آنها که شنبه شب در جشن حافظ حضور داشتند، با چهرهای متفاوت از آنچه در دیگر کشورها رخ میدهد، روبهرو شدند. در واقع با حضور در این جشن میشد یاد گرفت که چه لباسهایی را نپوشید! یک بخش از ماجرا رعایت نشدن اصول پوشش در جامعه ماست که پیش از این هم بسیاری از رسانهها به آن پرداختهاند، اما بخش دیگر ماجرا شکل لباسهایی است که تن افراد سرشناس است. لباسهایی که تاکنون بارها دستمایه طنز قرار گرفتهاند و بسیاری از مردم را به شوخی با این لباسها واداشتهاند. برخی گفتهاند فلان بازیگر انگار پرده خانهشان را لباس کرده و دیگری را با شخصیتهای کارتونی چند دهه گذشته مقایسه کردهاند.
در رویدادهایی چون جشنواره فیلم و تئاتر فجر سال گذشته تدابیری برای حل این مساله اندیشیده شده بود و بازیگران با استانداردهایی برای پوشش روبهرو بودند، اما در رویدادهای خصوصی چون جشن حافظ خبری از این استانداردها نبود.
ظاهرا رسیدن به درک اینکه چه لباسی برای چه محیط و جایگاهی است، مساله اساسی است که از چشم طراحان لباس دور مانده است. به همین دلیل هنرمندان در برابر مبالغ گزافی که برای لباسهایشان میپردازند، به احتمال خیلی زیاد فقط یک بار از لباس استفاده کرده و آن را کنار میگذارند. درواقع طراحان در حال ارائه لباسهای یکبار مصرف به بازیگرانی هستند که قصد دارند در مجامع سینمایی بدرخشند.
البته معضل لباس در جامعه ما بسیار جدیتر از این حرفهاست و ماجراهای طراحی لباس تیم ایرانی حاضر در المپیک هم در این هفته دستمایه طنز قرار گرفت و مردم آن را با پاککنهای دهه 60 مقایسه کردند؛ هرچند کارگروه مد و لباس در حال فعالیت و فرهنگسازی در این عرصه است و هرچند لباسهایی را در جشنواره مد و لباس فجر بهعنوان برگزیده ارائه کرده که روندی رو به رشد داشتهاند، اما باز هم در این عرصه نیازمند فرهنگسازی هستیم.
زینب مرتضاییفر
فرهنگ و هنر