در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
آیا زن و شوهر فضای خصوصی برای خود دارند یا این فضا قربانی فرزند سالاری امروز شده و به کودک اختصاص یافته است؟
همه اینها چالشهایی است که این روزها ما با خانه کوچکمان داریم. شاید بررسی آماری سرانههای مسکونی کشور این موضوع را بهتر روشن کند.
در بررسیای که سال 92 در مورد خانوارهای شهری ایران و نحوه سکونت آنان توسط بانک مرکزی انجام گرفته مشخص شده است نزدیک به 35 درصد از خانوارها در دو اتاق و کمتر زندگی میکنند و بیش از 46 درصد مردم دارای سه اتاق هستند.
براساس آمار دیگری که اداره کل آمار و اطلاعات جمعیتی و مهاجرت سازمان ثبت احوال در همین سال اعلام کرده است، یک سوم جمعیت کشور تک فرزند یا بدون فرزند هستند و بیش از 22 درصد جمعیت دو فرزند دارند.
سرانههای نامتوازن
برقراری پیوند میان این دادههای آماری نشان میدهد اگر جمعیت سه نفره یعنی دارای یک فرزند بخواهند در آن 35 درصد خانههای دو اتاق و کمتر زندگی کنند، تعدادی از خانوارها برای کودکشان اتاق مستقلی ندارند و هیچ یک از آنها نمیتوانند پذیرای والدین خود در خانه کوچکشان باشند.
در چنین خانوارهایی آرامش کاهش مییابد، زیرا والدین ناچارند فرزند خود را در اتاق خود بخوابانند یا خود در سالن، شب را به صبح برسانند. داشتن مهمانی که شب در این خانهها میماند خود مشکلی تمامعیار است.
سایر خانوارهای پرجمعیتتر شاید فضای بیشتری از خانههای دارای سه اتاق و بیشتر نصیبشان شود، اما این در صورتی است که توزیع جمعیت در خانهها نرمال باشد. بررسی میدانی نشان میدهد خانوادههای دارای چهار فرزند و بیشتر در حاشیه شهرهای بزرگ در خانههایی زندگی میکنند که دارای یک اتاق و فاقد امکانات مناسب است و خانوادههای دیگری با داشتن فقط یک فرزند دارای خانههایی بزرگ و اتاقهای زیادی هستند.
جایی برای سالمندان نیست
خانههای امروزی یا از نیازهای خانواده جا مانده یا هنوز به آن نرسیدهاند. عدم تمکن مالی سبب میشود بسیاری از خانوادههای پرجمعیت در فضای مسکونی نامتناسب با وضعیتشان قرار گیرند. از سوی دیگر سالمندانی که در خانوادههای سنتیتر هنوز با فرزندان خود به سر میبرند نیز فاقد حریم شخصی هستند و به ندرت اتاق مستقلی دارند که این میتواند زمینه نا رضایتی سالمند و حتی اعضای خانواده را فراهم کند. جداسازی این سالمندان از خانواده خود مشکلات دیگری پدید میآورد. بخصوص وقتی سالمندان بیمار یا نیاز به رسیدگیهای خاص و تمیزی و نظافت داشته باشند، حضور آنها در فضای عمومی خانه هم خلاف شأن آنهاست و گاه مایه ناراحتی اعضای خانواده میشود.
خانه من هست و نیست
وقتی به آمار 26 درصدی اجارهنشینها میرسیم، متوجه میشویم مشکل دیگری نیز در انتظار یکچهارم خانوادههاست؛افزایش اجاره بهای مسکن به صورت سالانه و پیشی گرفتن آن از درآمد خانواده سبب میشود اجارهنشینها هر سال از خانههای کوچکتری بهرهمند شوند تا بتوانند از عهده مخارج آن برآیند. به این ترتیب خانهها کمتر سرای آرامش آنها خواهد بود و از طرفی شما در یک خانه اجارهای هم مالک هستی و هم نیستی. حق هیچ دخل و تصرفی در ظاهر خانه نداری و حتی رنگ دیوارهای آن را هم نمیتوانی عوض کنی. اگر از سیستم تهویه و سرمایش و گرمایش یا کمد دیواریهای آن راضی نباشی فقط میتوانی بروی و اگر دلت بخواهد در خانه خودت وسیله کارآمد و گرانی بخری که در آشپزخانه یا پذیرایی بگذاری گاه کار بیهودهای است، چون ممکن است اندازه خانه بعدی نباشد.
توجه به پرده و دکوراسیون هم به خاطر ابعاد متغیر خانه همین مشکل را پدید میآورد که سبب میشود خانه آن طور که باید جای آرامش نباشد.
این روزها دولت طرحهای زیادی در دست دارد. وامهای بلندمدت و کلان برای خرید یا ساخت واحد مسکونی، مسکن مهر، طرح مسکن اقساطی و ... چندی پیش مرد جوانی را دیدم که تازه ازدواج کرده بود و البته تازه هم بیکار شده بود. داشت پیش خودش حساب میکرد اگر یک واحد آپارتمان از دم قسط بخرد و موفق شود کاری پیدا کند که ماهی دو میلیون تومان هم به او بدهند و خودشان هم بسیار کم خرج باشند باید تا آخر عمر قسط بپردازد. او حتی به فکرش هم نمیرسید چنین خانهای همه شرایط یک سقف آرامش را دارد یا نه.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: