معمای پلیسی

پول کثیف

نصرت کلید یدک را از کشو برداشت و همراه آقای کریمی به طبقه چهارم رفتند. در شرکت را باز کرد. چندبار حسین را صدا کردند، اما جوابی نشنیدند.
کد خبر: ۹۴۴۶۵۶

در اتاق مدیر عامل را که باز کردند، با صحنه دلخراشی روبه‌رو شدند؛ جسد مدیرعامل شرکت غرق در خون پشت میزش بود. کریمی خود را حسین برساند. حسین مرده بود، با تلفن همراهش با پلیس تماس گرفت و دقایقی بعد گشت موتوری کلانتری خود را به آنجا رساند. کارآگاه در خانه در حال نوشتن گزارش پرونده‌ای بود که قتل مردی در یک شرکت ساختمان‌سازی از طریق مرکز پیام به او اطلاع داده شد. آدرس را یادداشت کرد و راهی محل قتل شد.

با این‌که روز تعطیل بود اهالی کنجکاو مقابل ساختمان تجمع کرده و سربازان کلانتری مراقب بودند وارد محوطه صحنه جرم نشوند. کارآگاه با نشان دادن کارتش وارد ساختمان شد و با راهنمایی سربازی به طبقه چهارم رفت. وارد شرکت که شد ماموران صحنه جرم در حال نمونه‌برداری بودند. افسر تجسس کلانتری پس از سلام‌و احوالپرسی در گزارش خود گفت: مقتول حسین نام داشت. مرد 46 ساله مدیرعامل شرکت بود و در اینجا کارهای ساختمانی می‌کردند.ضربه‌های سنگینی به سرش وارد و باعث شکستگی جمجمه اش شده است.

روز تعطیل اینجا چکار داشت؟

قرار بود امروز قرارداد خرید مصالح بسته شود. آن‌طور که خانواده‌اش گفته‌اند ساعت 8 صبح باکیف مشکی که حاوی 400 میلیون تومان بود به اینجا آمده بود. بعد از قتل کیف مشکی ناپدید شده و به احتمال قوی قربانی سرقت شده است. آثاری از ورود به زور روی در دیده نشده و قاتل به راحتی وارد شرکت شده است. آلت قتاله در محل پیدا نشده و قاتل آن را با خود برده است.

چه کسی جسد را پیدا کرده است؟

مدیر مالی شرکت ساعت 11 طبق قرار قبلی به اینجا آمده اما در شرکت بسته بود و کسی در را باز نمی‌کند. نگران شده و از نگهبان می‌خواهد با کلید یدک در را باز کند. وقتی وارد شرکت می‌شوند، با جسد رو به رو شده و موضوع را به پلیس گزارش می‌دهند.ما هم در این دو ساعتی که اینجا هستیم تمام سرنخ‌ها را بررسی کردیم.

سروان پس از صحبت با افسر کلانتری برای پیداکردن سرنخی از جنایت، به بررسی شرکت و جسد پرداخت. هیچ آثاری از بهم ریختگی در شرکت دیده نمی‌شد و وضعیت اتاق هم نشان می‌داد، حسین با قاتل درگیر نشده بود.وسایل پذیرایی آماده بود. دکتر هم در گزارش اولیه خود گفت: دو ضربه محکم و کشنده به بالای پیشانی مقتول برخورد کرده و مرگ او را رقم زده است. قتل حدود چهار ساعت قبل رخ داده و هیچ آثاری از درگیری روی بدن مقتول وجود ندارد.

کارآگاه به یکی از اتاق‌های شرکت رفت و از مامور کلانتری خواست نگهبان و مدیر مالی شرکت را برای برای تحقیق بیاورد. ابتدا کریمی، معاون شرکت وارد اتاق شد. مردی جوان و خوش تیپ که بوی ادکلنش سریع فضای اتاق را پر کرد.

چرا قرار کاری را روز جمعه گذاشته بودید؟

نماینده یک شرکت خارجی به ایران آمده بود و حسین برای خرید شیر آلات با آنها وارد مذاکره شده بود. سرانجام هم توانست نظر آنها را جلب کند. قرار بود آنها فردا به کشورشان برگردند و مجبور شدیم امروز قرار بگذاریم.

چه کسی از این قرار خبر دارد؟

تمام کارکنان شرکت. حسین کارکنان اینجا را امین خود می‌دانست و هر قراردادی که می‌خواست امضا کند با همه مشورت می‌کرد. این رفتارش و رسیدگی به وضع کارکنان باعث شده بود، کارمندان با عشق اینجا کار کنند و یکی از شرکت‌های موفق باشیم.

خب از امروز بگویید.

برای ساعت 11 با مدیرعامل قرار داشتم تا قرار داد را یک بار دیگر بررسی و به قول معروف چکش کاری کنیم. صبح تماس گرفت و گفت، همراه پول‌ها به شرکت می‌رود. به همین خاطر من هم سعی کردم زودتر بیایم. وقتی اینجا رسیدم در ورودی باز بود اما از نصرت خبری نبود. به طبقه چهارم رفتم و در زدم اما آقای مدیر در را باز نکرد. چند دقیقه منتظر ماندم اما کسی در را باز نکرد. نگران شدم به سمت نگهبانی رفتم. نصرت با کیسه‌های میوه بازگشت. خواستم کلید یدک شرکت را بیاورد تا در را باز کنیم. می‌دانستم حادثه‌ای رخ داده، سریع به مقابل شرکت آمدیم و پس از باز کردن در با جسد روبه‌رو شدیم.

مقتول با کسی مشکل نداشت؟

ما رقیب کاری داشتیم، اما دشمنی که بخواهد مرتکب قتل شود نه.

کارآگاه سپس به تحقیق از نصرت پرداخت؛مردی قوی هیکل با لباس نگهبانی.

مقتول چه ساعتی وارد شرکت شد؟

حدود ساعت 8 و 30دقیقه.

تنها بود؟

بله. به طبقه چهارم رفت. ساعت 10 پایین آمد و به من پول داد وخواست برای مهمانش میوه بخرم. من هم از شرکت بیرون رفتم. وقتی برگشتم، آقای کریمی سراسیمه از پله‌ها پایین می‌آمد. مرا که دید به سمتم آمد و خواست با کلید یدک در شرکت را باز کنم. کلید یدک را برداشتم و راهی طبقه چهارم شده و با جسد روبه‌رو شدیم.

کسی وارد ساختمان نشد؟

نه. تا وقتی من بودم.

آقای کریمی چه زمانی وارد شرکت شد؟

من بیرون بودم که آمده بود.

سروان پس از بررسی دوباره وضعیت شرکت راز قتل را فاش کرد.

پاسخ معمای پلیسی قتل مرد نقره‌فروش

سروان میری با اشاره به دو دلیل زیر، برادر مقتول را به عنوان قاتل معرفی کرد.

1- برادر مقتول از کجا می‌دانست که قتل با انگیزه سرقت انجام شده است.

2- وجود شن ریزه در طلافروشی نشان می‌داد، متهم که در شمال کشور حضور داشت، در طلافروشی بوده است.

در مسابقه شماره گذشته 1693 نفر شرکت کرده بودند که 402 نفر پاسخ صحیح داده‌اند و از میان پاسخ‌های صحیح مژگان قریبی از بوشهر و مهرداد اعرابی از سرعین به قید قرعه برنده شده‌اند.

وحید شکری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها