بعد هم با بازیگران انتخاب شده تماس میگرفتند. این روال ادامه داشت تا سالها که منظورم دهه 70 و 80 است. مسیر هم کاملا درست بود. اگر من به درد این نقش میخورم انتخاب میشوم. سالهاست سکوت کردهام. چیزی نزدیک به 15 سال. ولی امروز وقت گفتن است. من برای حضور در نقش یک سریال کیف انگلیسی انتخاب شده بودم ولی فردی که خیلی هم تاثیرگذار است به کارگردان میگوید من انتخاب میکنم که چه کسی چه نقشی داشته باشد و چه کاری انجام دهد. من باز هم برای نقش یک سریال کلاه پهلوی انتخاب میشوم و دوباره این آقا ورود میکند و من دوباره خود به خود و اتوماتیک بیرون میروم. بعضی وقتها یک اتفاق یک بار در زندگی یک فرد میافتد. من یوسف مرادیان برای نقش یک فیلم رستاخیز انتخاب میشوم توسط آقای درویش. قرار است با من تماس بگیرند ولی تماسی برقرار نمیشود و من بعدا متوجه میشوم که باز هم همان فرد مانع حضور من شده است!
این بازیگر سینما و تلویزیون در ادامه میافزاید: من فقط با خودم حرف میزنم که یوسف این کار میتوانست یکی از افتخارات تو در کارنامهات باشد ولی نادیده گرفته میشوی چون حاضر نیستی طرف را عمو صدا بزنی! دنبالش بدوی و این آزاردهنده است. امروز دیگر از بازیگران دعوت نمیشود که انتخاب شوند. همه چیز از قبل تعیین شده است. یک تعدادی را تهیهکننده به زور تحمیل میکند. یک تعدادی را کارگردان به زور میگوید که باید باشد و... امیدوارم همه این بحثها بتواند قضایا را به سمتی ببرد که دنیای تصویر ما به حدی برسد که تمام این حاشیهها خود به خود کنار برود. آدمهای نامربوط بیرون بروند از این حوزه. همه این اتفاقات و ریاضتها جزئی از کار ماست که امیدوارم حل بشود. من اگر در صحبتهایم از رهبری صحبت کردم به خاطر این است که من در خانواده هر وقت با برادرم به مشکلی برمیخوردم به پدرم پناه میبردم و حالا هم تنها نقطه امید ما این است که ایشان فقط میتواند این مشکلات را برطرف کند. میدانم یک نفر وجود دارد که میتواند حق من را بگیرد. ایشان میتواند بستری فراهم کند تا کسانی که با صداقت در این عرصه حضور دارند با عدالت مورد قضاوت قرار بگیرند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم