در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
محمد بحرانی در گفتوگو با مهر و در پاسخ به این که جنابخان در فصل جدید شاعرتر هم شده است و سرایش این اشعار چقدر از وقت شما را میگیرد، گفت: به هر حال جنابخان اهل دل است، نه یک شاعر حرفهای و نه یک خواننده حرفه ای. همانطور که ممکن است گاهی در شبکههای اجتماعی کلیپها و فیلمهایی را ببینیم که یک راننده اتوبوس مشغول خواندن است و حتی ممکن است از زیبایی صدای او یا شعری که میخواند، متعجب شویم. جنابخان هم یک نفر شبیه همان راننده اتوبوس است و تنها اهل دل است.
وی ادامه داد: بخشی از این شعرها کار خودم است و بخشی را امیر سلطان احمدی مینویسد. ما از زمان خوابگاه با یکدیگر دوست بودیم و از آن زمان با هم ترانه بازی و شعربازی میکردیم. به نظرم جنابخان به عنوان یک شخصیت اهل دل باید گاهی از این شعرها بخواند. اگر هم دقت کرده باشید، دوره گردها برای فروش
محصولاتشان شعرهایی میخوانند. او لبوفروشی است که هم لبویش را میفروشد و هم برای تبلیغ آن شعر میخواند و حالا همین شعرهایش را برای مهمانها هم میخواند.
بحرانی تصریح کرد: صادقانه باید بگویم جنابخان در این یکی دو ساله تیمی را درگیر خود کرده است اما جملهای هم باید بگویم که اگر اعضای این تیم بشنوند ناراحت نمیشوند چون میدانند واقعیت دارد.
به هر حال همه اعضای این تیم چه عروسکگردان، چه اتاق فکر و... لحظاتی دارند که از جنابخان فراغت داشته اند ولی من واقعا لحظهای از این شخصیت فراغت نداشته ام. دو سال است که در بازه تعطیلی «خندوانه» هم تفریحی نداشته ام و از خانواده خودم هم بازماندهام. حتی میتوانم بگویم جنابخان در خواب هایم هم نفوذ کرده است؛ گاهی 3 صبح بیدار شدهام و دیالوگ یا شعری را که فکر کرده ام به درد جنابخان میخورد، نوشتهام و دوباره خوابیدهام. مغز من در حال حاضر از اتفاقات اطراف جنابخان بشدت خسته است.
وی در واکنش به این پرسش که آیا ممکن است به نقطهای برسید که فکر کنید جنابخان بس است، اظهار کرد: تقریبا روزی 15 بار به این نقطه میرسم. البته آنقدر ما این شخصیت را دوست داریم که بهتر است این اتفاق در زمان درست خود رخ دهد.
به هر حال من بهعنوان یک انسان معمولی، گاهی ذهنم واقعا خسته میشود. باید اعترافی کنم و آن این است که بعد از برنامه اول جنابخان در فصل دو (اولین حضور جنابخان در خندوانه) وقتی برنامه به پایان رسید، من و عروسک گردانها به این فکر میکردیم «خب حالا از این به بعد چه باید گفت و چه اکتهایی میتوان داشت؟» یعنی ما از همان ابتدای شروع قسمت دوم فکر کردیم تمام شوخیهایی را که میتوانستیم انجام دهیم، اجرا کرده بودیم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: