سه دقیقه و 20 ثانیه مهر تاریک

ساعت 15روز 5فروردین و با حدود یک ساعت تاخیر نخستین برنامه شاخه آماتوری انجمن نجوم ایران در سال 1385آغاز شد. برنامه ای که دشواری های فراوانی نسبت به همه برنامه قبلی داشت و هدفی جذاب را دنبال می کرد.
کد خبر: ۹۲۶۲۸

بیش از 180نفر از علاقه مندان نجوم سوار بر 4دستگاه اتوبوس خود را آماده آغاز سفری طولانی کردند. سفری که شامل 2200کیلومتر مسیر مستقیم و سپری کردن مدت زمانی بیش از 50ساعت در اتوبوس ها برای رسیدن به سواحل شمالی دریای مدیترانه بود تا امکان رصد یکی از جذاب ترین پدیده های نجومی فراهم شود.
این سفر طولانی تنها برای دیدار 3دقیقه ای با خورشید گرفته تدارک دیده شده بود و جالب آن که با تمام سختیها و دشواری ها، این دیدار آنچنان شوق انگیز بود که بسیاری همه آن سختیها را فراموش کردند و به انتظار گرفت بعدی نشستند.
ترکیه سرزمینی است که وقتی وارد آن می شوی ، بیش از آن که نشانه های فرهنگ مدرن اروپایی که این کشور تلاش می کند تا در هر نقطه این خاک آشکار کند توجه تو را به خود جلب کند، شکوه طبیعت ، کوههای سر به فلک کشیده ، دشتهای پهناور، استپها، جنگلهای کاج و زیبایی طبیعی آن به چشم می آید.
اما ترکیه با قرار گرفتن در مرز امپراتوری های باستان علاوه بر این چشم انداز زیبای طبیعی ، در مرز اسطوره و تاریخ نیز جایگاه بالایی دارد.
کشوری که از یک سو در نیمه شرقی نشانه های آشکاری از تمدن مادی و هخامنشی در دل خود دارد، در نیمه ای دیگر یادگارهای تمدنهای باستانی دیگری چون لودیها و آشوری ها را به همراه دارد و در نیمه غربی خود آثار حضور یونانیان و رومی ها بخوبی به چشم می آید و شهرهای ساحلی آن هر یک به یاد یکی از خدایان المپ بنا شده است.
حضور مسیحیان اولیه در این شهر و ظهور امپراتوری های مسلمانی چون سلاجقه ترک و عثمانی ها نیز بر لایه های فرهنگی این کشور می افزاید. با عبور از مرز بازرگان و حتی پیش از آن که قدم به خاک ترکیه امروزی بگذاریم ، دو قله زیبا یادآور زیبای هایی است که با آن مواجه خواهیم بود.
آرارات که 2قله آتشفشانش طبق بسیاری از روایات محل فرود کشتی نوح و صحنه شکل گیری داستان گیلگمش اسطوره ای بوده اند؛ اما این تازه آغاز راه است و با عبور مسیر از شهرهای بزرگی چون ارز روم (که زمانی نه چندان دور جزو قلمرو ایران بود و در دوره قاجار از کشور ما جدا شد)، قیصریه و نوشهیر در قلب منطقه باستانی کاپادوکیه ، به مقصد نزدیک تر می شویم.
برای مسافران این گرفت عبور از کاپادوکیه ، شهر مخروطهای سنگی مسکونی که تاریخش از دوران سنگی آغاز می شود و از میان حضور آشوری ها، لودیها، مادها، هخامنشی ها، رومی ها، بیزانسی ها و عثمانی ها عبور می کند برای همه خاطره انگیز است.
اگر در بدو ورود از کنار سرچشمه های فرات عبور کردیم ، اما رسیدن به این منطقه نشان از حضور در کناره رود هالیس (قزل ایرماق) را دارد.
جایی که قرن 6پیش از میلاد محل نبرد تاریخی دو تمدن ماد و لودیه بود. نبردی که چند سالی به طول انجامید و ناگاه در میانه کارزار خورشید گرفت تا آن را نشانه ای از خشم خدایان بدانند و جنگ را تبدیل به صلح کنند.
امسال نیز همان مناطق بار دیگر زیر سایه ماه می رفتند و با عبور از دشتهای اطراف کاپادوکیه هنوز صدای سم اسبها و شکوه کسوف برای آنان که به دنبال نشانه ای برای صلح بودند در ذهن طنین انداز می شد.
در مسیر حرکت به سوی اقامتگاه گروه از قونیه نیز عبور می کردیم که تنها ملاقاتی کوتاه بود و وعده دیداری تا در بازگشت به زیارت مقبره حضرت مولانا بشتابیم.سرانجام پس از 52ساعت به هتل محل اقامت رسیدیم.
هتلی در منطقه ای به نام بلدیبی که نام خود را به واسطه قرار گرفتن بر کمر خلیج کوچکی گرفته بود (بلدیبی به معنای کمرگاه است) این منطقه بین دو شهر آنتالیا و کمر قرار دارد.
در گرفت امسال بسیاری از علاقه مندان و گردشگران نجومی به شهر تاریخی سیده رفته بودند؛ شهری کهن و مربوط به قرن 2میلادی که توسط رومیان ساخته شده بود و شاخصه آن بقایای خرابه های شهر و بویژه آمفی تئاتر مرکزی آن به سبک معماری رومی و خرابه های معبد آپولون خدای شعر و موسیقی و محافظ بندرگاه ها است.
خط مرکزی کسوف دقیقا از این شهر عبور می کرد، اما شلوغی بیش از حد این محل برای گروهی 180نفره می توانست مشکل ساز باشد.
به همین دلیل گروه ما در هتل محل اقامت خود کمپ اصلی رصد را برپا کرد که البته این کار پس از مرور وضعیت هواشناسی و تمام گزینه های ممکن بود.
شب پیش از کسوف همه اعضای گروه به تنظیم تلسکوپ های خود پرداختند و جلسه ای توجیهی درباره نحوه رصد، اطلاعات مورد نیاز و آخرین توصیه ها به رصدگران برگزار شد و سرانجام با تابش نخستین پرتوهای خورشید بر آبهای زیبای مدیترانه در بامداد 9فروردین ، همه اعضا در حیاط مشرف به ساحل هتل و در کنار انبوه وسایل رصدی خود گرد آمدند.
آخرین تنظیم ها تا آخرین دقایق ادامه یافت. اگرچه بیشتر حاضران ابزارهای رصدی خود را به همراه داشتند، اما برگزارکنندگان علمی تور تصویر خورشید را با کمک یک دوربین فیلمبرداری متصل به تلسکوپ و از طریق یک ویدئو پروژکتور بر پرده بزرگی که در مقابل استخر هتل قرار داشت تصویر کرده بودند تا همگان بتوانند مراحل گرفت را به طور کامل رصد کنند.
لحظات باقی مانده تا گرفت مرتب با بلندگو اعلام می شد تا این که ساعت 12:37به وقت محلی تماس اول به وقوع پیوست و ماه خرامان خود را به مقابل خورشید کشاند. صدای شاتر دوربین ها و هیاهو لحظه به لحظه بالا می گرفت تا سرانجام لحظات فراموش نشدنی گرفت نزدیک می شدند.
کم کم دمای محیط کاهش یافت و نسیمی وزیدن گرفت و چند لایه ابر مزاحم و تهدیدکننده هم در آسمان ظاهر شدند؛ اگرچه ما آنقدر خوش شانس بودیم که ابرها پیش از آغاز گرفت کلی از فراز سر ما عبور کنند.
رفته رفته سایه های زیر درختان شبیه به هلال های نازکی شد که در اثر پدیده اتاق تاریک شکل می گرفت. با گذر زمان ، نورانیت محیط هم رو به کاهش گذاشت و سایه های افراد روی زمین بسیار تیزتر و واضح تر شدند چرا که منبع تشکیل سایه به سمت یک مرکز نور نقطه ای در حال حرکت بود.
تنها هلال نازکی از خورشید باقی مانده بود که پدیده استثنایی نوارهای سایه روی زمین آشکار شد نوارهای موازی تیره و روشنی که در همه سو در حال حرکت بودند. سرانجام دانه های بیلی ، آخرین پرتوهای خورشید که از میان دره های سطح ما به زمین می رسند، هویدا شدند و از سوی دیگر، لایه نازک تاج آشکار شد.
هنوز گرفت کامل نشده بود که چند زبانه خورشیدی مشخص شد و جالب این که یکی از این زبانه ها دقیقا از پشت یکی از تسبیح دانه های بیلی بیرون زد و لحظه ای بعد با ظهور حلقه الماس گرفت کامل شد.فریادها و صدای شاتر دوربین ها محیط را فرا گرفت. خورشید در زمینه آبی آسمان با تاجی که اندکی کشیده بود می درخشید.
آنها که در نزدیکی استخر بودند، می توانستند علاوه بر خورشید فراز سرشان تصویر غول پیکر خورشید گرفته را بر پرده بزرگ و بازتاب آن را در نور استخر نیز ببینند.در افق و بویژه افق شرقی که مشرف به دریا بود، بازی وهم انگیز رنگهای افق آغاز شده بود.
لایه های نارنجی ، زرد و صورتی در افق بسرعت تغییر شکل می دادند. تاج روشن تر از آنی بود که تصور می شد؛ اما این مانع از آن نمی شد که سیارات زهره و عطارد و ستاره ابط الجوزا در آسمان آشکار نشوند. زمان 3دقیقه و 20ثانیه ای ما بسرعت در حال گذر بود و خیلی زودتر از آن که انتظار داشتیم به پایان رسید و حلقه الماس دوم ظاهر شد و منظره باشکوه خورشید گرفته بر فراز درختان ساحلی و آبهای مدیترانه را در خاطره همگان حک کرد.
این 3دقیقه و نیم بیش از تمام خستگی ها و هزینه های این سفر ارزش داشت و زیبایی مسحورکننده آن موضوعی نیست که کسی بتواند بسادگی آن را فراموش کند.کسوف به پایان رسید؛ اما هنوز بخش ویژه ای از برنامه علمی گروه باقی بود.
2تن از دوستان آلمانی و فرانسوی گروه که از جستجوگران کسوف هستند (گرنات مایزر و پاسکال دمی) حدود 60کیلومتر دورتر از محل ما خورشیدگرفتگی را رصد کرده بودند و جمع دیگری از اخترشناسان باتجربه نیز آنها را همراهی می کردند.
شب پس از کسوف فرصت مناسبی برای دیدار این افراد با گروه ایرانی بود که این فرصت با تلاش بابک امین تفرشی به دست آمد.علاوه بر گرنات مایزر و پاسکال دمی حدود 10نفر دیگر از اخترشناسان آماتور آلمانی ، امریکایی و فرانسوی به هتل ما آمدند تا به مرور کارهای خود بپردازند.
در میان این افراد حضور اشتفان زایپ که از او به عنوان بهترین عکاس نجومی اروپا یاد می شود بسیار قابل توجه بود، بویژه که وی قرار است بزودی در دوره ای که شاخه آماتوری انجمن نجوم ایران در تهران برگزار خواهد کرد، به عنوان مدرس عکاسی نجومی حضور یابد.در این برنامه ، ضمن مرور مراحل گرفت.
عکسهای اشتفان زایپ و دیگر همراهانش در کنار فیلمها و عکسهایی که ایرانیان از گرفت تهیه کرده بودند، به نمایش درآمد و پس از آن هم مناظر طبیعت و آسمان شب ایران از سوی اوشین زاکاریان نمایش داده شد.
بامداد روز بعد حرکت به سوی ایران آغاز شد، البته با 2توقف بسیار مهم در قونیه و کاپادوکیه که حکایت هر یک در کنار داستان بازدید از مراکز تاریخی ترکیه مجال بیشتری می طلبد.
آنچه از کسوف 9فروردین برای ما به یادگار ماند، هزاران عکس و فیلم و خاطره فراموش نشدنی از شکوه طبیعت بود که هنوز هم می تواند آرامش بخش و تسکین دهنده باشد.
از هم اکنون بسیاری نگاه به سالهای آینده و گرفتهای بعدی دارند؛ اگرچه آسمان غیر از گرفتها میزبان دهها پدیده جذاب دیگر هم هست و اتفاقا امسال کلکسیونی از این پدیده ها را برای علاقه مندان فراهم آورده است.

پوریا ناظمی
nazemi@jamejamonline.ir

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها