تحلیل برگ‌های برنده ترامپ، کلینتون و ساندرز در گفت‌وگو با دکتر حسین دهشیار

نارضایتی 70 درصدی آمریکایی‌ها

کمپ حزبی دموکرات‌ها درحالی برای پیروزی هیلاری کلینتون تلاش می‌کنند که در آمریکا کاندیدای دموکراتی پیروز می‌شود که رای سیاهان را داشته باشد؛ یعنی مهم‌ترین گروه انتخاباتی دموکرات. همراهی سیاهپوستان آمریکا، یهودیان و صاحبان سرمایه آمریکا با هیلاری کلینتون، عملا بخت وی برای پیروزی نهایی در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا را بالا برده است.
کد خبر: ۹۱۰۹۱۹

دکتر حسین دهشیار، استاد روابط بین‌الملل دانشگاه با تکیه بر همین شواهد معتقد است که احتمال پیروزی ترامپ کمتر از کلینتون است. او هرچند هیلاری کلینتون را یکی از ضعیف‌ترین کاندیداهای حزب دموکرات از سال 1972 تاکنون می‌داند، اما بر اشتباهات ترامپ تاکید می‌کند.

آقای دکتر، با توجه به سازوکارهای انتخاباتی آمریکا، فکر می‌کنید نقش دو حزب برجسته جمهوریخواه و دموکرات تا چه اندازه می‌توانند در انتخابات ریاست جمهوری پیش رو در این کشور تعیین‌کننده باشد؟

قطعا تشکیلات حزبی به جهت این‌که منابع در اختیار داشته و قدرت سازماندهی دارند و در نقاط مختلف کشور دارای پایگاه هستند، از قدرت زیادی برخوردارند، بخصوص در این زمینه که چه کسی کاندید شود و چه کسانی به عنوان نماینده حزب در انتخابات شرکت کند، اما در صورتی که فردی یا تشکیلاتی که نظرات متفاوتی از حزب داشته باشند، بتوانند نظرات رای‌دهندگان درون حزب را جلب کنند، می‌توانند بر خواست حزب غلبه کنند همان‌طور که ترامپ این‌گونه عمل کرده، درحالی که تشکیلات حزبی و رهبران حزب بشدت با وی مخالف بوده و هستند، ولی وی توانست با تکیه بر نظر رای‌دهندگان و بسیج آنها و ایجاد شکاف میان رای‌دهندگان و تشکیلاتی حزبی که قبلا بوده خودش را به حزب بقبولاند و کاندیدای حزب جمهوریخواه شود. بنابراین احزاب در آمریکا مانند چراغی که موجب روشنایی خیابان شده و به دیگران جهت می‌دهد، عمل می‌کنند یعنی برای مردم مثل راهنما بوده و مردم مسیرشان را مشخص می‌کنند، احزاب سمبلی هستند برای ساماندهی و جلب افراد، احزاب باید مردم را بسیج هم بکنند، اما اگر مسیر فردی با حزب نخواند می‌تواند نظر خود را بر حزب بقبولاند.

به نکته جالبی اشاره کردید. برای بسیاری از افراد این سوال مطرح است که ترامپ واقعا چطور توانست تا این مرحله از فرآیند رقابت انتخاباتی بالا بیاید؟

محافظه‌کاران پایگاهشان حزب جمهوریخواه است، اما ترامپ، محافظه‌کار نیست. وی عضو جمهوریخواه نبوده و هیچ‌گونه سنخیتی با جناح‌های مختلف جمهوریخواه ندارد. جناح مسیحی انجیلی که ترامپ کمترین سنخیتی با مباحث انجیلی دارد، جناحی به نام عقاب که در زمینه سیاست خارجی بشدت خواهان حضور فعال آمریکا در صحنه جهانی هستند که ترامپ سنخیتی با آنها نیز ندارد، جناح اقتصادی بین‌الملل‌گرایی که اعتقاد به تجارت آزاد دارد که ترامپ اعتقادی ندارد و معتقد است در تجارت آزاد باید چارچوب تنبیهی رعایت شود و هرگاه نیاز باشد، باید به تعرفه اقدام کرد، در واقع سیاست تدافعی در پیش گرفته که سنیختی با جمهوریخواهان ندارد. آن چیزی که ترامپ دارد این است که توانسته با حرف‌هایش، نظر رای‌دهندگان اکثریت حزب جمهوریخواه را جلب کند، با وجود این‌که جمهوریخواه نیست و محافظه‌کار نیست، با وجود این‌که هیچ ویژگی شخصیتی ندارد که با ویژگی‌های رای‌دهندگان غالب حزب همخوانی داشته باشد، اما پیغامش توانسته است نظر رای‌دهندگان را جلب کند، در واقع وی چیزهایی را می‌گوید که آنها گفته‌اند یا می‌خواستند بگویند و کمتر احساس کرده‌اند در حزبشان مورد توجه قرار گرفته است. وی آن قدر کیاست و درایت داشته و زیرک بوده تا توانسته نظر رای‌دهندگان حزبی را جلب کند؛ هرچند که شاید خودش چندان اعتقادی هم به آن مسائل نداشته باشد، اما طوری ساماندهی کرده که رای‌دهندگان احساس کنند، می‌شود به وی اعتماد کرد. وی هیچ‌گونه نسبتی با ایدئولوژی حزب ندارد و صحبت‌هایی را که مطرح می‌کند ایدئولوژیکی نیست و مبنای طبقاتی دارد، به همین دلیل چون چیزهایی که می‌گوید گروه‌های کم‌درآمد و کم‌سواد احساس می‌کنند به خواسته‌های آنها نزدیک است، به همین دلیل از نقطه‌نظر این‌که صحبت‌های وی ماهیت طبقاتی دارد و این ماهیت طبقاتی جذاب است، در نتیجه به نظر می‌رسد که میان طبقات محروم جامعه بیشتر جلب نظر می‌کند.

علت انتقادهای بسیاری که از سوی هر دو حزب علیه ترامپ مطرح می‌شود، چیست؟

ترامپ تمام معادلات حاکم را بهم می‌زند. وی پولدار است، پس نیازی ندارد برای تامین هزینه‌های انتخاباتی خود سخنان گروه‌هایی که کمک مالی می‌کنند را بپذیرد، چون بدنه حزب از وی حمایت می‌کند. وی نکاتی را می‌گوید که با ارتدوکسی حزبی همخوانی ندارد، هر حزبی اصول و مرامی دارد وی هویت حزبی و اصول حزبی را با رفتارها و افکارش زیر سوال برده، پس قدرت‌یابی وی به معنی زیر سوال رفتن قدرت تشکیلات حزبی است. وی در صورتی که موفق شود قدرت روشنفکران حزبی و نظم حاکم سیاسی آمریکا زیر سوال می‌رود، اگر ترامپ موفق شود با توجه به این‌که بسیاری از جنبه‌های نظم سیاسی را زیر سوال برده باید نظم نوینی شکل بگیرد؛ یعنی جابه‌جایی در معادلات قدرت حاکم در واشنگتن را شاهد خواهیم بود و طبیعی خواهد بود بسیاری از کسانی که این نظم حاکم تامین‌کننده منافعشان است مثل غول‌های رسانه‌ای، وال‌استریت، احزاب و رهبران دو حزب نمایندگان حزبی در کنگره که موفقیت ترامپ خطری برای آنها محسوب می‌شود. ترامپ اتیکت انتخاباتی را ندارد مثلا می‌گوید همه مکزیکی‌هایی که وارد آمریکا می‌شوند، قاچاقچی و متجاوزند درحالی که ممکن است افرادی از این سنخ باشند، اما همه این‌گونه نیستند، در ضمن از نظر انتخاباتی خیلی عاقلانه نیست این‌گونه صحبت شود؛ بلکه باید گروه‌ها را به سمت خود جلب کرد.ترامپ گفته است آمریکا نباید خیلی در دنیا دخالت کند، اما به هر حال یکی از جناح‌های مقتدر بین‌الملل‌گرایی بخش سیاست خارجی آمریکا معتقد به بین‌الملل‌گرایی و حضور همه‌جانبه‌ای است، بخصوص جناح عقاب‌ها در حزب جمهوریخواه معتقد است آمریکا باید خیلی فعال و قاطع باشد و از دخالت در امور کشورهای دیگر ابایی نداشته باشد، اما ترامپ با این شیوه مخالف بوده و معتقد است در ابتدا باید به وضعیت آمریکا رسیدگی کنیم و پس از آن ببینیم در جا‌های دیگر چه اتفاقی رخ می‌دهد، لازم نیست به جای دیگری حمله کنیم؛ بلکه اگر وضعمان خوب باشد، دیگران به سمت ما خواهند آمد. این‌گونه تفکرات ترامپ با تفکر حاکم در سیاست خارجی آمریکا مخالف است، اما در هر صورت رای‌دهندگان در نوامبر امسال مشخص خواهند کرد که چه اندازه حرف‌های ترامپ و مخالفانشان اشتباه یا درست است.

البته از آن سو، رقابت کلینتون و ساندرز هم جدی است. فکر می‌کنید تضاد میان کاندیداهای دموکرات در آمریکا ناشی از چیست؟

شکافی میان جناح پیشرو حزب و جناح نزدیک به وال‌استریت حزب وجود دارد. کلینتون نماینده جناح راست در حزب دموکرات است که اعتقاد به تجارت آزاد و اعتقاد به نگاه خشن‌تر آمریکا در صحنه جهانی دارد و معتقد است وال‌استریت و بانک‌های بزرگ را باید کمک کرد، اما جناح پیشرو در حزب دموکرات که نماینده آن ساندرز است، معتقد است باید آمریکا نقشی را که در صحنه جهانی دارد کمتر با خشونت همراه باشد و سهم بیشتری صرف مسائل رفاهی در آمریکا شود. این جناح نگاه‌های بشدت لیبرال به مباحث فرهنگی و هویتی دارد و در مورد اسرائیل خواهان همکاری کمتر و تحت فشار قرار گرفتن آن است. افرادی که جوان‌تر و گرایش بشدت لیبرال داشته و مخالف قدرت بانک‌های بزرگ و وال‌استریت هستند، طرفدار وی بوده و این شکاف باعث شده کلینتون نتواند با وجودی که حزب طرفدارش است ساندرز را از صحنه بیرون کند.

با این همه، پیش‌بینی شما از نتیجه انتخابات ریاست جمهوری آمریکا چیست؟

برای کشوری مانند آمریکا که ساختارهایش کاملا جاافتاده و چارچوب‌ها مشخص است قدرت پیش‌بینی زیاد می‌شود؛ زیرا روندها کاملا نهادینه شده و می‌توان پیش‌بینی کرد شاید نتوان دقیق چیزی را گفت، اما در هر حال با توجه به الگوهای تاریخی و معادلات حزبی و ویژگی گروه‌های مختلف و سابقه رای دادن، ترامپ نباید رئیس‌جمهور شود؛ زیرا تمام الگوها فرض بر این می‌گذارد که موفق نشود، اما با توجه به این‌که براساس الگوهای سنتی کسی فکر نمی‌کرد که وی بتواند در حزب جمهوریخواه بالا بیاید و در بین 18 نفر در حزب جمهوریخواه موفق شود، بنابراین الگوها جواب نداد، اما با توجه به ملتهب بودن جامعه آمریکا و تضادهای وسیع درون‌حزبی و عدم احساس خوب حدود 70 درصد مردم نسبت به جامعه هر چیزی ممکن است.

در مورد کلینتون باید گفت دستگاه حزبی دموکرات‌ها خواهان کاندیدا شدن و موفقیت وی هستند، در آمریکا کاندیدای دموکراتی پیروز می‌شود که رای سیاه‌ها را داشته باشد؛ یعنی مهم‌ترین گروه انتخاباتی در دموکرات، گروه رای‌دهندگان سیاهپوست است. این درحالی است که ساندرز سنخیتی با سیاهپوستان ندارد، سیاهان دموکرات خواهان پیروزی کلینتون هستند و با توجه به این‌که سیاهان و رهبران حزب و صاحبان سرمایه آمریکا کسانی که مخصوصا در قسمت تکنولوژی‌های امروزی جزو غول‌های آمریکا و غول‌های بزرگ رسانه‌ای وال‌استریت هستند، خواهان برنده شدن کلینتون هستند، همچنین یهودیان که اکثر آنها کلینتون را ترجیح می‌دهند، بنابراین قاعدتا اگر اتفاقی نیفتد، باید کلینتون برنده شود، ولی وی یکی از ضعیف‌ترین کاندیداهای حزب دموکرات از 1972 تاکنون است، اما از آن طرف فردی مانند ترامپ کاندیدا شده که بشدت با تشکیلات حزبی خود مخالف است. به جای ترامپ اگر فرد دیگری بود که حزب دنبالش بود و رای‌دهندگان جمهوریخواه دوستش داشتند کلینتون شکست می‌خورد، اما چون حزب جمهوریخواه دچار شکاف شده و این حزب ترامپ را نمی‌خواهد و مردم خواهان ترامپ هستند و با حزبشان دعوا دارند، کلینتون شانس بسیار زیادی نسبت به ترامپ دارد.

کلینتون در صورت پیروزی ادامه‌دهنده راه اوباما خواهد بود؟

اوباما از 1964 تاکنون لیبرال‌ترین رئیس‌جمهور آمریکاست، البته لیبرال هویتی، اما کلینتون لیبرال اقتصادی است، وی بشدت به صاحبان منابع قدرت اقتصادی آمریکا نزدیک است و منافع اقتصادی صاحبان قدرت بیشتر در زمان کلینتون تامین می‌شود تا اوباما، اما در دیگر مسائل تقریبا اوباما و کلینتون مانند هم هستند، البته بجز سیاست خارجی که کلینتون بشدت قاطع بوده و معتقد است، آمریکا باید هر زمانی که احساس کند، منافعش به خطر افتاده باید مداخله کند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها