در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در واقع این گزارشگرها هستند که میتوانند با موج دادن به صدای خود یا تغییر در نحوه بیان و لحنشان لحظههای بازی را حساستر و مهمتر جلوه دهند، حاشیه را به متن تبدیل کرده و متن را به حاشیه ببرند. آنها میتوانند صورت اغراقآمیزی از هیجان را چنان واقعی و باورپذیر ارائه کنند که بعد از باخت آه و حسرت تماشاگر و بعد از برد صدای تشویقهای ممتد به گوش او برسد. از سویی دیگر باید به این امر مهم توجه داشت که گزارشگری حرفه رسانهای کاملا تخصصی است و مروری بر کارنامه کاری برجستهترین گزارشگران ورزشی ثابت میکند که آنها مدتی خود ورزشکار رشتهای خاص بوده و بعد از آن به دنیای گزارشگری پا گذاشتهاند. اشاره به تکنیکها و قواعد بازی، اظهار نظرهای کوتاه و تک جملهای درباره عملکرد تیم ها، ذکر عباراتی درباره داوری و شرایط مسابقه همه و همه میتواند جذابیت و هیجان مسابقه را منتقل کرده و از سوی دیگر او را با رشتهای که شاهد تماشای مسابقه آن است، آشناتر کند. با این حال به نظر میرسد محدودیت تعداد گزارشگر خوب در رشتههای ورزشی مختلف در رادیو و تلویزیون، خلأ معرفی جوانانی با استعداد و توانمند در این حرفه را عیان کرده است. خلأیی که تلاشهای چند سری از برنامه تلویزیونی «آقای گزارشگر» نیز نتوانست آن را پر کند و هنوز شمار جایگزینهای شایستهای که پا جای پای اسلاف خود در امر گزارش ورزشی بگذارند، به انگشتان یک دست نمیرسد. این در حالی است که شبکه ورزش نیز بعد از گذشت چند سال از آغاز به کار خود توانسته مخاطبانی را با خود همراه کند و حالا برای حفظ آنها و جذب مخاطبانی بیشتر باید از گزارشگرانی موفق در گزارشهای ورزشی بهره ببرد.
انتقاد از حوصله گزارشگر و بیننده گزارش ورزشی خارج است
کیومرث کرده، گزارشگر شناخته شده والیبال درباره اهمیت شناخت یک رشته ورزشی برای گزارش رقابتهای آن میگوید: اگر هدف از گزارشگری تنها توصیف بازی باشد، هر فردی میتواند یک رشته ورزشی را انتخاب و گزارش کند و شاید شناخت ناکافی او در ابتدا ملموس نباشد، اما وقتی وارد میدانهای جدی مثل المپیک و جهانی میشود و مسائل فنی اهمیت بیشتری مییابد، گزارشگر باید تکلیف خود را با شغلش مشخص کند، یعنی اعلام کند که یک کارشناس ـ گزارشگر نیست یا این که دانش خود را در زمینه آن رشته بالا ببرد. مثلا من باید بتوانم به عنوان گزارشگر والیبال درباره خطایی که احیانا روی تور اتفاق میافتد تحلیل کنم و شناخت کافی درباره یک رشته در گزارش ورزشی به کمک گزارشگر میآید.
وی در پاسخ به این که آیا پررنگ کردن نقاط قوت و کمرنگ جلوه دادن نقاط ضعف در رقابت جهانی توسط گزارشگران به عنوان یک دستورالعمل مورد توجه است یا نه، میافزاید: انتقاد از عملکرد تیم معمولا در جریان بازی و به شکلی فنی تذکر داده میشود و این اشارهها از طرف گزارشگر کارشناسها پذیرفته میشود، مثلا من بهعنوان کسی که خود مربی بینالمللی والیبال است، سعی میکنم نکات فنی را در لابهلای گزارش بیان کنم، مثل این که اگر این تعویض انجام میشد، خوب بود، اما جای انتقاد در گزارش ورزشی نیست و باید برنامهای مجزا به آن اختصاص داده شود، زیرا لازم است شرایط چند ماه قبل یک تیم را برای بررسی عملکرد آن در نظر گرفت. این که تیم کارش از کجا شروع شده، چه دیدارهای تدارکاتی داشته و این موارد از حوصله گزارش و بیننده خارج است.
این کارشناس والیبال درباره ضرورتهای گزارش این رشته بیان میکند: والیبال یک بازی سرعتی است و زمان کمی برای گزارش آن وجود دارد، اما میتوان در زمانهای استراحت با اشاره به نکات کوتاه و فنی بیننده را با اشکالات آشنا و اساسا یک رشته را به او معرفی کرد. در حالی که اگر گزارشگر اطلاع کاملی از رشته والیبال نداشته باشد برخی صحنهها را از دست میدهد. مثلا بازیکن آغازکننده فقط 8 ثانیه فرصت دارد سرویس بزند و وقتی این زمان را از دست بدهد داور توپ را از او میگیرد و گزارشگر ناآگاه نسبت به این خطا ناچار است در این صحنه سکوت کند!
کرده درباره علت کمبود گزارشگران جوان و توانمند در رشتههای ورزشی از جمله والیبال نیز ادامه میدهد: تربیت نیرو یکی از خلأهای ما در همه حوزهها از ورزش گرفته تا هنر و اقتصاد و سیاست است. برای پاسخ به این سوال باید پرسید که آیا دانشگاه صداوسیما با همه قدمتش تا به حال توانسته به تعداد انگشتان یک دست گزارشگر خوبتربیت کند؟! یا این که انتخاب حرفه گزارشگری از سوی افراد تنها از مسیر علاقه و تلاش شخصی بوده است؟! گزارشگر شدن دستکم برای من از سر علاقهمندی و پیگیری شخصیام اتفاق افتاد. در شبکه سه تست دادم و وارد این حوزه شدم، اما مشکل مدیریت این ماجرا هنوز پابرجاست. متاسفانه اکنون هم در شبکه ورزش گزارشگرانی کار میکنند که نه آموزش کافی دیدهاند و نه اخلاق حرفهای را رعایت میکنند. تعدادی از علاقهمندان هم به والیبال معرفی شدند که میخواستند یک شبه گزارشگر شوند و پیشکسوتان را نادیده گرفتند.
منطقه آزاد و دفاع نرم در والیبال معنا ندارد
جواد محتشمیان، گزارشگر پیشکسوت والیبال نیز معتقد است این رشته ویژگیهای خاصی برای گزارش میطلبد و در این باره میگوید: رقابت والیبال در محیط کوچکی اتفاق میافتد و سرعت توپ بالای 100 کیلومتر در ثانیه است و بیشتر بر سه حرکت دریافت، پاس و آبشار میگردد. بنابراین یک گزارشگر باید مبنای کارش را بر عدم تکرار واژهها قرار دهد. استفاده از لغات جایگزین در گزارش این رشته اهمیت زیادی دارد تا بیننده از نوع گزارش خسته و دلزده نشود. مثلا عبارتهای شروع کننده بازی، بازیکن در منطقه سرویس قرار دارد، فلان بازیکن باید ضربه اول را بزند، همه یک معنی را میدهند، اما استفاده از آنها به گزارش تنوع میبخشد.
وی درباره واکنشهای انتقادی به برخی از گزارشهای والیبال نیز عنوان میکند: متاسفانه ما تحمل انتقاد شنیدن را نداریم و نمیپذیریم، وقتی که عملکردمان مورد تحسین است و گفته میشود، باید به اشتباهاتمان هم اشاره شود. مثلا چند باری گفته شده که من در گزارشها بازیکنان را تخریب میکنم و یکی از بازیکنان تیم ملی گفته بود من را به خدا میسپارد! در حالی که به هیچ وجه قصد تخریب ندارم. وقتی یک بازیکن پاس درستی میدهد از او تعریف میکنم و وقتی پاس غلط باید به آن اشاره کنم.
محتشمیان ادامه میدهد: من هم بازیکن و هم مربی تیم ملی بودم و سالها بهعنوان بدنساز با تیم ملی همکاری کردم. بنابراین عملکردها را بخوبی میشناسم، اما این روزها انگار گزارشگران سخنگوی والیبالیستها شدهاند تا مبلغ قراردادهایشان در سالهای بعد افزایش یابد. مثلا وقتی یک بازیکن 19 ساله که در زمین خوب عمل میکند و من از او تعریف میکنم، قطعا به این معنا نیست که همان بازیکن در 29 سالگی نیز همان عملکرد را دارد و باید از او تعریف کنم. درست اینجاست که وقتی نقدی به یک بازیکن میشود، در برابر نقد جبهه میگیرد. با این حال ما گزارشگران معمولا باید در بازیهای حساس مثل المپیک سعی کنیم مراعات کنیم و جوری بازی را برای مردم تشریح کنیم که اعضای تیم موفق عمل کردهاند و باخت چندان به چشم نیاید.
وی با اشاره به لازمههای یک گزارش موفق ورزشی توضیح میدهد: به نظر من مهمترین اتفاق در گزارشگری، شناخت یک رشته ورزشی است. 25 سال پیش از من خواستند هندبال را گزارش کنم، اما قبول نکردم. زیرا والیبال را خوب میشناسم و تخصصم این رشته بوده است. وقتی درباره این رشته حرف میزنم میدانم چه میگویم. گفتن این که الف به ب پاس داد، در گزارشگری کافی نیست؛ بلکه باید علت سرعت حرکت توپ، پاس خوب یا بد و... را تحلیل کرد. متاسفانه برخی گزارشگران به این موضوع اهمیت نمیدهند. مثلا یکبار شنیدم یک گزارشگر گفت بازیکن از منطقه آزاد توپ را رساند! در صورتی که منطقه آزاد در والیبال نداریم اما کیش و بندرانزلی و قشم منطقه آزادند(با خنده) یا این که دفاع نرم در والیبال چه معنی میدهد که عدهای میگویند؟!
این کارشناس والیبال همچنین به اصلاح یکی از خطاهایش در گزارش طی کسب تجربه اشاره کرده و میگوید: یک بار یک نفر به من گفت این که میگویی توپ در چارچوب زمین خوابید غلط است، زیرا زمین والیبال سطح است و چارچوب درباره سطح کاربرد ندارد، بلکه به وضعیت عمودی گفته میشود و خودش پیشنهاد داد که از این به بعد از کلمه محدوده استفاده کنم و من دیگر آن اشتباه را تکرار نکردم.
وی در پایان به دشواریهای حضور در تورنمنتهای بینالمللی و گزارش مستقیم اشاره کرده و میگوید: گرچه من همیشه مفسر-گزارشگر بودم، اما چند سال قبل در دبی مسابقات والیبال قهرمانی آسیا برگزاری میشد و من برای هماهنگی گزارش کردن بازیها بسیار اذیت شدم و شرایط را برای ایرانیها سخت کرده بودند. حتی یادم است وقتی برای معرفی دبی گفتم ازجمله کشورهای حاشیه خلیج فارس، یک فرد عرب در گوشی به من ناسزا گفت و گزارش را قطع کرد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: