هانیزاده اما ورای انتقاد از مدیریت بانکیمون، ساختار سازمان ملل را معیوب دانسته و تاکید دارد که باید پیش از اصلاح رفتار دبیرکل، برای بهبود این ساختار چارهاندیشی کرد.
کم نیستند آنها که با اشاره به عدم مهار بحران سوریه، یمن و عراق در طول 10 سال دبیرکلی بانکیمون، عملکرد او را در مقام دبیرکل سازمان ملل متحد ضعیف ارزیابی میکنند. نگاه شما به کارنامه آقای دبیرکل چگونه است؟
دوره دبیرکلی بانکیمون در طول دهه گذشته بدترین دوره در سازمان ملل تلقی میشود و شاهد ضعیفترین دوران سازمان ملل بودیم. بسیاری از حوادثی که در منطقه و جهان رخ داد به دلیل ضعف شخصیتی بانکیمون و ناتوانی وی در مقابل زیادهخواهی لابی صهیونیستی و آمریکا بود که در نهایت این دوران را تبدیل به ضعیفترین دوره تاریخ سازمان ملل کرد. در ارزیابی عملکرد بانکیمون در مقایسهای با دیگر دبیران کل وی بشدت ضعیف به نظر میرسد و یکی از مسائلی که در طول دوران دبیران کلی وی رخ داد ناتوانی بانکیمون در قراردادن رژیم آلسعود بهعنوان رژیم کودککش بود. پس از اینکه شورای امنیت و شورای حقوق بشر اصرار داشت به عنوان رژیم کودک آلسعود در فهرست سیاه قرار داده شود با فشار لابی صهیونیستی این تصمیم تحتتاثیر لابی صهیونیستی قرار گرفت و از فهرست حذف شد. در واقع اقدام سازمان ملل در قرار دادن نام عربستان در فهرست سیاه ناقضان حقوق کودکان در یمن، اقدام مثبتی برای بازسازی حیثیت سازمان ملل بود، اما اقدامی که بار دیگر دبیرکل سازمان ملل مجبور به آن شد و نام عربستان را از این فهرست خارج کرد آخرین میخ بر تابوت مشروعیت سازمان ملل کوبیده شد. این اقدام نشان میدهد که سازمان ملل و نهادهای بینالمللی تابعی از سیاستهای بازیگران و صاحبان زر و زور هستند. اینگونه برخوردها نشان میدهد تصمیمات سازمان ملل، تصمیماتی غیرمنطقی و در واقع تحت تأثیر فشارهای خارجی و کشورهای بزرگ قرار دارد. در مورد فلسطین، سوریه، عراق و دیگر بحرانها نیز ضعیفترین عملکرد را در طول 7 دهه گذشته از سوی سازمان ملل شاهد بودیم. سازمان ملل در طول دوران دبیرکلی بانکیمون بدترین دوران پس از جنگ جهانی دوم مخصوصا در کشورهای ذکر شده را دارد. بانکیمون بهدلیل تصمیمی که برای کاندیداتوری انتخابات ریاست جمهوری کرهجنوبی دارد همواره تلاش داشته است رضایت لابی صهیونیستی و آمریکا را جلب کند تا بتواند در آینده به عنوان رئیسجمهور کره جنوبی انتخاب شود.
تصمیم بانکیمون برای کاندیدا شدن در انتخابات ریاست جمهوری کره جنوبی چه ارتباطی به جلب رضایت آمریکا و لابی صهیونیستی در سازمان ملل دارد؟
یکی از برنامههای بانکیمون که از سوی برخی رسانهها مطرح شده، حضور در انتخابات آینده ریاست جمهوری کره جنوبی است. از آنجایی که کره جنوبی جزئی از کشورهای اقمار آمریکا تلقی میشود بدون رضایت آمریکا امکان پیروزی بانکیمون در این انتخابات وجود ندارد. به همین دلیل وی تلاش کرده با نرمش در مقابل آمریکا به نوعی حمایت این کشور را برای انتخابات آینده به دست آورد.
ساختار سازمان ملل دارای چه اشکالاتی است که موجب ایجاد نقص در عملکرد دبیرکل آن نیز میشود و آن را تحت تاثیر قرار میدهد؟
ساختار سازمان ملل شکننده است. این ساختار در جنگ جهانی دوم تدوین شد و قدرتهای پیروز در جنگ تلاش کردند این ساختار را براساس شرایط آن زمان تعریف کنند. در نظر گرفتن حق وتو تنها برای پنج قدرت ظلم مضاعفی بر کشورهای عضو است، زیرا آمریکاییها بهخاطر اینکه بیش از 20درصد بودجه سالانه سازمان ملل را تامین میکنند و مقر این سازمان در آمریکا قرار دارد همواره خود را داعیهدار و متولی این نهاد میدانند و نفوذ فوقالعادهای روی این نهاد دارند. به همین دلیل به نظر میرسد آمریکا برای پیشبرد اهداف و هژمونی خود این نهاد را درخدمت اهداف خود قرارداده و برای اینکه مشروعیتی به سیاستهایش بدهد همواره تلاش داشته دیگر کشورهای عضو را همراه کند.
برخی میگویند دبیرکل سازمان ملل بیش از محکوم کردن برخی اقدامات، ابزار بیشتری ندارد که بخواهد بر بحرانهای بینالمللی چیره شود. از نظر این دسته، بانکیمون را نباید به سبب تداوم جنگ در سوریه و لیبی و یمن نکوهش کرد. به نظر شما، آقای بانکیمون در مورد برخی از تحولات به صورت مشخص در مورد یمن و سوریه چه اقداماتی میتوانست در جهت ایجاد صلح انجام دهد؟
یکی از اقدامات ضروری که سازمان ملل باید انجام میداد ارسال نیروهای پایدار صلح به یمن و سوریه بود. این سازمان باید مانع دخالت قدرتهای بزرگ مانند آمریکا، انگلیس، فرانسه و کشورهای منطقهای ازجمله عربستان و قطر در مسائل سوریه و یمن میشد. شورای امنیت باید حملات رژیم آلسعود به مردم یمن را با صدور قطعنامه محکوم میکرد. سازمان ملل ناظر بیطرفی بود که شاهد کشتار مردم بود، آوارگی 11 میلیون نفر از مردم سوریه و کشتار 400 هزار نفر در طول دوران پنجساله در سوریه لکه ننگی بر پیشانی این نهاد تلقی میشود.
از نظر جنابعالی به دلیل استقرار سازمان ملل در آمریکا، این سازمان بینالمللی بشدت تحتتاثیر سلطه آمریکاست؛ در صورت تغییر مقر سازمان ملل این سلطه کاهش مییابد؟
در ساختار جدید سازمان ملل باید مقر این سازمان در کشور بیطرف و حتی غیر عضو مانند سوئیس باشد. همه کشورهای عضو باید در مجمع عمومی تصمیم بگیرند و ساختار سازمان ملل باید براساس واقعیتهای موجود و تجارب 7 دهه گذشته تعریف شود. مقر این سازمان باید از نیویورک منتقل شود و همه کشورها مشارکت یکسانی در سازمان ملل داشته باشند و حق وتو از پنج کشور گرفته شده و همه کشورها به صورت یکسان عضو باشند.
داشتن حق وتو برای پنج کشور پیروز جنگ جهانی دوم، چه تاثیری بر عملکرد سازمان ملل گذاشته و چه لزومی در جهت تغییر این ترکیب احساس میشود؟
از نظر جمهوری اسلامی ایران مذاکرات بینالمللی در چارچوب مجمع عمومی سازمان ملل متحد تنها بستر مناسب برای بحث و بررسی اصلاح شورای امنیت است. این مذاکرات باید با مشارکت همه اعضای ملل متحد و بهصورت همهجانبه و شفاف هدایت شود. بنابراین نیازمند شورای امنیتی موثرتر، پاسخگوتر و شفافتر هستیم که نماینده واقعی همه اعضای ملل متحد باشد. از این رو سازمان ملل برای حفظ جایگاه قانونی و بینالمللی خود بهعنوان حافظ صلح جهانی باید در ترکیب فعلی خود بویژه نهاد شورای امنیت تغییراتی ایجاد کند. این تغییرات باید براساس ساختار جغرافیایی و تحولات جهانی صورت گیرد و حق وتو از پنج قدرت جهان گرفته شود و تصمیمگیری نهایی وصدور قطعنامهها به مجمع عمومی سازمان ملل واگذار شود. از آنجایی که انتخاب دبیرکل سازمان ملل با اجماع مجمع عمومی و موافقت پنج کشور دارای حق وتو صورت میگیرد، بنابراین آمریکا در گزینش نهایی دبیرکل نقش فرادستی دارد. در ضمن بودجه سازمان ملل نیز باید بین همه کشورها تقسیم شود و نقش آمریکا که فرادستی است باید کاهش یابد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم