در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
خروجی هم کم و بیش ـ و به اندازه تلاشهای انجام گرفته و البته با اغماض ـ قابل قبول بوده است. اما نکتهای که در این میان کمی مغفول مانده، «تعریف قهرمان» برای مخاطب خردسال و استمرار حضور این قهرمانها در مقابل دید مخاطب در قالبهای گوناگون است. اینکه در نمادهای مختلف ما کار انیمیشن رونق دارد و کارهای مختلف و در پارهای مواقع هم انجام میشود. یکی از دستاوردهای نهضت انیمیشنسازی در کشور است که در جای خود قابل تقدیر است، اما باید به این مهم هم توجه داشت که جدا از فرآیند تولید انیمیشن که هم طاقتفرسا و هم هزینهبر است، خیلی خوب است که ما قهرمانهای انیمیشن ایرانی داشته باشیم که به نوعی شمایل انیمیشن ایرانی را نمایندگی کنند و به نوعی «برند» محسوب شوند. در گذشته شخصیتهایی مثل داوود خطر و سیا ساکتی و بعضی از شخصیتهای انیمیشن تحسینبرانگیز شکرستان توانستهاند در این اندازهها ظاهر شوند و تولیدات دیگر این انیمیشنها مثل اسباببازی،کیف، دختر و... هم در اختیار مخاطب ایرانی قرار بگیرد. به عبارت دیگر جذابیت شخصیتهای انیمیشنی آثاری چون شکرستان و هشدارهای راهنمایی و رانندگی آنقدر بود که مخاطب ایرانی در طیفهای مختلف علاقهمند بود محصولات دیگر این آثار انیمیشنی را هم در اختیار بگیرد. به نظر میرسد با این نگاه باز هم میشود آثار مختلف با قهرمانهای دوستداشتنی پدید آورد و آنها را در معرض دید قرار داد. چیزی که خیلی مهم است و به دلایل گوناگون گاه از برابر دید ما کنار میرود این است که «مجموعههای انیمیشنی» به خاطر جایگاه ذاتی خود و اینکه مخاطب خردسال علاقهمند آن است ـ اگر درست و حسابی ساخته شده و براساس نیازهای واقعی او شکل گرفته باشند ـ اساسا فرآوردهای تکبعدی نیست و میتوان با برنامهریزی درازمدت، شخصیتهای یک انیمیشن جذاب را، به اشکال دیگر به مخاطب عرضه کرد. همان کاری که محصولات خارجی انجام میدهند و توانستهاند با همین شخصیتهای کارتونی بازار عجیب و غریبی برای خود تدارک ببینند که در اکثر مواقع این شخصیتهای کارتونی همخوانی چندانی با فرهنگ و سلیقه مخاطب ایرانی ندارد و به نوعی جا را برای ارائه آثار ایرانی تنگ کردهاند.
دو: هفته گذشته روزهای خوبی برای هنرهای تصویری ما نبود. درگذشت عباس کیارستمی که او را به عنوان یکی از بزرگترین فیلمسازان متفاوت دنیا میشناسند، بسیاری از علاقهمندان آثارش را شوکه کرد. البته بجز او یکی از بهترین بازیگران، نویسندگان و کارگردانان تلویزیون هم چهره در نقاب خاک کشید. بهمن زرینپور برای مخاطبان دهه 60 یادآور چند سریال دیدنی بود که شاخصترین آن «عطر گل یاس» بود؛ یک ملودرام خانوادگی جذاب که در زمان خود با اقبال فراوان روبهرو شد. بجز این دو نفر، خبر درگذشت ملیحه نیکجومند هم علاقهمندان آثار دهه 60 سینما و تلویزیون را ناراحت کرد. نیکجومند از بازیگران قدیمی بود که در برخی آثار چون طلسم، مادیان، سایه همسایه و... دیده شد. اگرچه او بیشتر بازیگر حاشیهای آثار بود، اما نوع بازی و چهره خاصش باعث میشد در یادها بماند.
درگذشت این هنرمندان در صفحات مختلف اجتماعی با واکنشهای مختلفی روبهرو شد و آنچه بیش از پیش به چشم آمد این بود که مخاطب به هنرمندانش توجه دارد و زندگی آنها را همچون آثارشان به دقت زیر نظر دارد.
مهدی غلامحیدری/دبیر قاب کوچک
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: