در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اگر چه ممکن است جداسازی سفیدپوستان و سیاهپوستان در آمریکا از لحاظ قانونی متجاوز از 50 سال پیش پایان یافته باشد، هنوز در بسیاری از مناطق این کشور نژادهای مختلف آمریکایی در همسایگی همدیگر زندگی نمیکنند. آنها به یک مدرسه نمیروند، از یک فروشگاه خرید نمیکنند و همیشه به خدمات یکسان، دسترسی ندارند.
مساله نژاد در آمریکا همچنان موضوع حادی است و هرساله تظاهراتی با این موضوع برگزار میشود. کشتهشدن مردان و زنان غیرمسلح سیاهپوست توسط پلیس در چند سال اخیر، یک بار دیگر بحث بر سر روابط نژادی در آمریکا را زنده کرده و دامنه این موضوع به انتخابات قریبالوقوع ریاستجمهوری آمریکا و فراتر از آن کشیده است. شهرهای فرگوسن، بالتیمور و شیکاگو در آمریکا، سه شهری هستند که نام آنها با تنشهای نژادی همراه است. ولی این سه شهر یک خصوصیت مشترک نیز دارند. در این شهرها مانند بسیاری از شهرهای دیگر آمریکا، جداسازی سفیدپوستان از سیاهپوستان هنوز بسیار مطرح است.
در جریان گزارشهایی که از سراسر آمریکا منتشر شده از لوئیزیانا تا کانزاس، آلاباما تا ویسکانسین، جورجیا تا نبراسکا این موضوع از نزدیک لمس میشود. در بسیاری از این ایالات مردمی که به نژادهای دیگر تعلق دارند در بقیه ادغام نمیشوند و این انتخاب خودشان نبوده که باید به صورت جداگانه زندگی کنند، بلکه شرایطی رقم خورده که آنها را ملزم به رعایت آن کرده است.
رفع تبعیضنژادی در شهرهای بزرگ
در حالی که سالهاست تبعیضنژادی و قوانین حقوق بشر در دنیا اجرا میشود، اما در کشور تدوینکننده قانون رفع تبعیض نژادی و حقوق بشر شاهد اختلافاتی هستیم که نشان میدهد این کشور خود قانون را تصویب میکند، اما خیلی به اجرای آن پایبند نیست.
طبق بررسیهای انجام شده و آماری که اخیرا انتشار یافته و نتایج تحقیق انستیتوی بروکینز نشان میدهد در شهرهای بزرگ، تفکیک سفید پوستان از سیاهپوستان تا اندازهای کاهش یافته ولی هنوز ابعاد آن گسترده است. تحلیلگران انستیتوی بروکینز اعلام کردند اگر ادغام ایدهآل و کامل را صفر و جدایی کامل را صد فرض کنیم، در بیشتر کلانشهرها سطح این جدایی بین 50 تا 70 درصد است. بنابراین گزارش برای دستیابی به ادغام کامل باید بیش از نیمی از سیاهپوستان را تغییر مکان داد.
جدایی نژادی و اقتصادی ـ اجتماعی با هم ارتباط نزدیکی دارند. در آمریکا اگر شما سیاهپوست باشید احتمال این که در یک منطقه فقیرنشین زندگی کنید از یک سفیدپوست بیشتر است. این صرفا موضوع انتخاب شخصی یا تصادفی نیست. بعضی در چارچوب برنامهریزی و دهها سال سیاست خانهسازی بوده که بهطور فعالانه مانع زندگی کردن آمریکاییان آفریقاییتبار در محلههای خاصی شده است.
کانزاسسیتی در ایالت میسوری، یکی از شهرهای آمریکاست که مجزا بودن سفیدپوستان و سیاهپوستان در آنجا بسیار مشهود است. وقتی با اتومبیل از قسمت غربی خیابان تروست، عبور میکنید خانههای بزرگ با حیاط وسیع جلوی ساختمان را مشاهده میکنید. قیمت این خانهها از 356 هزار دلار تا یک میلیون و 200 هزار دلار است. ولی اگر در سمت شرق خیابان تروست، حرکت کنید، تصویر کاملا متفاوتی را خواهید دید. در بیشتر گوشه و کنار این منطقه خانههای خالی با چمنهای به حال خود رها شده و تلهای زباله مشاهده میشود. این تفاوت نشان میدهد حتی شهرداریها و همچنین کارگاههای خدماتی نیز نسبت به این موضوع واکنش نشان میدهند و برای سفیدپوستها ارزش بیشتری قائلند.
حتی فعالان و شاغلان هم تبعیض نژادی را در بدون در نظر گرفتن کرامت انسانی اجرا میکنند؛ بهطوریکه اگر سیاهپوستی در ایالت میسوری دنبال خانه باشد بنگاههای معاملات ملکی تنها قسمت سیاهپوستنشین را که فقیرتر هم هستند به او نشان میدهند. تفاوت خصوصیات مسکن در دو سوی خیابان تروست، کاملا نشاندهنده تفکیکنژادی است. دولت آمریکا نیز در ایجاد این وضعیت نقش داشته چون در دهه 1930 سیاستهایی را اعمال میکرد که در نتیجه آن بسیاری از سیاهپوستان نمیتوانستند در نواحی معینی صاحب خانه شوند.
هنگامی که دولت فدرال آمریکا در زمان ریاستجمهوری فرانکلین روزولت بهعنوان بخشی از برنامه اصلاحات اجتماعی و بهبود اقتصادی (نیودیل) دادن وام مسکن به آمریکاییها را شروع کرد، دستورالعملهای سختی در مورد این که در چه مواقعی میشود این وام را واگذار کرد تدوین شد.
وام خانه تنها به سفیدپوستها
محلههایی که در آنجا اقلیتها زندگی میکردند بهعنوان ناحیههایی که ریسک سرمایهگذاری دارد، اعلام شدند و تقاضای وام مسکن خانوادههای سیاهپوست مرتبا رد میشد و در نتیجه نمیتوانستند به بازار مسکن دسترسی پیدا کنند. این سیاستها تا دهه 1960 ادامه داشت و آمریکاییهای آفریقاییتبار را از یکی از بزرگترین اهرمهای ثروت در قرن بیستم یعنی صاحب خانه بودن، محروم میکرد. اکنون نیز بانکها همچنان شرط اعطای وام مسکن را بر اساس ریسک مالی، تعیین میکنند که در نتیجه آن جوامع رنگینپوست نمیتوانند به نحو کامل از این وامها استفاده کنند. عامل دیگری که مانع دسترسی سیاهپوستان به خریدن خانه میشد، شرطهایی است که در قراردادهای مسکن گنجانده میشد که امکان خرید مسکن توسط سیاهپوستان را محدود میکرد.
زندگی ممنوع
تبعیضنژادی و بردهداری ریشه تاریخی در کشور آمریکا دارد؛ به طوریکه تا سال 1948 ممنوع کردن یک سیاهپوست از خریدن یا زندگی کردن در یک خانه کاملا قانونی بود.
دولت آمریکا برای اینکه سفیدپوستان را از سیاهپوستان جدا کند در حومه شهرها خدماتی را ارائه میداد که سفیدپوستان به آنجا بروند و این حرکت به صورت آرام در همه جای این کشور اجرایی شد. مهاجرت خانوادههای سفیدپوست به حومه شهرها، فرار سفیدپوستان نامگذاری شده بود. در همین حال آن دسته از بنگاههای معاملات ملکی که تخصصشان تبدیل محلات سفیدپوستنشین به سیاهپوستنشین بود دست به ترفند جدیدی زدند و با نگران کردن سفیدپوستان از این که بزودی سیاهپوستان به همسایگی آنان نقل مکان خواهند کرد، خانههای سفیدپوستان را ارزانتر از قیمت واقعی خریداری میکردند. به این ترتیب جداسازی سفیدپوستان از سیاهپوستان همچنان ادامه یافت.
1970، اوج جدایی
لی بوستان، مورخ مسائل اقتصادی میگوید در سال 1970 مجزا بودن محل سکونت سفیدپوستان از سیاهپوستان به اوج خود رسید. او میافزاید: خانوادههای سیاهپوست بیشتری به حومه شهرها و شهرهای جنوبی آمریکا باز گشتند؛ شهرهایی که پس از لغو بردگی از آنجا خارج شده بودند. گر چه آتلانتا یکی از شهرهایی است که تفکیک محلههای سیاهپوست و سفیدپوستنشین آمریکایی در کمترین سطح است، اما هنوز چالشهایی در این زمینه وجود دارد. اینکه سفیدپوستان در کنار سیاهپوستان زندگی کنند خیلی برایشان خوشایند نیست در حالی که آنقدر این موضوع در سطح کلان کشور آمریکا نهادینه شده که سیاهپوستها از مجاورت با سفید پوستها خرستند هستند. حدود 40 سال قبل قانون موسوم به مسکن عادلانه، به تصویب رسید که هدفش پایان دادن به تبعیض در ارتباط با مسکن بود ولی این قانون بهطور صحیح اجرا نمیشود.
وعده بیفرجام رفع تبعیضنژادی
چند سال پیش باراک اوباما، رئیسجمهوری آمریکا قول داد که با الحاق مقررات جدید، شدت عمل این قانون را افزایش دهد. اکنون وام دولتی به پروژههای جدید خانهسازی تنها در صورتی تعلق میگیرد که نشان دهد ادغام بیشتر محلههای سیاهپوست و سفیدپوستنشین در این پروژهها منظور شده است، اما این شرط تنها به خانهسازیهای دولتی محدود میشود و خانهسازیهای خصوصی میتوانند بدون رعایت این شرط ادامه یابند.
جولین کاسترو، وزیر مسکن آمریکا در این باره میگوید: به موجب قانون مسکن جدید، جوامعی که کمک دولتی دریافت میکردند میبایستی برای عدمتبعیض در مورد مسکن تا حد امکان اقدامات لازم را به عمل آورند. مشکل این بود که سالها این شرطها به طور کافی شرح داده نشده یا رعایت نمیشد. اما چالشهای اصلی هنوز باقی هستند. با وجود این که دهها سال از جنبش حقوق مدنی میگذرد، بسیاری از سفیدپوستان و سیاهپوستان آمریکایی هنوز جدا از هم زندگی میکنند و در بدنه اقتصادی و قدرت جایی ندارند.
محمدحسین علیاکبری - روزنامهنگار
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: