در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این زن که احساس میکرد در مقابل پدرش بیآبرو شده، وقتی درخواست طلاق خود را به قاضی شعبه 268 دادگاه خانواده ارائه کرد، در باره ماجرای زندگی اش گفت: پنج سال است که با داوود ازدواج کردهام. در این مدت او بهعنوان حسابدار در شرکت پدرم کار میکرد و بهخاطر لطف و محبتهای بیش از حد پدرم همیشه وضع مالی خوبی داشتیم. پدرم بیش از حد معمول به من و داوود از لحاظ مالی رسیدگی میکرد و ما همیشه در رفاه بودیم. تا اینکه چند ماه پیش پدرم داوود را بهعنوان مدیر مالی شرکتش استخدام کرد و در واقع شغلش را ارتقا داد. من هم خیلی خوشحال شدم. اما چند وقت پیش متوجه شدم که داوود در شرکت، از چند نفر رشوه گرفته و در مسائل مالی آنجا دست برده است. از شنیدن این موضوع خیلی شوکه شدم. باور نمیکردم که شوهرم تا این اندازه خیانتکار باشد و جواب محبتهای پدرم را با خیانت بدهد. وقتی متوجه شدم، لحظهای تامل نکردم. دیگر نمیخواهم با این مرد رشوهگیر زندگی کنم. او آبروی مرا پیش پدرم برد و الان حتی خجالت میکشم که به صورت پدرم نگاه کنم.
بعد از صحبتهای این زن، شوهر وی نیز به قاضی گفت: قبول دارم که اشتباه کردهام، ولی من رشوه نگرفتم. فقط بهخاطر بیتجربه بودنم فریب حرفهای یک عده را خوردم و پولی را قبول کردم که بهعنوان رشوه برایم دردسرساز شد.
باور کنید آن زمان نمیدانستم که دارد چه اتفاقی میافتد. قرار نبود در حساب کتابهای شرکت اختلالی ایجاد شود، اما گویا من فریب خوردم و حالا هم هرچه برای همسر و پدرزنم توضیح میدهم هیچکس حرفم را باور نمیکند. همسرم به من بیاعتماد است و تصور میکند که کلاهبرداری کرده ام. در صورتی که من بیگناهم و این را ثابت خواهم کرد. با این حال من هم دیگر نمیخواهم در کنار این زن زندگی ام را ادامه دهم.
بعد از صحبتهای این زن و شوهر، قاضی سعی کرد آنها را از جدایی منصرف کند. ولی این زوج حاضر به آشتی نشدند، بنابراین با اصرارهای این زن و شوهر در نهایت حکم طلاق صادر شد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: