در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در این دوران هشت ساله تعدادی از جوانان این مرز و بوم به اسارت دشمن درآمده و در شرایطی سخت و طاقتفرسا روزهای اسارت را سپری کرده و سرانجام در قامت آزادگان سرافراز قدم به خاک ایران گذاشتند. خاطرات بسیاری از این آزادگان بعدها برای نگارش فیلمنامههای مختلف اعم از سینمایی و تلویزیونی منبع خوبی شد که تعدادی از آنها مراحل ساخت را طی کرده و در معرض دید همگان قرار گرفتند. برای مثال میتوان به مجموعه تلویزیونی «بازگشت پرستوها» به کارگردانی ابوالقاسم طالبی اشاره کرد که در دو بخش روایت شده است. بخش نخست آن در اردوگاه گذشته و شامل بسیاری از اتفاقهای برگرفته از واقعیت بود و در بخش دوم با زندگی خانوادگی یکی از اسرا همراه شده و از زاویهای دیگر به دهه 60 و آدمهایش نگاه شده است. در این بین باید گفت که بخش نخست جذابتر و گرمتر از کار درآمده و در عین حال بخوبی هم مخاطب را تحت تاثیر قرار میدهد. «دولت مخفی» ساخته مشترک حسن برزیده و راما قویدل یکی دیگر از کارهای شاخص تلویزیونی در این رابطه است که آن هم به لحاظ فرم روایی شباهتهایی با بازگشت پرستوها دارد. در بخش اول با خانوادهای همراه میشویم که با وقوع جنگ با چالشهایی مواجه شده و حوادث مختلفی را از سر میگذرانند. اصغر و سعید به عنوان شخصیتهای محوری، خوب و باورپذیر از کاردرآمده و شباهتهای زیادی به جوانان آرمانخواه انقلابی آن سالها دارند؛ بدون این که در این باره اغراقی صورت گرفته باشد. نقطه قوت دولت مخفی به بخش اردوگاه اسرا بازمیگردد که خشونت حاکم بر آن تا حدود زیادی واقعی جلوه میکند.
در این بخش شخصیتهای فرعی جذابی هم به کار اضافه شده و بر قطب منفی داستان هم باورپذیری مناسبی حاکم شده است. برای مثال میتوان به اسیری اشاره کرد که داخل اسرا نفوذ کرده و به جاسوسی برای فرمانده اردوگاه مشغول است. او به عنوان ضدقهرمان، متقاعدکننده از کار درآمده و بخوبی در مخاطب ایجاد خشم و نفرت میکند. او که به شکلی در مرگ مظلومانه خیرالله هم نقش داشته سرانجامی تلخ و دردناک داشته که با مرگ خودخواستهاش همراه میشود. سید دیگر شخصیت مثبت این بخش از دولت مخفی است که با ورودش تاثیر زیادی بر روند پیشبرد داستان داشته و مخاطب را به همدلی با خود وامیدارد. لو رفتن هویت سعید حیدری در قسمتهای پایانی هم ایده خوبی برای ایجاد تعلیق در داستان است که بخوبی در آنجا افتاده است.
قهرمانی به نام حاج رسول رستگاری
اما در دهه 70 مجموعهای با عنوان نبردی دیگر به کارگردانی عبدالله باکیده روی آنتن شبکه یک سیما رفت که نگاه متفاوتتری به داستان آزادگان ایرانی داشته و قالب متفاوتتری را برای روایت داستان خود برگزیده است؛ روایتی کلاسیک برپایه تقابل قهرمان (حاج رسول رستگاری) و شخصیت منفی (سرگرد مشعل عراقی) که بر پایه یک راز شکل گرفته و تا آخر هم مخاطب را در بیم و امید نسبت به هویت حاج رسول نگه میدارد. سرگرد مشعل به عنوان یک بدمن که با شلیک گلوله آرپی جی هفت حاج رسول به تانکش از ناحیه صورت دچار سوختگی شده، دلایل کافی برای انتقامگیری شخصی آن هم در دل جنگی بزرگ را داشته و به باور مخاطبان خویش مینشیند. از طرف دیگر هویت حاج رسول نکته کلیدی فیلمنامه نبردی دیگر است که لو رفتنش میتواند به قیمت جانش تمام شود که همین امر بار تعلیق حاکم بر داستان را بالا برده است. باکیده که دو فیلم سینمایی صلیب طلایی و پوتین را در گونه دفاع مقدس در کارنامه دارد، در نبردی دیگر تلاش زیادی برای خلق فضایی باورپذیر و روابط واقعی میان افراد حاضر در اردوگاه به خرج داده که تا حدودی هم به نتیجه رسیده است. با این حال آنچه مخاطب از نبردی دیگر که بتازگی از شبکه آیفیلم بازپخش شده در خاطرش مانده، همانا داستان مربوط به مخفی ماندن هویت حاج رسول است که هیجان فوقالعادهای را بر آن حاکم کرده است.
کسری همایونی افشار
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: