باچان برای بیش از چهار دهه، ستاره اول بالیوود بوده است و برای حداقل 15سال در فاصله سالهای 1980 تا 1995، لقب پرقدرتترین چهره سینمایی کشور را به خود اختصاص داد. اواسط دهه 70میلادی با «دیوار» و «شعله» تبدیل به جوان خشمگین سینما شد و به صورت یک ابرستاره درآمد. در دهه 80در یک دوجین فیلم اکشن، کمدی، پلیسی، خانوادگی و فانتزی بازی کرد. نقش ویجی کومار او در فیلم «قانون» و مقابل دیلیپ کومار از مشهورترین فیلمهای او بویژه در ایران است. در کارنامهاش بیش از 200 فیلم سینمایی در ژانرهای مختلف دارد. از تمام مراسم مهم اهدای جوایزهندی، جایزه بهترین بازیگر مرد را گرفته و بالاترین دستمزد بازیگری به او داده شده است. چند سالی است که هم در فیلمهای سرگرم کننده ظاهر میشود و هم با محصولات غیرمتعارف همکاری میکند. تازهترین فیلم او به نام «سه»، هفته قبل روی پرده سینماهای هند رفت. این درام دلهرهآور نسخه هندی زبان یک فیلم ترسناک کرهای است. منتقدان سینمایی بازیاش را در این فیلم تحسین کرده و میگویند او هنوز هم جلوی دوربین فیلمبرداری، حرفهای زیادی برای گفتن دارد. گفتوگوی زیر از میان چند مصاحبه مختلف با این بازیگر کهنهکار ترجمه شده است.
آمیتاب باچانِ کودک چه جور بچهای بود؟
خیلی خجالتی بودم. با هر چیز کوچکی مشکلات زیادی داشتم. مثلا نمیتوانستم به تنهایی وارد یک رستوران یا اغذیه فروشی شوم. حتی بعدها و در زمانی که میخواستم وارد حرفه سینما شوم، این مشکل با من بود. برای انجام مصاحبه حضوری تا دم در استودیوها میرفتم اما جرات وارد شدن به محل را نداشتم. حتی تا امروز هم خجالتی هستم. اما صادقانه باید اعتراف کنم ورود به دنیای سینما و قرار گرفتن در موقعیتهای متفاوت در جلوی دوربین، تا حد زیادی کمک کرد تا اعتماد به نفس پیدا کنم. میدیدم که در جلوی دوربین باید در نقش کسانی ظاهر شوم که هیچ شباهتی به خودم نداشتند. این کار را هم باید کاملا طبیعی انجام میدادم. از من خواسته میشد یک دروغ را به بهترین و طبیعیترین شکل بازی کنم. هر چه دروغ من بزرگ تر بود، بیشتر تشویق میشدم. یاد گرفتم در زندگی واقعی با آرامش بیشتری به جنگ این خجالتی بودن بروم.
لقب ستاره سینما را گرفته اید. فکر میکنید بازیگران باید یک زندگی نرمال داشته باشند؟
همیشه گفتهام که بازیگران باید خیلی بادقت عمل و رفتار کنند. ما بازیگران نیازمند آن هستیم که بدرستی فهمیده و درک شویم. میلیونها چیز در اطرافمان وجود دارد که میتواند ما را ویران کند. احساسم این است که ما بازیگران از درون شکستهایم. به همین دلیل است که شما انبوهی از بازیگران را میبینید که به فیزیوتراپها و روانکاوان مراجعه میکنند. کاملا طبیعی است که ما فاقد یک زندگی نرمال و معمولی باشیم. شاید به همین دلیل است که نیازمند کمی مهربانی و لطف بیشتر هستیم. شما وقتی یک بازیگر هستید، طبیعی بودن برایتان کار سادهای نیست.
آیا حسرت چیزی را هم به دل دارید؟ حسرت یک کمبود یا چیزی شبیه آن؟
بزرگترین حسرت و تاسفم این است که هیچ وقت نتوانستم بزرگ شدن بچههایم را ببینم و در بزرگ شدنشان سهیم باشم. وقتی آنها بزرگ میشدند، من جلوی دوربین سینما در حال بازی بودم. از صبح تا شب کار میکردم. وقتی سرصحنه میرفتم، آنها خواب بودند. وقتی هم برمیگشتم، باز خواب بودند! یک جورهایی به همسرم جایا حسادت میکنم که وقت زیادی را با آنها گذرانده است. البته چند سالی است وقتم آزاد شده و معمولا در طول روز فقط در حال بازی در یک فیلم هستم. اما خب، بچهها دیگر بزرگ شدهاند. دلم برای روزهای کودکیشان تنگ شده و میشود. بعضی وقتها حس میکنم توجه لازم را به بچههایم نداشتهام و آنها به صورت طبیعی دوران کودکی و نوجوانیشان را سر نکردهاند. بخصوص زمانی که وارد دنیای سیاست شدم، شرایط برای آنها بدتر شد. آن محافظتهای سنگین و حضور شش هفت تا بادیگارد با آن تفنگهای بزرگ! حضور در دنیای سیاست ایده خوبی برای بزرگ کردن بچه نبوده و نیست.
ستاره بودن برایتان مهم است؟
زمانی که جوان بودم، خیلی به این چیزها فکر میکردم و حقیقتا برایم اهمیت زیادی داشت. اما با گذشت زمان، با این موضوع کنار آمدم. شغل من بازیگری است. مدتهاست به این موضوع فکر میکنم که باید تصویر درست و دقیقی از کاراکترهایم به تماشاچی بدهم. دیگر به دنبال نمایش خودم در جلوی دوربین و روی پرده سینما نیستم. میخواهم با نقشهایم با تماشاچی ارتباط برقرار کنم. نمیخواهم تماشاچی باچان ستاره را ببیند و از او تعریف و تمجید کند. میخواهم نقشی را ببیند که بازی کردهام و آن را بپسندد. این روزها دیگر خیلی به ستاره بودن اهمیتی نمیدهم و سعی میکنم به این مساله توجهی نداشته باشم.
تماشاگران را به خاطر این که در وجود شما به دنبال یک ستاره هستند، سرزنش میکنید؟
نه، اصلا. نمیتوانم مردم را به خاطر چنین چیزی سرزنش یا محکوم کنم. آنها به خاطر احساساتشان مقصر نیستند، زیرا اولین باری که شما به آنها معرفی میشوید، روی پرده بزرگ سینماست و دارید کارهایی خارقالعاده و بزرگتر از زندگی انجام میدهید. این موضوع کمی گیجکننده است. با این وسایل ارتباط جمعی، مردم چیزهای زیادی درباره ستارهها میشنوند و رمز و راز زندگیشان، مورد توجه عموم قرار میگیرد. برای من، بازیگری حکم یک کار را داشته که باید به نحو احسن انجام دهم. صنعت فیلمسازی ما به اندازه کافی بزرگ و وسیع است و چهرههای درخشان زیادی معرفی کرده است. حتی برخی از آنها، از مرزهای هند هم رد شده و شهرتی بینالمللی دارند. در کل خوشحالم که فیلم و سینما برای عموم مردم هند جذاب است و ما هم بخشی از آن هستیم.
ملاکهای انتخاب نقش
مهمترین نکته در انتخاب یک فیلم، ایده اصلی آن و فیلمنامه است. هر بار که با ایده تازهای روبهرو میشوم، ذوقزده میشوم. خب، شما نمیتوانید همیشه با ایدههای خوب و جذاب روبهرو شوید. تازه بودن آن ایده برایم اهمیت زیادی دارد. باورم این است که هر فیلمنامهای باید یک چیز جدید را مطرح کند و کاراکتری که میخواهی بازی کنی، چیز تازهای ارائه کند. چنین چیزی مرا به هیجان میآورد. در کنار آن، کارگردان فیلم هم اهمیت ویژهای دارد. خیلی مهم است که شما دارید با چه کسی کار میکنید. به عنوان یک بازیگر، همیشه در اختیار و تحت کنترل کارگردان فیلمهایم هستم. پس خیلی مهم است که کنترل خودم را به دست چه کسی میسپارم. او باید پاسخگوی اعتماد من باشد.
ترجمه: کیکاوس زیاری
جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم