در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
«هنر (خیلی) برتر از گوهر آمد پدید»
قیمتهایی که در این حراجی ردو بدل میشد، این نوید را به ما میداد که بالاخره هنر هم خریدار خودش را پیدا کرده و هنرمندان نهتنها دیگر از زخم معده رنج نخواهند برد بلکه میتوانند بهترین جهیزیه را برای فرزندانشان تهیه کنند. (شامل مایکروفر همهکاره، یخچال سایدبایساید و اتوی پرسی)
مثلا یکی از تابلوهای سهراب سپهری به مبلغ 000/000/000/3 تومان و تابلوی دیگر او به قیمت 000/000/055/1 تومان فروخته شد. (اگر نمیتوانید این ارقام را بخوانید به سواد خود شک نکنید. ربطی ندارد. ) این در حالی است که این دو اثر از آثار خیلی معمولی سهراب سپهری بودند که گویا موقع تلفن حرف زدن با صاحبخانه کشیده و انصافا آثار بسیار زیباتری از او سراغ داریم. بیچاره سهراب تا وقتی نفس میکشید، مجبور بود با لندرورش این طرف و آن طرف برود و به مردم سیب سرخ و لبخند هدیه بدهد بلکه کتابش را با تخفیف 20 درصد بخرند و حتی وضویش را با تپش پنجرهها میگرفت که نکند پول قبض آبش زیاد بیاید. یکبار هم یکی از تابلوهای نقاشیاش را با اقساط 72 ماهه بدون ضامن به یک نفر فروخت که طرف بعد دو هفته تابلو را با این بهانه که «خانمش خوشش نیامده» پس آورد.
حالا که 36 سال از رفتن سهراب میگذرد، شماره حسابش را میخواهند که برایش 5/4 میلیارد پول واریز کنند. سهراب جان برخیز که الان وقت خواب نیست، وقت زندگی کردن است. برخیز که دیگر بهجای قایق ساختن میتوانی تایتانیک بخری و به آب بیندازی و دور بشوی از این خاک غریب.
سعید طلایی
جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: