در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
من برای آن سریال زحمت زیادی کشیدم و حدود شش ماه سعی کردم با یک سبیل زندگی کنم. سختی دیگر این کار این بود که تصویربرداری ما در زمستان بود، اما چون اسیر بودیم، نمیتوانستیم لباس بپوشیم و همین عوامل باعث شد من در آن سریال هشت کیلو وزن کم کنم. به نظرم وقتی سریالی در یک شبکه دیده نمیشود باید آن را از شبکهای دیگر پخش کرد، چون همه این شبکهها متعلق به صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران هستند.
من در سریال میکائیل هم حضور داشتم، اما وقتی دیده نمیشویم مردم فکر میکنند کلا حضور نداریم و بعد از ما میپرسند کجا هستید؟
من در این سریال نقشی با یک دست ایفا میکردم و داستانی پشت شخصیت آن بود، اما یکباره این نقش محو شد و طبیعتا شخصیت من هم دیده نمیشود.
عواملی دست به دست هم میدهد و شما نمیتوانید در کاری که زحمت میکشید، دیده شوید و بعد گاهی در بعضی از آثاری دیده میشوید و همه میگویند چه خوب است که آنگاه متعجب میشوید!
بهرام ابراهیمی : دوست دارم نقشهای معمولی بازی کنم
قصه مجموعه «یکتا» مربوط به خانه و خانوادهای میشود که درگیر تولیدات داخلی در کارخانه خود و قاچاق واردات بیرویه به کشور هستند.
من در نقش نورایی به عنوان حسابدار در کارخانه این خانواده رفت و آمد میکنم و کم و بیش با خانواده یکتا در ارتباط هستم. در واقع قصه اصلی این مجموعه تلویزیونی بر خانواده و حواشی اتفاقات کارخانه متمرکز شده است.
هیچوقت برای انتخاب نقشهایم دستهبندی رنگی نداشتم و دنبال سیاه و سفید شخصیتها نبودهام. همیشه دوست دارم نقشهای معمولی یا فراتر از آن غیرمعمولی را بازی کنم. غافلگیری و فراز و فرودهای داستانی و بصری در کار ازجمله جذابیتهایی است که انتظار میرود مخاطب را پای گیرنده خود بنشاند. این سومین تجربه همکاری من با شهرام شاهحسینی است. اولین بار سر سریال یک مشت پر عقاب با او آشنا شدم. شاه حسینی شخصیت جذابی داشته که کار کردن با او فراغ بال خاصی دارد؛ چون روحیه بازیگران خود را میداند و فضای بیشتری را برای کارکردن به بازیگر جلوی دوربین میدهد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: