در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مجموعه تلویزیونی «رویای گنجشکها» به کارگردانی راما قویدل و تهیهکنندگی رضا جودی که سال 1391 از شبکه دو تولید و پخش شد، داستان همین مهربانیهاست. مهربانیهای بیدریغی که معاملهای است با خدای متعال تا روزگار خاکستری انسانها قدری لطیف شود. این مجموعه در زمان پخش خود، بیسر و صدا توانست مخاطبان خاص خود را داشته باشد که البته با تمهیداتی میتوانست مخاطبان بیشتری داشته باشد. این اثر به صورت کلاسیک میتواند از چند زاویه مورد بررسی قرار گیرد که در این نوشتار به آن خواهیم پرداخت و البته از مهمترین دلیل اهمیت این مجموعه شروع میشود.
جغرافیای داستان
رویای گنجشکها از آن دسته سریالهایی است که بر مبنای جغرافیایی غیر از تهران تولید شده که موضوع بسیار مهمی است، زیرا این سالها سینما و تلویزیون به شکل واضحی بیشتر داستانهای خود را در بستر تهران و پایتخت روایت میکنند و اینگونه سریالها میتوانند این فضا را عوض کنند. بچههای مدرسه همت ساخته رضا میرکریمی در دهه 70 و گل پامچال ساخته محمدعلی طالبی در دهه 60 از جدیترین آثار تلویزیون در حوزه کودک و نوجوان و در فضای شمال کشور است. تمام داستان این سریال هم در گیلان و فضای زیبا و بینظیر آن میگذرد و به همین دلیل بیننده میتواند داستان را با جذابیت بیشتری دنبال کند. اما باید توجه داشت لزوما فضای زیبا نمیتواند باعث جذابیت یک قصه شود همانطور که متاسفانه این روزها از لوکیشن شمال کشور در سینمای ایران برای داستانهای روشنفکرانه و کاملا بیربط استفاده میشود.
این تغییر جغرافیا به همراه رنگآمیزی متفاوت فضا و همینطور تغییر لحن و گویش، داستان را کاملا بومی میکند و این نکته باعث میشود آدمها و خانهها دارای شناسنامه مشخص باشند و از فضایی بدون هویت فاصله بگیرند. البته ذکر این نکته ضروری است که نگاه بسیاری از فیلمسازان به شهرستانها و بخصوص شمال کشور و مشهد مقدس نگاهی توریستی است که با تغییر لوکیشن خللی در قصه بهوجود نمیآید، اما در سریال رویای گنجشکها خوشبختانه منطقه روایت قصه دارای هویتی مشخص است و نمیتوان آن را تغییر داد. فرهاد پورسعیدی نویسنده این سریال که خود ساکن گیلان است دلیل اصلی این مساله است. او در این سالها فیلمنامههای بسیاری برای معرفی فرهنگ و زندگی مردمان شمال کشور نوشته که از آن جمله میتوان به فیل ماهی یا بولگا به کارگردانی مهدی جعفری و در مورد ماهیان خاویاری اشاره کرد. این نویسندگان مظلوم و عمدتا ساکن شهرستان نقش بسیار مهمی در توسعه و پرورش داستانهای بومی و فرهنگ فولکلور ایران دارند و ای کاش مجموعه تلویزیون به آنها بهای بیشتری بدهد.
داستان
رویای گنجشکها داستان صمیمانه و البته پر چالشی دارد. بچههای یک مرکز نگهداری کودکان بیسرپرست بعد از بسته شدن و تخلیه ساختمان به دلیل واگذاری، به پیرمردی خیر پناه میبرند که بهتر از آب روان است و بیاندازه مهربان و اوست که تصمیم میگیرد تمام زندگیاش را وقف این بچهها کند. البته در این میان دختر پیرمرد و یکی از اهالی محل سعی دارند او را منصرف کنند تا بتوانند از میراث او استفاده کنند، اما رابطه پیرمرد مهربان و بچهها آنقدر عمیق است که او مقاومت میکند و در مقابل مشکلات اداری و طمع اطرافیانش کوتاه نمیآید.
این خط اصلی با خرده داستانهای فراوان کنارش باعث میشود هر قسمت به شکلی مستقل علاوه بر این خط اصلی دراماتیک، قصه بچههای این خانه را هم دنبال کنیم. این قصههای فرعی عمدتا قصههایی تلخ و غمانگیز درباره بچههایی است که هر کدام به دلیل یک معضل اجتماعی مانند اعتیاد پدر یا بزهکاری آنها بیسرپرست یا بد سرپرست شدهاند. این بچههای بیگناه و دوستداشتنی به کمک کارکنان این خانه و آقا جان مهربانشان باید با سرنوشت غمانگیزشان مبارزه کنند.
نکته مهم در قصه البته این است که فضای این پرورشگاه روستایی با آن چیز که ما از این مکان و قوانین خشک آن سراغ داریم تفاوت دارد و بیشتر خانهای گرم و سرپناهی برای این کودکان است. رویای گنجشکها قصه دوست داشتنی دارد که البته میتوانست در کارگردانی منسجمتر شود.
راما قویدل
راما قویدل فرزند کارگردانی است که فیلم «ترن» یکی از زیباترین و بهترین فیلمهای سینمای ایران با موضوع انقلاب اسلامی و مبارزات مردمی در سال 1357 را ساخته است. مرحوم امیر قویدل در همان اثر جاودانهاش نمونه خوبی از سینمای جادهای و البته قصهگو را برای آیندگان به یادگار گذشته است.
راما قویدل در این سالها با چند مجموعه تلویزیونی مانند عملیات 125، قسمتهایی از شاید برای شما اتفاق بیفتد، تلهفیلم در همین نزدیکی و دو فیلم سینمایی تبدیل به فیلمسازی حرفهای شده است که در رویای گنجشکها اگر چه دریافت متفاوتی از قصه دارد، اما با بازیگران حرفهای و البته فضاسازی مناسب قصه را تا حد ممکن بدون لکنت روایت میکند و شخصیتهای اثرش را باورپذیر ارائه میدهد. راما قویدل در سالهای گذشته در چند پروژه بهعنوان کارگردان یکی از فصلهای این مجموعهها بهعنوان کارگردان حضور پیدا کرده و از این جهت رویای گنجشکها از آن دسته آثاری است که میتوان عیار کارگردانی قویدل را به صورت مستقل سنجید که نکته واضح در آن تفاوت ماهیتی متن و کارگردانی و دریافتهای متفاوت نویسنده و فیلمساز از یک قصه است.
استفاده از فرهنگ بومی
یکی از ویژگیهای این اثر استفاده از موسیقی محلی گیلان در سریال است که بخصوص در تیتراژ ابتدایی و انتهایی استفاده خوبی از آن شده است. این بهرهبرداری صرفا محدود به موسیقی نیست و تا جایی که برای همگان قابل فهم باشد از غذاهای محلی یا حتی بعضی از اصطلاحات این خطه استفاده شده و البته ماهیگیری، صیادی و کشاورزی که شغل اهالی منطقه است و در سکانسهایی هر چند کوتاه به این مشاغل سخت و البته شریف هم پرداخته شده است.
رویای گنجشکها سریال شریفی است که با وجود نواقصی در برخی از قسمتها در تولید و اجرا دارای پارامترهای مثبتی است و شاید میشد با هدفگذاری متفاوت به لحاظ بودجه و درجه تولید آن را ارتقا داد، اما نکته مهم در ساخت این سریال، ورود تلویزیون به موضوعی بسیار غمانگیز و جدی است. بچههایی که بدون هر گونه گناهی از داشتن پدر و مادر و زندگی عادی محرومند و البته این وظیفه تکتک ماست تا با نگاهی جدی به اطرافمان به کمک آنها بیاییم تا همانند آقا جان مهربان قصه، بچهها تمام امید و آرزویشان بودن در خانه ما باشد.
گنجشکها بیسر و صدا و قانعند و کاش یادمان باشد خرده نانی و اندک محبتی در کنار سفرههایمان برای آنها داشته باشیم که در آخر هیچ چیز جز عشق باقی نمیماند.
بازیگران
بیتردید آرزوی هر فیلمسازی در ایران حضور استاد علی نصیریان به عنوان بازیگر در اثرش است و راما قویدل این شانس بزرگ را داشته که از ایشان استفاده کند و البته بقیه بازیگران این سریال همچون آزیتا حاجیان، کورش تهامی، سام درخشانی، فرهاد بشارتی و گلاره عباسی هم از بازیگران مطرح تلویزیون و سینما هستند که نقشهایشان را بخوبی ایفا کردهاند. غافلگیری این سریال دو بازیگر گیلانی و برخاسته از استعداد بازیگری در شمال کشور یعنی کریم قربانی و ساقی زینتی هستند که به عقیده نگارنده هنوز به جایگاه واقعی خود در بازیگری نرسیدهاند. کریم قربانی در این مجموعه بسیار حرفهای و توانا ایفای نقش میکند و با شوخیهایش لبخند را به لب بیننده مینشاند. این مجموعه بازیگران سریال در کنار بچههای نابازیگر بخوبی فضا را منتقل کرده و گویی سالهاست واقعا در کنار هم زندگی میکنند و باز یاد آوری مجدد نقش استاد علی نصیریان که در سکانسهای حضورش سرشار از انرژی و صمیمیت در اجراست.
مجتبی نوایی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: