یک فنجان طنز

اندر حکایت شیر تو شیر شدن اتحادیه اروپا!

در حکایت‌های قدیمی ما آمده است که روزی شیری روباهی را در حال فرار دید. وقتی علت را پرسید؛ روباه گفت که عده‌ای شکارچی به جنگل آمده‌اند که حیوانات سه گوش را می‌کشند. شیر خندید و گفت: ولی تو که دو گوش داری، چرا فرار می‌کنی؟ و روباه گفت: قربانت شوم، این آدمیزادها اول می‌کشند بعد می‌شمارند! این ماجرا در حال حاضر با وضعیت بیشتر مردم انگلستان شباهت زیادی دارد. آنها ابتدا به خروج از اتحادیه اروپا رای دادند و بعد رفتند سراغ کسب اطلاعات درباره این که دقیقا به چه رای داده‌اند!
کد خبر: ۹۱۹۱۱۰

راستی اروپایی‌ها برخلاف ظاهرشان بیشتر از هر جاری و باجناقی اهل چشم و همچشمی هستند. به این ترتیب که برخی کشورهای دیگر اروپایی (مثلا فرانسه و هلند) هم که جدایی انگلیس را از اتحادیه اروپا دیدند، دلشان می‌خواهد از این جدایی‌ها داشته باشند و از حالا در تدارک لباس برای حضور پای صندوق‌های رای هستند! البته دوست هنرمندی دارم که در این باره می‌گوید: مردم اروپا بعد از دیدن فیم جدایی نادر از سیمین، به فکر جدایی از اتحادیه اروپا افتادند چون انگلیسی جماعت موقع فیلم دیدن حس همذات‌پنداری عمیقی با قهرمان‌های روی پرده دارد!

اما در میان اظهارنظرهای مختلفی که توسط رهبران سیاسی جهان انجام شده؛ بیشتر آنها از این خروج ابراز تاسف کردند. دونالد ترامپ گفته این جدایی خیلی هم خوب، میمون و مبارک است. خلاصه که ترامپ یک بار دیگر هم نشان داد برای فصل کردن آمده، نی برای وصل کردن آمده!

از طرفی دیوید کامرون هم که فکر نمی‌کرد تعارفش برای برپایی همه پرسی جدی گرفته شود و تازه رای هم بیاورد، اعلام کرد به زودی از سمتش کناره گیری می‌کند و تا آخر عمر یادش می‌ماند دیگر تعارف بیجا به کسی نزند!

ناگفته پیداست که مردم انگلیس از ابتدا هم خیلی مایل به یک کاسه کردن منافع‌شان با سایر کشورهای اروپایی نبودند و همواره خودشان را در اروپا تافته جدا بافته دانسته و می‌دانند. (نمونه‌اش هم واحد پول کشورشان که هرگز به یورو تبدیل نشد) این قدرت محوری و خودخواهی انگلیسی‌ها ما را یاد آن حکایت قدیمی ایرانی می‌اندازد که در آن شیر به همراه گرگ و روباه، آهویی را شکار می‌کنند. شیر ابتدا از گرگ می‌خواهد شکار را تقسیم کند. گرگ، آهو را سه قسمت می‌کند و برای شیر، خودش و روباه سهم مساوی قرار می‌دهد. شیر از این تقسیم کردن خوشش نمی‌آید و گرگ را می‌خورد و به روباه می‌گوید: حالا تو تقسیم کن! روباه کل شکار را به شیر می‌دهد و برای خودش فقط کمی چربی و دنبه بر می‌دارد. شیر با رضایت خاطر می‌پرسد: آفرین! این جور تقسیم کردن رو از کی یاد گرفتی؟ و روباه رندانه پاسخ داد: از گرگ مرحوم!

علی زراندوز

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها