3 دیدگاه و یک نتیجه

یک هفته پس از صدور بیانیه شورای امنیت سازمان ملل متحد درباره فعالیت هسته ای جمهوری اسلامی ایران و با استناد به بازخوردهای سیاسی و حقوقی از مفاد و ادبیات به کار رفته در این بیانیه سه دیدگاه مشخص را می توان درباره آن استخراج کرد که هر یک از این دیدگاه ها می تواند به نوعی مبین نظرگاه بازیگران اطراف موضوع هسته ای ایران نیز باشد.
کد خبر: ۹۲۳۰۶

دیدگاه نخست : طرفداران این دیدگاه معتقدند با وجود رایزنی ها و تبلیغات فراوان جان بولتون نماینده تندرو امریکا در سازمان ملل متحد مبنی بر این که کشانده شدن پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت به مفهوم شروع دور تازه فشارهای بین المللی علیه ایران و در انزوا قرار گرفتن تهران خواهد بود اما در عمل سه هفته تقابل دیدگاه بین گروه 3و 2 یعنی امریکا ، انگلیس و فرانسه با روسیه و چین و بحث های داغ در 20 جلسه پی در پی نشان داد که برخلاف تصور مقامات امریکایی نشست شورای امنیت جاده ای صاف تر و هموارتر از نشست های شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی نخواهد بود خصوصا این که سرانجام رئیس دوره ای شورای امنیت از کشور آرژانتین این بیانیه را قرائت کرد. نکته جالب توجه از نگاه طرفداران دیدگاه نخست ، اشاره آنها به الزام آور نبودن بیانیه شورای امنیت است که البته براساس مقررات حقوق بین الملل طبیعی است که بیانیه شورای امنیت بیشتر جنبه توصیه داشته و ماهیتا نمی تواند الزام آور باشد.
نکته بعدی حذف بند مربوط به تهدید علیه صلح و امنیت جهانی در بیانیه صادر شده بود که این موضوع نیز سبب شده است طیف نخست از آن به عنوان ناکامی امریکا و انگلیس برای تهدیدآمیز جلوه دادن فعالیت هسته ای ایران نزد جامعه جهانی یاد کنند. حتی برخی معتقدند درخواست شورای امنیت از البرادعی مبنی بر ارائه گزارشی از آخرین وضعیت فعالیت هسته ای ایران به شورای حکام و شورای امنیت به مفهوم در دستورکار قرار دادن پرونده هسته ای ایران در آژانس و نه شورای امنیت است . در عین حال طرفداران این دیدگاه بیانیه شورای امنیت را بیانیه ای سیاسی دانسته اند که از نگاه تعبیض آمیز رکن اجرایی سازمان ملل متحد به فعالیت هسته ای اعضای این سازمان نشات گرفته و فاقد منطق حقوقی است.
دیدگاه دوم : طرفداران این دیدگاه معتقدند هر چند بند مربوط به تهدید علیه صلح و امنیت جهانی از ناحیه فعالیت هسته ای ایران در بیانیه شورای امنیت حذف شده است اما از آنجا که در بند اول اجرایی قطعنامه سپتامبر شورای حکام آژانس و همچنین قطعنامه چهارم فوریه این شورا از فعالیت هسته ای ایران به عنوان تهدید علیه صلح و امنیت جهانی یاد شده و از آنجا که صرف در دستور کار قرار گرفتن موضوعی در شورای امنیت به مفهوم تهدید بودن آن موضوع علیه صلح و امنیت جهانی است بنابراین حتی حذف این بند نیز نمی تواند از بار تهدیدآمیزبودن فعالیت هسته ای ایران علیه صلح و امنیت جهانی بکاهد. افزون بر این ، طرفداران این دیدگاه بر روی مهلت 30 روزه به ایران برای تامین خواست شورای امنیت براساس قطعنامه های شورای حکام مانور می دهند و معتقدند تعیین این مهلت به مفهوم اولتیماتوم به تهران بوده چراکه پس از سپری شدن این مدت ، شورای امنیت به سوی گام بعدی که همانا صدور قطعنامه خواهد بود حرکت می کند. علاوه بر این ، توافق 5 عضو دایم شورای امنیت بر روی 30 روز که به نوعی توافقی بینابینی در فاصله دو پیشنهاد مهلت دو هفته ای امریکا و انگلیس و مهلت 6 هفته ای چین و روسیه محسوب می شود ، خود مبین اجماع نظر 5 عضو دایم شورای امنیت است.
دیدگاه سوم : طرفداران این دیدگاه هر چند بصراحت معتقدند که فعالیت هسته ای ایران صلح آمیز بوده چون به هیچ وجه براساس گزارش های مدیرکل آژانس دچار انحراف نشده بنابراین تهدیدی علیه صلح و امنیت جهانی محسوب نمی شود اما در عین حال بر این باورند که امریکا توانسته در توافقی نیم بند نظر مثبت اعضای شورای امنیت را نسبت به دیدگاه خود جلب کند. از این رو باید پذیرفت که پس از نشست ماه مارس شورای حکام توپ در زمین شورای امنیت سازمان ملل متحد بوده و در این میدان بازی است که درباره فعالیت هسته ای ایران تصمیم گیری می شود. هر چند ممکن است هم زمان در نشست هایی در خارج از سازمان ملل متحد نظیر نشست برلین یا لندن نیز مذاکراتی صورت پذیرد اما در نهایت چانه زنی های بازیگران اطراف پرونده هسته ای ایران خروجی خود را در تصمیمات شورای امنیت نشان خواهند داد.
نتیجه : با استناد به این سه دیدگاه تردیدی نیست که در این مرحله طرفین بحث هسته ای ایران نمی توانند خود را پیروز مطلق دانسته و عنوان کنند همه معادلات به زیان طرف مقابل است . با وجود این به نظر می رسد جمهوری اسلامی ایران همچنان باید به جهانیان توجه دهد غنی سازی اورانیوم در سطح تحقیقاتی تهدید علیه صلح نیست که در این راه می تواند همچنان از نیروی کشورهای غیرمتعهد و عضو سازمان کنفرانس اسلامی استفاده کند. ضمن این که باید پذیرفت چین و روسیه دارای درجه تقابلی با میزان الحراره مشخص در برابر فشارهای امریکا و انگلیس هستند از این رو بیش از همه باید روی عقبه مردمی حساب باز کند. علاوه بر این ، ملت ایران با مراجعه به حافظه تاریخی خود بخوبی می داند در جریان ملی شدن صنعت نفت و هنگامی که انگلیس به عنوان یکی از اعضای دایم شورای امنیت کوشید از اهرم این شورا برای انصراف ایرانیان از حقوق خود بهره جوید نهایتا این قدرت منطق ایران بود که بر منطق قدرت و فشار سیاسی لندن پیروز شد بنابراین در این مرحله نیز هر چند عنوان می شود که حقوق همواره تابع سیاست است اما با منطق قوی و با استناد به مقررات بین المللی می توان طرف مقابل را در وضعیت دشوار و پرهزینه قرار داد.

مراد عنادی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها