در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ده ساله بودم که همراه خانواده به تهران مهاجرت کردیم. آن روزها عاشق مدرسه رفتن بودم و وقتی هم سن وسالهای خود را میدیدم که به مدرسه میروند، غبطه میخوردم. همین احساس من باعث شد صاحبخانهمان مرا برای ثبت نام به مدرسه ببرد که البته مسئولان مدرسه، دست رد به سینهام زدند و گفتند چون سنم زیاد است مرا ثبتنام نمیکنند. خدا میداند آن روز چقدر ناراحت شدم؛ بغض رهایم نمیکرد. وقتی به خانه آمدم گوشهای نشستم و به حال و روزم فکر کردم، تا این که دختر همسایه سراغم آمد و علت ناراحتیام را پرسید. او که از ماجرا باخبر شد، گفت غصه نخور و بیا با هم به نهضت سوادآموزی برویم. با شنیدن این کلمه متعجب شدم و گفتم نهضت دیگر چیست و او برایم توضیح داد در نهضت هر کسی که بیسواد باشد باسواد میشود، مهم هم نیست چند سال دارد.
از آن لحظه به بعد، خوشحالی تنها چیزی بود که احساس میکردم و گمانم این بود که میتوانم خواندن و نوشتن را یک روزه یاد بگیرم. بیسوادی سختیهای زیادی را به خانواده ما تحمل کرده بود، پدرم بیسواد بود و این سختیها را میشناخت. با این حال با درس خواندن من کاملا مخالف بود و فقط به کلاس قرآن و خیاطی اعتقاد داشت. بنابراین من به طور پنهانی درس خواندن را شروع کردم و با پشتکار و تلاش زیاد توانستم دورههای مقدماتی و تکمیلی نهضت را با معدل عالی پشتسر بگذارم.
آموزشیار من خانم زعیمزاده معتقد بود، من هوش خوبی دارم و باید برای ادامه تحصیل به مدرسه بروم، بنابراین مرا به آموزش و پرورش برد و در مدرسهای ثبتنامم کرد و تا سوم راهنمایی درس خواندم.
اینجا بود که پدرم متوجه درس خواندنم شد و دیگر اجازه نداد به مدرسه بروم. بنابراین سه سال از مدرسه دور ماندم، اما من از هدفم کوتاه نیامدم و در مدرسهای شبانهروزی ثبتنام کردم. به این ترتیب، کلاس اول دبیرستان را نیز طی کردم، ولی زمانی که میخواستم وارد کلاس دوم دبیرستان شوم، باید هزینه میپرداختم در حالی که ما وضع مالی خوبی نداشتیم و پدرم مانع درس خواندنم میشد.
برای حل این مشکل با دوستم مشورت کردم و او گفت برو آموزش پرورش ببین کاری به تو میدهند تا درآمد داشته باشی. من هم همین کار را کردم و در مدرسهای به عنوان کادر اداری مشغول کار شدم یعنی هم درس میخواندم و هم کار میکردم.
حالا 24 سال از آن زمان میگذرد و به عنوان معاون اجرایی در مدرسه مشغول کار هستم. خدا را شاکرم که در کارم موفق هستم و سال گذشته به عنوان معاون نمونه انتخاب شدم. من همه اینها را از سواد دارم. برای همین همیشه افراد بیسواد را برای شرکت درکلاسهای نهضت سوادآموزی تشویق میکنم.
من اسامی اولیای بیسواد را از پرونده دانشآموزان استخراج کرده، به مدرسه دعوتشان میکنم و برایشان از مزایای با سواد شدن میگویم و خودم را مثال میزنم. خوب است مردم بدانند آموزش از طریق نهضت رایگان است و هیچ هزینهای ندارد، ولی بهتر از این مزیت، حس خوبی است که انسان از باسواد شدن به دست میآورد؛ به امید روزی که بیسوادی در جهان ریشهکن شود.
فاطمه حسینزاده
دانشآموخته نهضت سوادآموزی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: