آن خوشم آمد. رفتم و این ساز را خریدم. بعد هم ویلون یاد گرفتم و در رادیو نواختم. آن موقع ساز به عروسی میآمد و این فضا وجود داشت که ما آن را ببینیم و جذبش شویم. اتفاقی که این روزها کمتر میافتد.
او میگوید: کمانچه قدمت دارد. اولین سازی است که انسان داشته و با آن زندگی کرده است. این ساز در دل لرها جای محکمی دارد، اما خوشحالم امروز کمانچه را علمی مینوازند و نت خوانی بلد هستند. من برای این اتفاق در لرستان خیلی تلاش کردم و کلاس برگزار کردم تا همه آگاه شوند و موسیقی را علمی یاد بگیرند.
این پیشکسوت موسیقی هم این روزها نگران است. البته نگرانی اش برای موسیقی بومی لرستان کمتر بوده و معتقد است لرها موسیقیشان را حفظ کردهاند. او اظهار میکند: من نگران موسیقی نواحی تمام ایران هستم. موسیقیهایی که مسیر فراموشی را طی میکنند و من نمیتوانم کاری برایشان انجام دهم. مسئولان فرهنگی و هنری باید هر چه زودتر برای این موسیقی که جوهره روح و زندگی اقوام مختلف ایرانی بوده و توان ایجاد ارتباط میان آنها را دارد، برنامهریزی و از فراموشی آن جلوگیری کنند.
فرج علیپور، علیاکبر شکارچی، درویشرضا منظمی و دیگر چهرههای شناخته شده موسیقی لرستان در کنار فریدون شهبازیان، آهنگساز برجسته کشورمان در این برنامه حضور پیدا کردند و علاوه بر دیدن اجرای جوانترها به بحث و گفتوگو با یکدیگر هم پرداختند.
زینب مرتضاییفرد
فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: