شاید باور نکنید و این حرفها را یک اغراق مطبوعاتی یا شگرد تبلیغاتی تصور کنید، اما آمارها حقایق تلخی را فریاد میکند. همین چند روز پیش بود که معاون مطبوعاتی ارشاد در گفتوگویی اعلام کرد تیراژ کل روزنامهها در ایران به یک میلیون نسخه در روز نمیرسد! اگر جمعیت ایران را 80 میلیون نفر فرض کنیم، معنایش این است که از هر 80 نفر ایرانی (یک بار دیگر این عبارات را در ذهن مرور کنید: از هر 80 نفر ایرانی!!!) تنها یک نفر روزنامه میخرد یا میخواند و این یعنی فاجعهای بدتر از خشک شدن دریاچه ارومیه یا از بین رفتن جنگلهای شمال! برای یک مقایسه ساده بدنیست بدانید بهعنوان مثال در ژاپن با جمعیتی یک و نیم برابر کشور ما، تیراژ روزنامههای عادیشان هرکدام هشت تا ده میلیون نسخه در روز است؛ یعنی با یک حساب سرانگشتی میتوان گفت از هرسه یا چهار نفر ژاپنی، یک نفر روزنامه میخواند. حالا متوجه شدید تفاوت از کجا تا کجاست؟!
این قطعا برای کشوری که ادعای 3000 سال تمدن و فرهنگ دارد یا به دینی تکیه داده است که نخستین پیامش «بخوان ....!» بود که یک فاجعه بزرگ فرهنگی است.
کارشناسان میگویند کسی که روزنامه میخواند در مقایسه با کسی که روزنامه نمیخواند، مانند یک فرد باسواد در مقایسه با یک فرد بیسواد است. هر روزنامه در جهان جدید مانند یک آموزشگاه، مدرسه یا مسجد است. آموزشهای عمومی همواره از طریق رسانههای جمعی و در راس آنها روزنامههاست که انتقال پیدا میکند. گاهی وقتی از کسی میپرسی چرا روزنامه نمیخوانی میگوید: چون روزنامهها چیزی ندارند. این «چیزی ندارند» یعنی چه؟ مگر روزنامهها باید چه چیزی داشته باشند؟ این نگاه سنتی و غلطی است که تصور میشود روزنامهها باید همیشه خبرهای «داغ» و «انفجاری» داشته باشند یا «پاتوق» این یا آن جریان سیاسی باشند تا دیده و خریده شوند .
پیشنهاد میشود برای نجات روزنامههای ایران یک کمپین در فضای مجازی یا واقعی با عنوان «من روزنامه میخوانم» شکل بگیرد.
بر همین اساس پیشنهاد میشود هر کس در حد توانش یک روزنامه بخرد و برای خود و همکاران یا دوستانش ببرد. مطمئن باشید اگر روزنامهای خریده شود، خوانده خواهد شد. فرض کنید اگر از هر ده معلمی که به مدرسه میرود یا هر 20 کاسبی که شب به خانه برمیگردد یا هر ده کارمندی که به سرکار یا خانه میرود و... یک نفر روزنامه بخرد و باخود ببرد، تیراژ روزنامههای ما چند برابر این چیزی خواهد بود که هست. ایرانیها به کلی روزنامه خواندن را از یاد بردهاند. چگونه میشود دوباره بهیادشان آورد؟
محمدعلی عسگری
جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم