در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
چه زمانی احساس کردید میخواهید بازیگر شوید؟ از همان دوران کودکی؟
خیر، دوران کودکیام به بازی با همسن و سالهایم گذشت و به چیزی مثل سینما و بازیگری فکر نمیکردم. اولین جرقه در رابطه با بازیگر شدن، در 17سالگی در ذهنم زده شد. یک نمایش مدرسهای داشتیم و من هم یکی از بازیگران آن بودم. البته نقش اصلی مال من نبود. همان زمان احساس کردم این کار را دوست دارم و به قرار گرفتن در قالب آدمهای دیگر علاقهمندم.
خیلیها شما را بازیگری انگلیسی در هالیوود میدانند اما اصلیتی آلمانی دارید.
پدرم آلمانی و مادرم ایرلندی است. درست است که در آلمان به دنیا آمدم اما در دو سالگی به جنوب ایرلند کوچ کردیم. ما یک خانواده مهاجر هستیم و در ایرلند بزرگ شدم. زبان آلمانی، زبان دوم من است. خودم را بیشتر یک انگلیسی میدانم تا آلمانی.
شهرت و محبوبیت تاثیری هم در سبک زندگیتان داشته است؟
فکر نمیکنم. کسانی که مرا میشناسند میدانند هنوز هم در همان آپارتمان نقلی در شهر لندن زندگی میکنم که در ابتدای کار بازیگریام در آن سکونت داشتم. برای من شهرت عاملی نیست تا در تجمل و شکوه بیشتری زندگی کنم. شهرت برایم وسیله است تا به کمک آن، نقشهای بهتری را برای کار بگیرم. از این نظر، شهرت و محبوبیت کمک زیادی به من کرده است.
کدام بازیگر برایتان حکم الگو را داشته است؟
ما انگلیسیها معمولا تحت تاثیر یک نفر هستیم؛ ارسون ولز! او، نقشها و بازیهایش همیشه جذاب و قابل ذکر بوده است. حضورش روی پرده، آدم را بشدت درگیر خودش میکند. همیشه در عجب بودم که او چگونه این نقشهای سخت را این قدر راحت بازی میکند. ذاتا یک بازیگر بود و هیچ مشکلی با دوربین نداشت. من دو فیلم در کارنامهام دارم که نقش آن را پیش از این اورسون ولز بازی کرده است؛ «مکبث» و «جین ایر!»
منتقدان میگویند استیو مک کوئین کارگردان، سهم بسیار مهمی در موفقیت و شهرتتان داشته است.
همینطور است. او در ابتدای کار سینماییام به من اعتماد کرد و ایفای نقش بابی سندز را در اعتصاب غذا به من داد. نقش بسیار سختی بود و میدانستم همه منتظرند تا از بازیام ایراد و اشکال بگیرند. سر آن فیلم خیلی زحمت کشیدم و اذیت شدم. 33 کیلو وزن کم کردم تا نقش را بهتر بازی کنم. البته پاداش کارم را هم گرفتم. استیو مک کوئین فقط فیلمساز تعدادی از فیلمهایم نیست. او یک دوست صمیمی هم هست.
بازی در سینما را بیشتر دوست دارید یا تئاتر؟
نمیخواهم روشنفکربازی درآورم و بگویم تئاتر. همیشه سینما را بیشتر دوست داشتم. در کلاسهای تئاتری همیشه به شاگردان گفته میشود، سینما به اندازه تئاتر خالص نیست و در بازی بازیگر سینما فریب وجود دارد. اما فیلم و سینما را بیشتر از هر چیز دیگری دوست دارم. نوعی صمیمیت خاص در فیلمها وجود دارد. وقتی بازی در فیلمها را شروع کردم، میخواستم همان تاثیری را روی دیگران داشته باشم که فیلمهای سینمایی روی من داشتند.
چه حسی دارید وقتی خودتان را روی پرده سینما میبینید؟
دوستش دارم! دوست دارم که چند بار به تماشای آنها بنشینم.(میخندد) یک وقت فکر نکنید یک جور سرگرمی خاص است. این چیزی شبیه شنیدن صدای خودتان روی انسرینگ تلفن است. با تماشای فیلمهایم، در عین حال میتوانم متوجه خطاها و اشتباهاتم هم بشوم. این کمک میکند تا در کارهای بعدی مراقب باشم تکرارشان نکنم.
مترجم: کیکاووس زیاری
جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: