در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مخاطبان بتازگی شاهد بازی او در سریال تلویزیونی «معمای شاه» و در نقش سپهبد زاهدی بودند. این روزها سریال تلویزیونی «تولدی دیگر» به کارگردانی داریوش فرهنگ و با بازی عبدالرضا اکبری از شبکه آیفیلم بازپخش می شود. به همین بهانه پای صحبت های اکبری و مرور خاطرات او از این سریال تلویزیونی که در دهه 70 توانست مخاطبان زیادی را پای تلویزیون بنشاند، نشستیم.
سریال تولدی دیگر که این روزها از شبکه آی فیلم بازپخش می شود، محصول دهه 70 رسانه ملی است. تماشای این سریال بعد از گذشت 20 سال برایتان چه حسی را زنده می کند؟
مسلما تماشای کارهای قدیمی همراه با حس نوستالوژی، شیرین و لذتبخش برای بازیگر است و من هم از این قاعده مستثنا نیستم. در زمان تولید سریال تولدی دیگر جوانتر بودم و بچه هایی که در این سریال بازی کردند، الان بزرگ شدهاند و هر کدام زندگی و تشکیلات خودشان را دارند. تماشای این سریال بعد از گذشت این همه سال برای من هم همراه با خاطرات شیرین و لذتبخش است و جذابیت خاص خودش را دارد. ضمن اینکه این مجموعه در زمان پخش جزو سریال های محبوب مخاطبان بود و تماشاگران زیادی داشت. الان هم با وجود اینکه سالها از پخش این اثر میگذرد، اما مخاطبان دیروز و امروز با علاقه به تماشای این اثر می نشینند. البته در آن سالها تعداد شبکه های تلویزیون و سریال ها محدود بود، اما با این حال بازیگران با علاقه و با جان و دل کار میکردند و مسائل مالی خیلی مطرح نبود. راستش تا آنجا که یادم می آید، انگیزه من و دیگر همکارانم هم برای ساخت سریال تولدی دیگر زیاد بود و همه تلاش می کردیم با یک کار خوب همراه با داستان پر تعلیق و اجرای جذاب، مردم را درگیر کنیم. طبیعی است که همه این خاطرات زیبا و به یاد ماندنی است.
یعنی الان با جان و دل و با انگیزه کار نمی کنید؟
نه، مگر می شود که بازیگر برای کارش وقت و انرژی نگذارد؟ اما الان خیلی چیزها فرق کرده است. مسلما دیگر حوصله و زمان گذشته نیست و سرعت جایگزین شده است. البته این شتاب و سرعت با توجه به تعدد شبکه های تلویزیونی چیز بدی نیست، اما برخی مواقع شتابزدگی به کار آسیب می زند. در حالی که در گذشته وسواس و حساسیت روی کار بیشتر بود، ولی الان برخی تهیه کنندگان اصرار دارند که کار زودتر و در زمان کوتاهتر ضبط شود تا به لحاظ مالی خیلی متضرر نشوند. در گذشته قصهها با حوصله تر نوشته می شد و به نظرم موارد فوق باعث می شود که انگیزه برای کار نسبت به گذشته پایین باشد، اما با همه این مشکلات شاهد تولید سریال های با کیفیت هستیم که با حضور کارگردان، بازیگران و عوامل حرفه ای تولید می شود.
شما در سریال تولدی دیگر پدر سه فرزند بازیگوش بودید. کار کردن با بچه ها همراه با دردسر و برداشت های متعدد بود یا اینکه خیلی زود با بچه ها کنار آمده بودید؟
البته باید به داریوش فرهنگ کارگردان سریال خسته نباشید گفت که قصه ای را کارگردانی کرد که سه بچه شیطان و بازیگوش بخشی از بار قصه را به عهده داشتند. مسلماً ساخت چنین اثری دل و جرات می خواهد، اما باید بگویم فرهنگ به خوبی این مساله را مدیریت کرد و قبل از کلید خوردن سریال جلسات تمرین و دورخوانی گذاشته بود و ما در زمان پیشتولید بارها صحنه های مختلف سریال را تمرین کرده بودیم.
این تمرینات نه تنها بازی ها را جلو دوربین روان تر کرده بود، بلکه فضای صمیمانهای را هم میان عوامل شکل داده و ما تبدیل به خانواده شده بودیم. بازی در کنار بازیگران این سریال همچون زندهیاد جمیله شیخی، لعیا زنگنه، فریبا متخصص و ... لذتبخش بود. بنابراین با توجه به تمرینات گسترده گروه در هنگام اجرا مشکلاتمان کمتر بود. بچه ها هم مثل اعضای خانواده ام شده بودند و فضای شوخی در کار حاکم بود.
اشاره به حضور زنده یاد جمیله شیخی کردید. بازی در کنار این بازیگر پیشکسوت برایتان همراه با چه تجربهای بود؟
فوق العاده عالی بود. معتقدم بازی در کنار پیشکسوتانی همچون زنده یاد شیخی و دیگر اساتید همچون عزت الله انتظامی، علی نصیریان، محمدعلی کشاورز و ... دنیای تجربه بود و من از خانم شیخی، منظم بودن، نحوه رسیدن به نقش و ... را یاد گرفتم. می توانم بگویم بازی در کنار پیشکسوتان از کلاس دانشگاه هم پربارتر است.
با توجه به اینکه اکنون شصتواندی سال سن دارید، آیا تجربه خودتان را در اختیار نسل جوان قرار میدهید؟
کسب تجربه از پیشکسوتان به صورت کلاس درس نیست و خود فرد باید پیشقدم باشد که چگونه به رفتار و عملکرد بزرگان نگاه کند و یاد بگیرد. راستش من هنوز خودم را در حرفه ام محصلی می بینم که باید از محضر بزرگان استفاده کند؛ بنابراین با اینکه سن و سالی از من گذشته باز هم به دنبال یادگیری هستم. امیدوارم نسل جوان هم این طور باشند. من در هرکاری که بازی میکنم تا جایی که از دستم بر بیاید به جوانان کمک می کنم، اما گاهی جوانان ترجیح می دهند خودشان آزمون و خطا کنند و خیلی گوش شنوایی برای شنیدن انتقاد ندارند.
با توجه به اینکه سالها خاک صحنه خوردید، آیا تجربیاتتان را در اختیار پسرتان پندار که بازیگر است، می گذارید و مثلا از بازی هایش ایراد میگیرید؟
بله، همیشه با پسرم صحبت می کنم. البته معتقدم انتقاد باید همراه با یک پیشنهاد سازنده باشد و در غیر این صورت خیلی اهمیت ندارد. به نظرم محکوم کردن کار یک فرد اصلا درست نیست و باید پیشنهاد صحیح به طرف مقابل بدهیم تا با جان و دل بپذیرد، چراکه برخی آدم ها کم حوصله و کم طاقت هستند. بنابراین پیشنهاد جدید باید یک مسیر تازه را باز کند. خوشبختانه من و پسرم برای کارهایمان با یکدیگر مشورت می کنیم و رابطه مان به هیچ وجه یک طرفه نیست. گاهی هم من از تجربیات پسرم استفاده می کنم. به هر حال دنیای بازیگری همراه با اوج و فرود است و اگر بازیگر فقط مصر باشد که رفتار و عملکرد خودش صحیح است، فقط دچار رکود میشود و نتیجه دیگری برایش نخواهد داشت. خوشحالم سریال تولدی دیگر برای مردم خاطرات خوش به جا گذاشته است.
فاطمه عودباشی - رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: