خیابان شریعتی از پیچ شمرون یا دروازه شمرون که محل یکی از دروازههای قدیم تهران است در خیابان انقلاب شروع میشود. دروازهای که دیگر از آن بجز نام اثری نیست. بعد از انقلاب هم به دلیل وجود حسینیه ارشاد در این خیابان که پایگاه سخنرانیهای دکتر شریعتی بود نام این متفکر را به خود گرفت.
خیابان شریعتی طی سالهای گذشته بسیار تغییر کرده و دیرزمانی است که روستاها و باغهای قدیمی اطراف آن به محله تبدیل شده و از آن همه روستا و باغ فقط چند نام به یادگار باقی مانده است که یادآور گذشته این محله هستند؛ مانند باغ صبا که حالا محله سهروردی شده روستایی قدیمی که با تمام باغهایش در مسیر جاده شمیران قرار داشت و بعد از تبدیل شدن به بافت مسکونی نام سابق آن روستا روی محل باقی ماند یا نام سه راه ملک که از باغها و زمینهای وسیعی که متعلق به حاج حسن ملک بود باقی مانده است.
اما یکی از نشانههای قدیمی خیابان که هویت آن را میسازد موزه قصر است. کاخی بزرگ شامل بیرونی، اندرونی، کلاه فرنگی و استخر که به فرمان فتحعلی شاه قاجار در 118 سال پیش بیرون از تهران ساخته شد. این قصر بتدریج از دوره ناصرالدین شاه با کمتوجهی از رونق افتاد و به ویرانهای تبدیل شد تا آن که سال 1308 به دستور رضاشاه به زندان تبدیل شد و پس از انقلاب اسلامی بعد از گذشت سالها این زندان تعطیل و شهرداری، بخشهایی از آن را تخریب کرد که با پیگیری کانون زندانیان سیاسی قبل از انقلاب با ثبت زندان به عنوان آثار ملی در سازمان میراث فرهنگی از تخریب تمام آن جلوگیری و توسط شهرداری به باغ موزه تبدیل شد.
بخشهای دیدنی این موزه شامل موزه تاریخ انقلاب اسلامی ایران است که تصویری از مبارزات مردم در دوران پهلوی و «موزه زندان» است که بازسازی عینی فضای زندان از اتفاقاتی که در آن روی داده و در محوطه رو باز زندان «باغ ایرانی» قرار دارد که با بهرهگیری از تنوع گیاهی یک فضای زیبا دلنشین بوجود آورده است. البته در این موزه چایخانه و سفرهخانه سنتی، بازارچه و محل فروش کارهای هنری و صنایع دستی هم وجود دارد. شاید آنچه این موزه را با موزههای دیگر متفاوت کرده وجود زندانیانی است که شاید از لابهلای دیوارها و سنگفرشهای زندان صدایشان را بتوان شنید؛ صدای کسانی چون اولین زندانی زندان قصر و سازنده آن یعنی سرتیپ درگاهی که فقط دو روز پس از همراهی رضاشاه در مراسم افتتاح زندان، در همان زندان محبوس شد تا قوامالسلطنه، صارمالدوله، صولتالدوله، عبدالحسین تیمورتاش، بزرگ علوی و علیمردان خان بختیاری و پنجاه و سه نفر و محمد فرخی یزدی و همچنین دکتر تقی ارانی و هویدا و محمدتقی شریعتی و مرتضی مطهری و آیتالله طالقانی فقط برخی از زندانیان معروف این زندان هستند.
بجز این موزه، موزههای دیگری هم در خیابان شریعتی وجود دارد ازجمله موزه رضا عباسی که گنجینهای از آثار هنر هنرمندان قبل و بعد از اسلام تا قرن 13 را در دل خود حفظ کرده است؛ هنرهایی شامل نگارگری و خوشنویسی و آثار هنری و صنعتی. رضا عباسی که نام موزه از او وام گرفته شده یکی از نگارگران عصر صفویه است.
طویل بودن خیابان شریعتی باعث شده بیشتر محلهها و خیابانها و بزرگراههای شرق تهران به این خیابان راه داشته باشند. بافت خود خیابان شریعتی بیشتر تجاری و کمتر مسکونی است، اما محلات اطراف آن بیشتر مسکونی است. هر چه به سمت شمال خیابان حرکت کنید به نظر میرسد از بافت متراکم محلههای اطراف خیابان کاسته و بخش اداری و سازمانی بیشتر میشود و بعد از گذشتن از پل سیدخندان محلات قدیمی چون چال هرز قلهک، زرگنده، قیطریه، یخچال و دزاشیب اطراف این خیابان را شکل میدهند.
اما یکی دیگراز نشانههای معروف این خیابان که هویت آن را میسازد حسینیه ارشاد است که در محله چال هرز قرار دارد. در گذشته این محل را با نام چال هرز میشناختند چون گودال بزرگ و دره شکلی بوده که هرزآبها به آنجا سرازیر میشده و با گذشت زمان بتدریج با تخلیه خاک و نخاله از عمق گودال کاسته شد و کمکم کاربرد کشاورزی و بعد مسکونی پیدا کرد. امروزه بیشتر اهالی این محل را با عنوان حسینیه ارشاد میشناسند. حسینیه ارشاد سال 1346 توسط محمد همایون، ناصر میناچی و شهید مرتضی مطهری با هدف ایجاد یک مرکز فرهنگی و مذهبی بنیان گذاشته شد، اما آنچه این حسینیه را با بقیه متمایز کرده سخنرانیهای پیایی دکتر شریعتی بود که باعث معروفیت حسینیه ارشاد شد. از بخشهای مهم دیگر این محله میتوان به مرکز تفریحی شهید چمران اشاره کرد که بیشتر به بولینگ عبدو به نام بنیانگذار آن شناخته میشود. سینماهای صحرا، فرهنگ و سروش هم ازجمله بخشهای مهم این خیابان هستند. به همه اینها باید پل رومی را هم اضافه کنید پل رومی پلی است مقابل در سفارت ترکیه که الهیه را به خیابان شریعتی متصل میکند و علت این که به این نام معروف شده این بوده که زمان شکلگیری سفارت ترکیه یا عثمانی ـ این کشوربه روم شرقی معروف بود ـ این پل نامش را از این سفارت گرفته است. وقتی به انتهای خیابان دکتر شریعتی که به میدان قدس یا تجریش منتهی میشود میرسید فضای قدیمی سردرخانه فرمانفرما و کوچههای تنگ آن اطراف و خانههایی با سقف شیروانی و فضای مسجد اعظم و تکیه پایین تجریش و مغازههای سمنوفروشی در کوچه رضاییه به یکباره تصویری قدیمی از شمرون را برایتان تداعی میکند.
اکرم بیگی