در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
درباره نسبت موسیقی و رسانه ملی میتوان به دو کارکرد اشاره کرد؛ یکی نمایش و پخش خود موسیقی در قالب نماآهنگ و کلیپ یا حضور خواننده در استودیو و برنامههای مناسبتی و دوم برنامه تخصصی و ترکیبی با محوریت موسیقی که البته تعداد آنها بسیار کم است. یکی از نقاط چالشبرانگیز صدا و سیما همیشه، موسیقی بوده است!
هیچ تصویر دقیق و قاعده و قانونی وجود ندارد که بگوید کدام نوع از موسیقی باید در تلویزیون مورد استفاده قرار بگیرد و به چه شکل و صورتی باید باشد و اساسا موسیقی چه وزن و شکلی باید در رسانه ملی داشته باشد.
هنوز هم اشتراک نظر و توافقی بر سر این که کدام نوع موسیقی و به چه شکلی از این جعبه جادو پخش شود وجود ندارد. بخشی از این اختلافنظرها به مسائل فقهی موسیقی برمیگردد به این معنی که موسیقی پخش شده مصداق غنا هست یا نه؟ در واقع از این منظر فهم و تشخیص موسیقی حلال و حرام، مساله اصلی است، اما از حیث فرهنگی ـ اجتماعی نیز موسیقی در سازمان صدا و سیما محل بحث بوده است. این که آیا باید معیار موسیقیایی رسانه ملی موسیقی حماسی و ملی باشد یا موسیقی اصیل و سنتی؟ از آن طرف با موسیقی پرطرفداری به نام پاپ و راک هم مواجه بودیم که بخش عمدهای از سلیقه موسیقیایی جامعه بویژه نسل جوان را نمایندگی میکرد.
سلیقه موسیقیایی مخاطب
این مساله در ابعاد وسیعتر فرهنگی ـ اجتماعی با مسائل فرامتنی موسیقی هم گره میخورد. بحث تهاجم فرهنگی و جذب نسل جوان به موسیقی غربی و موسیقی لسآنجلسی هم در میان بود، پس باید کاری صورت میگرفت تا نسل جوان بتواند نیازها و ذائقه و سلیقه موسیقیایی خود را در درون مرزهای کشور دنبال کرده و پاسخ بگیرد. اگرچه از حیث ساختاری ـ سازمانی، موسیقی مربوط به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بود، اما رسانه ملی به عنوان تاثیرگذارترین و فراگیرترین رسانه کشور که افکار عمومی را تحت تاثیر خود داشت بیش از هر نهاد دیگر درگیر این مناقشه بود.
رسانه ملی در دو دهه اخیر فراز و نشیب و کش و قوسهای زیادی را در چگونگی مواجهه با مساله موسیقی بویژه موسیقی پاپ طی کرد و البته دستاوردهای خوبی هم داشت. معرفی خوانندگان پاپ وطنی و فضاسازی برای ساخت آهنگ و موسیقی متنهای شاد و مدرنتر و ظهور پدیده تازهای به نام موسیقی تیتراژی توانست بخش عمدهای از نیازهای جامعه در حوزه موسیقی را پاسخ دهد، بویژه در شبکههای رادیویی مثلا رادیو پیام موسیقی نقش پررنگتری پیدا کرد. در واقع تلاش شد تا به تنوع سلیقه در حوزه موسیقی توجه شود و انواع صداها، آهنگها، تنظیمها و ژانرهای موسیقیایی سهمی در برنامههای رسانه ملی داشته باشد.
دیگر مثل دهه 60 هنگام پخش موسیقی تصویر گل و بلبل پخش نمیشد، بلکه خواننده در استودیو یا فضای باز حضور مییافت و به اجرا میپرداخت. بتدریج ساخت کلیپهای موسیقی نیز باب شد بویژه در تولید ویژه برنامههای مناسبتی، اما هنوز هم مطالبات مخاطب در حوزه موسیقی تمام و کمال رفع نشده بود. یکی عدم نمایش ساز و ابزار و آلات موسیقی بود که هنوز هم راهکاری فقهی برای آن پیدا نشده و دوم فقدان برنامههای ترکیبی ـ تحلیل درباره موسیقی بود.
البته چند برنامه معدود در این زمینه ساخته شد مثلا با کاروان شعر و موسیقی در شبکه دو یا برنامه «دستان» شبکه آموزش که رویکردی تاریخی ـ تحلیلی به موسیقی داشت و برنامه «ساعت 25» شبکه 5 که به وضعیت موسیقی پاپ در کشور میپردازد، اما واقعیت این است که این گونه برنامههای تخصصی موسیقی بودند که مخاطبان جدی و علاقهمندان پرو پا قرص موسیقی یا کسانی که خود در این حوزه کار میکردند تماشاگرش بودند و مخاطب در سطح وسیع و عام شاید پیگیر این برنامهها نبود.
تسهیل در دسترسی به رسانههای مختلف
ما امروز در جهانی به سر میبریم که امکان دسترسی مردم به رسانههای مختلف تسهیل شده و اگر مثلا ما در حوزه موسیقی برنامه خوب و جذاب نداشته باشیم مردم جذب موسیقی ملل دیگر شده و از برکات موسیقی وطنی محروم میشوند. یکی از بخشهای جذاب برنامه بخصوص برای علاقهمندان جدی موسیقی دعوت از اهالی موسیقی چه در مقام خواننده و چه نوازنده و آهنگساز است که این بخش بخصوص برای دانشجویان موسیقی یا پژوهشگران و علاقهمندان این حوزه میتواند حاوی نکات ارزشمند و آموزندهای باشد و در واقع کارکرد موسیقیشناسی برنامه را تضمین میکند. باید بپذیریم که شکلگیری یک برنامه خوب در حوزه موسیقی سابقه چندانی در رسانه ما ندارد. واقعا چند برنامه موسیقایی را میتوان نام برد که مثل دستان، به شکل تخصصی به این موضوع بپردازد.
دستان برنامه جوانی است که ابتدا نیازمند اعتمادسازی هم برای مخاطبان و هم مدیران است؛ هنوز اعتماد سازی لازم حتی برای همه مدیران رسانه ملی در ارتباط با موسیقی رخ نداده است، بنابراین باید آهسته و پیوسته با بخشهای چالشی و نقادانه آن حرکت کنیم که بازدارنده و بازخورنده نباشد. ما باید جایگاه شایسته موسیقی را در رسانه ملی تثبیت کنیم و بعد به نقادی آن بپردازیم. باید ابتدا خود موسیقی و انواع آن در رسانه ملی جا بیفتد و پا بگیرد تا بعد در پی نقد موسیقی به قوام و پویایی آن کمک کرد. دستان باید به دستان قدرتمندی برای دستگیری از هنر موسیقی این سرزمین بدل شود و آنجا که کلام از سخن باز میایستد موسیقی آغاز میشود.
موسیقی به مثابه سرگرمی
موسیقی واجد ظرفیتهای بالایی در برنامهسازی است که هم میتواند سویه سرگرمکننده داشته باشد و هم وجوه آگاهیبخش و اطلاعرسان. شاید یکی از جذابتترین برنامههایی که میتوان با محوریت موسیقی ساخت برگزاری مسابقات تلویزیونی با موضوع موسیقی از جمله خوانندگی است. اتفاقی که در اکثر تلویزیونهای جهان رخ میدهد و طرفداران زیادی هم دارد. برنامههای که میتوان تعداد زیادی از مردم بویژه نسل جوان را پای تلویزیون بنشاند.
آن سوی آبها شبکههای ماهوارهای فارسی نیز با راه انداختن چنین برنامههایی به جذب جوانان دست زدند که همه اینها ایجاب میکرد تا رسانه ملی ما در این زمینه اقدام کرده و با تولید برنامههایی مثل «شبکوک» این خلأ را پر کند. قطعا این برنامه به دلیل نخستین تجربه تلویزیونی واجد نقاط ضعفی بود و حتی برخی آن را به کپیکاری محکوم کردند، اما مساله این است که برخی از سوژهها یا ماهیت برنامهها در هر کجای دنیا که باشد ساختار و شمایلی شبیه به هم میگیرد و این لزوما به معنای کپیکاری نیست. بالاخره خوانندگانی باید در مسابقه شرکت کنند، چند داور کار آنها را قضاوت کنند و برنامه مجری و تماشاگر هم داشته باشد. گرتهبرداری در فرم مذموم نیست مهم محتوا و سطح کیفی برنامه و لحاظ کردن مولفههای بومی در آن است. برنامه شب کوک شاید مشکلاتی از این دست مثل پرحرفی مجری یا دست زدن زیاد تماشاگران و حتی شوخیهای اضافی داوران را در خود داشت، اما در نهایت و در نتیجه کلی، برنامه قابل توجهای از کار درآمد که تداوم آن در فصلهای بعدی ضمن این که میتواند خلأ چنین برنامهای را در رسانه ملی پر کند میتواند به برنامه قدرتمندی در مقابله با برنامههای مشابه ماهوارهای بدل شود که چندان با فرهنگ و ارزشهای ما سازگار نیستند. شاید از این طریق بتواند صدای موسیقی رسانه ملی را کوک کرد.
برنامه «دستان» هم از نمونههای موفق در این حوزه بود که نگاهی پژوهشگرانه و اطلاعرسانی در زمینه موسیقی دارد که میتواند نه فقط علاقهمندان به موسیقی که پژوهشگران آن را نیز راضی کند. این برنامه نشان میدهد نگاه رسانه ملی به این موضوع نخبهگرایانه است، با این حال تجربه در دو ساحت رسانه و موسیقی نشان میدهد که ما نمیتوانیم برای مخاطب تصمیم بگیریم. هرچقدر شما بخواهید برای مخاطب تعیین تکلیف کنید مخاطب از رسانه فاصله میگیرد. ما برای این که نظر مخاطب را جلب کنیم باید تلاش کنیم به سلیقه او نزدیک شویم و آن را بشناسیم. ما داریم درباره موسیقی و رسانه صحبت میکنیم؛ بنابراین آنچه نسبت این دو را مستحکم و اثربخش میکند رضایت مخاطب است. البته نه به این معنا که رسانه ملی تابع مطلق سلیقه مخاطب است بلکه به خواستهها و نیازهای مخاطب احترام میگذارد و تلاش میکند آنها را بازشناسی کند. مثلا در رادیو و بعضا تلویزیون شاهد برنامههایی هستیم که به پخش ترانههای درخواستی میپردازند و اتفاقا از پرمخاطبترین برنامههای رسانهای هستند. تاکید بر این موضوع به این دلیل است که اساسا ساخت هرگونه برنامه رسانهای بدون نیازسنجی مخاطبان موفق نمیشود.
سپنتا امانپور
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: